عصر هستهای تازهای در راه است؛ اما این بار متفاوت خواهد بود
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «عصر هستهای تازهای در راه است؛ اما این بار متفاوت خواهد بود» که به قلم تیموفی بورداچف (Timofey Bordachev) در راشاتودی (RT) منتشر شده است، به بررسی گسترش قریبالوقوع تسلیحات هستهای و احتمال افزایش تعداد کشورهای دارای سلاح هستهای از ۹ به پانزده کشور میپردازد. نویسنده استدلال میکند که این گسترش، برخلاف پیشبینیهای فاجعهبار غربی، لزوما به بیثباتی جهانی منجر نمیشود، بلکه پاسخی منطقی به ضعف رژیم منع اشاعه و نیاز کشورها به بازدارندگی منطقهای است. در ادامه بهره سخن این مقاله را میخوانید.
تعداد کشورهای دارای سلاح هستهای ممکن است در آینده نزدیک از ۹ به پانزده کشور افزایش یابد، اما این تحول لزوما به فاجعه جهانی منجر نمیشود. اختراع تسلیحات هستهای سلسلهمراتب نظامی کشورها را بازتعریف کرد و دولتهایی مانند روسیه و آمریکا را در برابر تهاجم خارجی مصون ساخت. این مصونیت، برخلاف گذشته که حتی امپراتوریهای بزرگ در برابر ائتلافها آسیبپذیر بودند، صلحی مبتنی بر ترس از نابودی متقابل ایجاد کرده است. چین نیز بهتدریج به این سطح نزدیک میشود، اما زرادخانهاش همچنان کوچکتر است.
دستیابی به جایگاه ابرقدرت هستهای هزینهبر است و تنها معدودی مانند چین توان آن را دارند. با این حال، قدرتهای منطقهای مانند هند، پاکستان، برزیل، ایران، ژاپن، و اسرائیل بهدنبال بازدارندگی منطقهای هستند، نه سلطه جهانی. زرادخانههای محدود آنها تعادل قدرت جهانی را برهم نمیزند. نظریهپردازان غربی و استراتژیستهای روس معتقدند که گسترش محدود هستهای میتواند ثبات بینالمللی را تقویت کند، زیرا هزینه جنگ را افزایش داده و کشورها را محتاطتر میکند. نمونه بارز، کره شمالی است که با زرادخانه کوچک خود در برابر آمریکا جسورتر شده است؛ در حالی که ایران، بهدلیل تأخیر در برنامه هستهای، در ژوئن ۲۰۲۵ مورد حمله اسرائیل و آمریکا قرار گرفت.
رژیم منع اشاعه کنونی ضعیف است. کشورهایی مانند هند، پاکستان، اسرائیل، و کره شمالی بدون مجازات جدی آن را نقض کردند؛ در حالی که ایران بهدلیل پایبندی آسیب دید. این موضوع کشورهای دیگر، از جمله ژاپن، کره جنوبی، و تایوان را به سمت تسلیحات هستهای سوق داده است؛ گاهی با حمایت ضمنی آمریکا که برای مهار چین بیتوجه به پیامدهای بلندمدت عمل میکند. این گسترش اجتنابناپذیر است، اما فاجعه جهانی بهدنبال ندارد، زیرا زرادخانههای جدید کوچک و منطقهای هستند و نمیتوانند بشریت را نابود کنند.
جنگ منطقهای، مانند درگیری بین هند و پاکستان یا ایران و اسرائیل، فاجعهبار اما محدود به منطقه خواهد بود. ابرقدرتهای هستهای مانند روسیه و آمریکا احتمالا برای جلوگیری از تشدید مداخله خواهند کرد. این جهان هستهای چندقطبی، هرچند شکنندهتر، در مقایسه با خطر واقعی -یعنی جنگ هستهای مستقیم بین روسیه و آمریکا- شر کمتری است. گسترش هستهای دیپلماسی را پیچیده میکند، اما منطقی است، زیرا کشورها در جهانی که تنها قدرتهای هستهای امنیت دارند، بهدنبال حفاظت از منافع خود هستند.
رژیم منع اشاعه را باید یک توهم رو به زوال دانست که غرب قادر به اجرای دائمی آن نیست. بیملاحظگی آمریکا در آسیای شرقی، مانند تحریک بیثباتی برای مهار چین، خطر اصلی است، نه گسترش هستهای. جهان با پانزده قدرت هستهای قابل مدیریت است؛ به شرطی که قدرتهای بزرگ مانند روسیه با خویشتنداری عمل کنند. روسیه، بهعنوان یک قدرت هستهای اصلی، این مسئولیت را درک میکند، اما اقدامات نسنجیده غرب میتواند بحرانی غیرقابلکنترل ایجاد کند. این عصر هستهای جدید پیچیدهتر اما قابل اداره است؛ اگر بازیگران اصلی بهجای جنگطلبی، نقش نگهبان را ایفا کنند./ منبع



