آیا آمریکا نفوذ خود را در گروه هفت از دست میدهد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا آمریکا نفوذ خود را در گروه هفت از دست میدهد؟» نوشته شن یی (Shen Yi)، منتشرشده در گلوبال تایمز (Global Times)، به بررسی کاهش سلطه ایالات متحده در گروه هفت میپردازد و نشان میدهد که شکافهای فزاینده در سیاستهای تجاری و رویکرد به چین، همراه با گرایش اعضای دیگر به اجماعسازی، رهبری آمریکا را تضعیف کرده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
نشست وزرای دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی گروه هفت (G7) که از سهشنبه تا پنجشنبه در بانف، آلبرتا، کانادا برگزار شد، نشانهای ظریف اما قابلتوجه از تغییر در پویایی این گروه را آشکار کرد: ایالات متحده دیگر رهبر بلامنازع نیست. اگرچه دستور کار رسمی بر «امنیت اقتصادی»، «حمایت از اوکراین» و «هوش مصنوعی» متمرکز بود، اما در پشت درهای بسته، شاهد یک مقاومت جمعی آرام علیه سلطه پرقدرت واشنگتن بودیم.
با وجود نمایش عمومی از اتحاد، شکافهای عمیق در گروه هفت، بهویژه در موضوعاتی مانند سیاستهای تعرفهای و استراتژیهای مرتبط با چین، روزبهروز آشکارتر میشود. دولت کنونی آمریکا با بازتعریف سیاست تجاری خود و حمایت از اعمال تعرفههای بهاصطلاح «متقابل»، نارضایتی و مقاومت در میان اعضای گروه هفت را برانگیخته است. حتی نزدیکترین متحدان واشنگتن نیز بهآرامی از وفاداری خودکار به سیاستهای آمریکا فاصله میگیرند.
پیش از این نشست، رویترز به نقل از منابع گزارش داد که وزرای ۶ کشور دیگر احتمالاً بهطور دیپلماتیک به اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، یادآوری خواهند کرد که آنها نزدیکترین متحدان آمریکا هستند و برایشان دشوار است که همزمان با فشارهای اقتصادی آمریکا بر خودشان، خواستههای واشنگتن برای اعمال فشار اقتصادی بر چین را برآورده کنند.
منطق «امنیت اقتصادی» واشنگتن بهسرعت در گروه هفت اعتبار خود را از دست میدهد. آمریکا تجارت را تحت عنوان امنیت ملی به ابزاری برای فشار در مذاکرات تبدیل کرده و سیاست صنعتی دولتی را در مرکز تلاش خود برای بازگرداندن تولید به داخل کشور قرار داده است. این حس استثناگرایی، که ریشه در تعصب و تکبر دارد، اکنون به توانایی گروه هفت برای عملکرد بهعنوان یک بلوک مبتنی بر اجماع آسیب میرساند.
اگرچه بسنت بهطور کلی بهعنوان چهرهای میانهرو در دولت کنونی آمریکا دیده میشود، اما جهتگیری این نشست گروه هفت یک موضوع را کاملاً روشن کرد: حتی او نیز قادر به معکوسکردن کاهش رهبری آمریکا در این گروه نیست. به گزارش نیویورک تایمز، بسنت قصد داشت استدلال کند که کشورها باید به «اصول اولیه» بازگردند و اقداماتی برای رفع «عدم تعادلها و رویههای غیربازاری» انجام دهند، به نقل از سخنگوی وزارت خزانهداری. اما در واقع، اغلب اعضای گروه هفت بیشتر نگران چگونگی کاهش آسیبهای ناشی از تعرفههای آمریکا به اقتصاد خودشان بودند.
در مورد چین، نهتنها موضع واحدی در میان اعضای گروه هفت وجود ندارد، بلکه حتی زبان مورد استفاده برای اشاره به چین در بیانیههای عمومی با دقت تنظیم شده بود تا از تعمیق شکافهای داخلی جلوگیری شود.
گروه هفت، دیگر ابزار راهبردی مناسب برای هماهنگی جنگ سرد آمریکا یا مرکز فرماندهی جهانی برای طراحی نظم جهانی نیست. در عوض، به باشگاهی نمادین تبدیل شده که برای حفظ انسجام داخلی خود با مشکل مواجه است، باید با احتیاط برای حفظ اجماع گام بردارد و آیندهای نامطمئن را پیش رو دارد.
امروز، عمیقترین شکاف میان آمریکا و شرکای گروه هفت دیگر بر سر اولویتبندی موضوعات نیست، بلکه بر سر تفاوت اساسی در نگرش جهانی است. آمریکا همچنان از ذهنیت بالا به پایین و کنترلمحور عمل میکند، در حالی که دیگر کشورها بهطور فزایندهای به سمت اجماعسازی و توازن منافع گرایش دارند. این تفاوت با تداوم ذهنیت «اول آمریکا» تقویت شده است.
علائم فزایندهای نشان میدهند که گروه هفت در حال گذراندن تحولی آهسته اما اجتنابناپذیر است. با ورود جهانیسازی و ژئوپلیتیک به مرحلهای از تغییرات ساختاری عمیق، اعضای گروه هفت شاهد تغییر در توازن قدرت و ظهور سریع چین بهعنوان بازیگری بزرگ در صحنه جهانی هستند. در این زمینه، آنها کمتر تمایل دارند هزینه دستورکار راهبردی یک کشور را بپردازند. همه اینها به واقعیتی عمیقتر اشاره دارد: جهان به سمت چندقطبی واقعی در حرکت است./ منبع



