آمریکاانرژی و اقلیمخارجی

چگونه سرمایه‌گذاری‌های انرژی چین نفوذی پایدار در آمریکای جنوبی ایجاد می‌کند

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه سرمایه‌گذاری‌های انرژی چین، نفوذی پایدار در آمریکای جنوبی ایجاد می‌کند» به قلم هنری زیمِر (Henry Ziemer) در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (Center for Strategic and International Studies)   منتشر شده است. این یادداشت به بررسی چگونگی گسترش نفوذ اقتصادی و ژئوپلیتیکی چین از طریق کنترل بخش‌های تولید و توزیع انرژی در کشورهای آمریکای جنوبی پرداخته و نشان می‌دهد که این وابستگی انرژی می‌تواند ابزار فشار سیاسی و راهبردی پکن در برابر ایالات متحده و دولت‌های منطقه باشد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


در لیما، پایتخت پرو، دو شرکت چینی به نام‌های «چاینا ساوترن پاور گرید اینترنشنال» (CSGI) و «چاینا تری گورجز کورپوریشن» (CTGC) مسئولیت تأمین برق این شهر با جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر را به عهده دارند. این دو شرکت که هرکدام به ترتیب ۵۴ و ۴۶ درصد از توزیع برق در لیما را کنترل می‌کنند، از شرکت‌های دولتی جمهوری خلق چین (PRC) هستند. این میزان تمرکز بازار به خودی خود قابل توجه است و زمانی که این ساختار به یک دولت خارجی دسترسی مستقیم بدهد، نگرانی بیشتری ایجاد می‌کند. پرو تنها کشوری نیست که با این وضعیت مواجه است. در کشورهای همسایه مانند شیلی، شرکت‌های چینی تقریباً دو‌سوم از توزیع برق را در اختیار دارند و در برزیل نیز چین میلیاردها دلار در پروژه‌های انتقال برق سرمایه‌گذاری کرده است. این سرمایه‌گذاری‌ها نه‌تنها خودمختاری راهبردی کشورها را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به طور بالقوه توسط چین به سلاحی در سیاست خارجی تبدیل شود.

حضور رو به رشد چین در تولید و توزیع انرژی در آمریکای جنوبی کمتر گزارش شده است، در حالی که این وضعیت می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی را تحت نفوذ خارجی قرار دهد. این مسئله اهمیت خاصی پیدا می‌کند زیرا ایالات متحده در حال حاضر رویکرد رقابتی‌تری در سیاست خارجی خود در نیمکره غربی اتخاذ کرده است. در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، واشنگتن به نظر می‌رسد که بیشتر از پیش آماده است از کشورهای مختلف بخواهد که بین ایالات متحده و چین یکی را انتخاب کنند. از بنادر در کانال پاناما گرفته تا رصدخانه‌های فضایی در آتاکاما، پروژه‌های زیرساختی که تحت تأثیر چین هستند، با فشارهای شدیدی روبه‌رو شده‌اند. در دنیای سیاست خارجی رقابتی‌تر، کنترل بر زیرساخت‌های حیاتی یا ظرفیت تولید انرژی برای تأمین آن‌ها، به چین نفوذی می‌دهد که روابط تجاری و دیپلماتیک قادر به تأمین آن نیستند.

آمریکای جنوبی همه ابزارهای لازم برای تبدیل شدن به یک رهبر جهانی در زمینه انرژی، و به‌ویژه انرژی پاک، را در اختیار دارد. این قاره نه‌تنها ذخایر عظیمی از نفت و گاز طبیعی را در خود جای داده است، بلکه لیتیوم برای ساخت باتری‌ها و سلول‌های خورشیدی و رودخانه‌های قدرتمند برای تولید انرژی آبی نیز در دسترس است. این منطقه حتی در حال آزمایش تکنولوژی‌های نوظهوری مانند انرژی زمین‌گرمایی برای تنوع بیشتر منابع انرژی است. با این حال، رویدادهای اخیر نشان داده‌اند که این پتانسیل انرژی هنوز به‌طور کامل محقق نشده و یا بر اساس بنیادهای ناپایدار قرار دارد. در ماه فوریه ۲۰۲۵، شیلی شاهد قطعی برق سراسری بود که میلیون‌ها نفر را بدون برق گذاشت و اختلالات وسیعی در بخش‌های معدن و صنعت این کشور ایجاد کرد. وابستگی به انرژی آبی در کشورهای اکوادور و برزیل به‌کاهش شدت کربنی شبکه‌ها کمک کرده است، اما این امر همچنین آسیب‌پذیری آن‌ها را در برابر خشکسالی‌های ناشی از تغییرات اقلیمی افزایش داده و تنش‌هایی را با جوامع محلی ایجاد کرده که برای تأمین آب آشامیدنی و آبیاری به همین منابع وابسته هستند.

برای همین، دولت‌های آمریکای جنوبی علاقه‌مند به ایجاد شراکت‌های بین‌المللی برای بهبود توسعه منابع انرژی خود و افزایش قابلیت اطمینان شبکه‌های برق خود بوده‌اند. در این زمینه، چین وارد عمل شده است. سرمایه‌گذاری‌های چین در زیرساخت‌های انرژی آمریکای جنوبی شامل دو بخش اصلی می‌شود: تولید انرژی و توزیع انرژی. بخش اول شامل نیروگاه‌ها و ژنراتورهایی است که انرژی تولید می‌کنند، معمولاً با سوزاندن سوخت‌های فسیلی یا از طریق سدهای هیدروالکتریکی، مزرعه‌های بادی یا خورشیدی. توزیع شامل ارسال انرژی تولیدشده از این نیروگاه‌ها به ایستگاه‌های فرعی نزدیک‌تر به مراکز جمعیتی از طریق خطوط انتقال و سپس به منازل، کسب‌وکارها یا کارخانه‌ها است.

سرمایه‌گذاری‌های اولیه چین در آمریکای جنوبی بر روی تولید انرژی متمرکز بود، با پروژه‌های کلانی که به‌طور چشمگیری میزان تأمین انرژی کشورهای میزبان را افزایش می‌داد. موفقیت چین در اجرای پروژه‌های بزرگ مانند سد سه‌دریاچه، این امکان را برای شرکت‌های چینی فراهم کرده بود که با هزینه‌های پایین‌تر از رقبا، به انتقال تکنولوژی‌های گسترده بپردازند. این اقدامات با وجود انتقادها در زمینه بدهی‌های غیرقابل تحمل و اتهاماتی در مورد تخلفات زیست‌محیطی، همچنان ادامه دارد. چین اکنون به مرحله‌ای رسیده است که نه‌تنها در تولید انرژی، بلکه در مالکیت و عملیات انتقال برق در چندین کشور آمریکای جنوبی نیز سرمایه‌گذاری کرده است. طبق گزارشی از مرکز توسعه جهانی دانشگاه بوستون، ۷۱ درصد از تمام خریدهای چین در آمریکای لاتین بین سال‌های  ۲۰۱۷ و ۲۰۲۱ در بخش انرژی بوده است. چین اکنون بخش عمده‌ای از توزیع برق در پرو را تحت کنترل دارد و حضور خود را در شرکت‌های برق شیلی افزایش داده است. در برزیل، بزرگ‌ترین بازار انرژی در قاره، شرکت‌های چینی اکنون حدود ۱۲ درصد از تمام پروژه‌های انتقال و توزیع برق را کنترل می‌کنند.

این مدل برای چین از نظر مالی منطقی است. پس از پرداخت هزینه‌های ثابت برای ساخت ظرفیت تولید انرژی، اکنون شرکت‌های چینی می‌توانند به بازار پرسود خرید و فروش برق وارد شوند. اما این مدل برای کشورهای میزبان خطرات قابل توجهی دارد، زیرا ممکن است نه‌تنها چین کنترل نیروگاه‌های کلیدی را در دست داشته باشد، بلکه آن‌ها مجبور به پرداخت هزینه برای توزیع برق توسط شرکت‌های چینی شوند.

اکوادور به‌ویژه مثال بارز این است که چگونه همکاری با چین در بخش انرژی می‌تواند حاکمیت ملی را تضعیف کرده و خودمختاری راهبردی را محدود کند. در سال ۲۰۰۹، رافائل کورئا، رئیس‌جمهور وقت اکوادور از چین وام یک میلیارد دلاری گرفت که با نفت این کشور تضمین شده بود. این وام شروعی برای چندین وام دیگر بود که کورئا در ازای تأمین مالی پروژه‌ها، نفت خود را به چین فروخت. در همین سال، اکوادور وام ۱.۷ میلیارد دلاری از بانک واردات و صادرات چین دریافت کرد تا ساخت سد هیدروالکتریکی کوکا کدو سین کلر را تأمین کند. اما این پروژه که قرار بود نماد موفقیت دولت کورئا باشد، تبدیل به یک فاجعه شد. سد تا سال ۲۰۱۶ که به بهره‌برداری رسید، فقط ۵۹ درصد از ظرفیت خود را داشت و از آن زمان، مشکلات بسیاری در این پروژه بوجود آمد. علاوه بر مشکلات فنی، بدهی‌های سنگین اکوادور به چین به یک بحران مالی تبدیل شده است.با وجود این تاریخچه ناخوشایند، نفوذ چین در اکوادور همچنان ادامه دارد. دولت‌های مختلف از زمان کورئا به فروش نفت خود به چین ادامه داده‌اند و حتی به‌تازگی توافق‌هایی با شرکت‌های چینی برای استخراج نفت و سرمایه‌گذاری در بخش انرژی این کشور انجام شده است.

در پرو نیز، شرکت (چاینا تری گورجز) موقعیت غالبی در بخش‌های تولید و انتقال برق به‌دست آورده است که می‌تواند پیامدهای منفی برای مصرف‌کنندگان پرو داشته باشد. در سال ۲۰۱۸، این شرکت سد هیدروالکتریکی چاگرلا را از شرکت برزیلی (اودبرشت) خریداری کرد و در سال ۲۰۲۰، بیشتر سهام شرکت توزیع برق (لوز دل سور) را خریداری کرد. افزایش سرمایه‌گذاری‌های چین در زیرساخت‌های انتقال انرژی می‌تواند زمینه‌ساز تسلط بیشتر چین بر حوزه دیجیتال آمریکای جنوبی نیز باشد. چین همچنین تأمین‌کننده اصلی کنتورهای هوشمند در این منطقه است که به‌طور بالقوه می‌تواند به تهدیدات امنیتی جدیدی منجر شود. ایالات متحده در حال افزایش فشارها علیه کشورهای آمریکای لاتین برای کاهش ارتباطاتشان با چین است. در این راستا، ایالات متحده می‌تواند با استفاده از دیپلماسی تجاری هوشمند، ظرفیت‌های خود را برای مقابله با سلطه چین بر زیرساخت‌ها در آمریکای جنوبی افزایش دهد. همچنین، ایالات متحده می‌تواند با حمایت از تنظیم‌کنندگان انرژی در کشورهای آمریکای جنوبی، به تقویت خودمختاری ملی و حفظ استقلال راهبردی کمک کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا