آمریکاامنیت و دفاعداخلی

واشنگتن چقدر از تل‌آویو دیکته‌پذیر است

لابی اسرائیل تصمیم‌های دولت ترامپ را در غرب آسیا هدایت می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «واشنگتن چقدر از تل‌آویو دیکته‌پذیر است» به قلم آرش رضایی و منتشرشده در پایگاه دیپلماسی ایرانی، به بررسی میزان تأثیرگذاری لابی‌های صهیونیستی، به‌ویژه آیپک، بر جهت‌گیری‌های سیاست خارجی آمریکا در دوران ترامپ می‌پردازد. نویسنده با تکیه بر نمونه‌های سیاستی، نفوذ اسرائیل را قابل ‌توجه اما نه مطلق دانسته و بر پیوند منافع راهبردی واشنگتن و تل‌آویو تأکید می‌کند. در ادامه، چکیده این مقاله آمده است.

در سال‌های اخیر، بحث درباره میزان تأثیرگذاری دولت اسرائیل و جریان صهیونیستی بر سیاست‌گذاری‌های آمریکا به‌ویژه در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ شدت گرفته است. بر اساس دیدگاه‌هایی که در آثار پژوهشگران آمریکایی از جمله جان میرشایمر و استیون والت در کتاب «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» آمده، گروه‌های هوادار اسرائیل نظیر کمیته امور عمومی آمریکا-اسرائیل با نفوذ گسترده در ساختار سیاسی و مالی آمریکا نقش مهمی در جهت‌دهی سیاست خارجی آن کشور دارند. این روابط از دهه ۱۹۶۰ به‌عنوان یک رابطه خاص و راهبردی شناخته می‌شود که بر پایه ارزش‌های مشترک، حمایت‌های امنیتی و نفوذ مالی لابی‌ها شکل گرفته است. آیپک با تأمین بودجه کارزارهای انتخاباتی و فشار سازمان‌یافته بر کنگره، مسیر تصمیم‌گیری‌های بسیاری را تعیین کرده و سالانه میلیون‌ها دلار به نامزدهای حامی تل‌آویو اختصاص می‌دهد. طبق گزارش‌ها، این ساختار در تصویب تحریم‌ها علیه ایران و حمایت از طرح‌های اسرائیل در غرب آسیا نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

در دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، میزان هم‌سویی واشنگتن با تل‌آویو آشکارتر شد و بسیاری از تصمیم‌های کلیدی دولت آمریکا مستقیماً با خواست‌های اسرائیل منطبق بود. نمونه نخست، انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به اورشلیم در سال ۲۰۱۸ بود که در تضاد با قطع‌نامه‌های سازمان ملل و سنت دیپلماتیک پیشین آمریکا قرار داشت. این اقدام که لابی آیپک از آن پشتیبانی کرد، اعتراضات گسترده‌ای را در میان فلسطینیان ایجاد کرد و از سوی نتانیاهو «دستاورد تاریخی» خوانده شد. دومین مورد، شناسایی حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان در سال ۲۰۱۹ بود، اقدامی که بر بحران سوریه و موازنه با ایران اثر گذاشت و از آن به‌عنوان حمایتی از موقعیت سیاسی نتانیاهو یاد شد. تصمیم سوم، خروج ترامپ از توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۸ و اعمال تحریم‌های شدید علیه تهران بود که مورد حمایت کامل اسرائیل و آیپک قرار گرفت. چهارمین نمونه، طرح موسوم به «معامله قرن» در سال ۲۰۲۰ بود که توسط جارد کوشنر تدوین شد و به‌سود اسرائیل تنظیم گردید؛ طرحی که شهرک‌سازی‌ها را قانونی دانست و از سوی فلسطینیان رد شد. در زمینه سوریه نیز ترامپ با وجود خروج نیروهای آمریکایی از آن کشور، به تقویت حمایت نظامی از اسرائیل پرداخت و بر نقش تل‌آویو در معادلات امنیتی غرب آسیا افزود.

تحلیل‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی و اظهار نظر برخی کارشناسان مانند مایکل تریسی و فیلیپ گیرالدی نیز نشان می‌دهد که تصمیم‌های ترامپ در بسیاری از موارد با منافع اسرائیل همسو بوده و احتمال تداوم این روند در صورت بازگشت او به قدرت در سال ۲۰۲۵ وجود دارد. با این حال برخی دیدگاه‌ها بر این باورند که نفوذ اسرائیل بر سیاست خارجی آمریکا مطلق نیست و متغیرهایی دیگر مانند منافع راهبردی واشنگتن در مهار نفوذ ایران و شرایط امنیتی منطقه نیز در تصمیم‌گیری‌ها نقش دارند. همچنین در مواردی از جمله خروج نیروها از سوریه، آیپک با مواضع ترامپ مخالفت کرد که بیانگر استقلال نسبی تصمیمات او بود. نتایج نظرسنجی‌ها نیز کاهش حمایت عمومی از اسرائیل را به‌ویژه میان دموکرات‌ها نشان می‌دهد که می‌تواند از میزان تأثیرگذاری لابی‌ها در آینده بکاهد. مجموعه شواهد تاریخی و سیاسی موجود حاکی از آن است که نفوذ اسرائیل در دولت ترامپ قابل توجه بوده و در تصمیم‌گیری‌های واشنگتن نسبت به بحران‌های غرب آسیا اثر گذاشته، اما این نفوذ فراگیر و بدون محدودیت نبوده و در کنار آن عوامل داخلی و منافع ملی آمریکا نیز نقش تعیین‌کننده داشته‌اند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا