نمایشهای پوتین و ترامپ
تحلیل رقابتهای سیاسی پوتین و ترامپ، جنگ اوکراین، روابط روسیه و ایالات متحده، و تأثیرات آن بر سیاست جهانی و نظم نوین جهانی.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نمایشهای پوتین و ترامپ» به قلم غسان چربل (Ghassan Charbel)در الشرق الاوسط (Asharq Al-Awsat) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل رقابت و نمایشهای سیاسی پوتین و ترامپ در عرصه جهانی پرداخته و چالشها و رویکردهای متفاوت هر یک در صحنههای سیاسی و بینالمللی را بررسی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
در دفتر کار او، تمامی صفحه نمایشها تصاویر مشابهی پخش میکنند، گویی یک برنامه تلویزیونی تکراری را میبیند. این تصویر، مانند این است که هالیوود فقط یک ستاره تولید میکند. قهرمان همیشه یکسان به نظر میرسد، گاهی با یک کراوات قرمز و گاهی با یک کراوات آبی. مشتهای گرهکرده که هیچگاه خسته نمیشوند. او به استقبال مقامات برجسته میرود، تهدید به اعمال تحریم میکند و سپس توافقهایی میبندد. در رویدادی شرکت میکند که بهمهمترین رویداد تبدیل میشود. یک اجلاس بدون حضور او کمرنگ میشود. او در مواقع خوشحالی و ناراحتی اظهار نظرهای شگفتانگیزی میکند.
ژورنالیستها به او انتقاد میکنند، اما همچنان او را دنبال میکنند. آنها تلاش میکنند تا اشتباهات او را گزارش کنند، ولی او این اشتباهات را بهپیروزی و فرصتی برای تمسخر منتقدان تبدیل میکند. او از آنها زیرکتر است، در استفاده از فرصتها و ساختن تبلیغات و تیترهای خبری مهارت بیشتری دارد. پیام او روشن است: «من قدرتمندترین مرد در قدرتمندترین کشور جهان هستم.» او از تعطیلی دولت نگران نیست و از تیترهایی که پیشتر برای روسای جمهور قبلی نگرانی ایجاد میکرد، بیتفاوت است. نفرت از او به انگیزهاش تبدیل شده است. جهان بیشتر از هر زمان دیگری بر سر یک فرد تقسیم شده است. این، لذت رهبری و رمز درخشش آن است.
یک نفر تمامی صفحهها را پر کرده است. او ناامید میشود. آیا احساس حسادت میکند؟ تزار حق حسادت ندارد، چون برای او کافی است که تزار باشد. رئیسجمهور آمریکا تنها یک کارمند موقت است، در حالی که تزار حکمرانی دائمی است. قانون اساسی سلاحی است که رئیسجمهور آمریکا را تهدید میکند و محدودیتهایی برای زمان حضور او تعیین میکند. روسیه بزرگ هیچگاه زیر حاکمان موقت زندگی نمیکند. تزار کارمند جمهوریهای قانونی نیست، بلکه قانون اساسی در دفتر تزار خدمتگزار است.
او زمانی از بازگشت ترامپ به کاخ سفید خوشحال بود و امیدوار بود که خیلی زود دست خود را از اوکراین شسته و آن کشور را مجبور به امضای تسلیم کند. او آرزوی پیروزی کامل و قانع کردن روسها را داشت که این جنگ اوکراین ارزش خون و اشکها را داشته است. اما بهزودی متوجه شد که مردی بیثبات و خطرناکتر از آنچه که میپنداشت با او مواجه است. او برای ترامپ تاریخ تعیین میکند و تهدید به تحریم میکند، گویی او را به زور به این جلسات میخواند. ترامپ این تهدیدات را نادیده میگیرد.
او نمیتواند از غرب بهدلیل تخریب اتحاد جماهیر شوروی بدون شلیک حتی یک گلوله چشمپوشی کند. شوروی بهدلیل تمایل بهمدل غربی فروپاشید و غرب آن را تجزیه و داراییهایش را تصرف کرد. روحیه روسی یک نفر را میخواست و آن نفر او بود. او فدراسیون روسیه را بازسازی کرد و آماده شد تا فصل ضعف آن را ببندد و ماموریت بازپسگیری آنچه از دسترفته را آغاز کند. او جنگ اوکراین را به راه انداخت تا خواهر خائن را تنبیه کند و غرب را فرسوده کند. اما این کافی نبود. اروپا به زلنسکی کمک کرد و راهحل اصلی در دستان آمریکای پر سروصدا بود. چند هفته پیش، ترامپ به شرمالشیخ رفت و تمام توجهها را به خود جلب کرد. او تنها کسی بود که توانست بنیامین نتانیاهو را وادار به پایان جنگ جنایتآمیزش در غزه کند. ترامپ تمام رشتهها را در دست داشت و اعلام پیروزی کرد و بهنظر میرسید در حال بازسازی غرب آسیا است.
مرحله پس از عملیات طوفان الاقصی برای روسیه دشوار بود. روسها قادر به حفظ موقعیت ایران در سوریه نبودند و نتواستند از بشار اسد حمایت کنند. بیشترین کاری که میتوانستند انجام دهند، دادن پناهندگی به اسد بود. در سوریه، احمد الشرع بهقدرت رسید و رجب طیب اردوغان ضربهای مهلک به نقش ایران در برخی مناطق وارد کرد. الشرع تلاش میکند تا وحدت کشورش را حفظ کرده و آن را بازسازی کند. او میداند که ترامپ کلید اصلی منطقه را در دست دارد. سوریه جدید کاملاً با سوریه اسد متفاوت است.
او همچنان به صفحهها نگاه میکند. ترامپ در هر رویدادی که دعوت میشود، توجهها را به خود جلب میکند و آن را به یک نمایش تبدیل میکند. او در تور آسیایی خود توقفهای مهمی در مالزی، ژاپن و کره جنوبی دارد و همچنین ملاقات مهمی با شی جین پینگ دارد. پیش از آغاز این سفر، او کارتهای خود را بازی کرده و توافقهای جذابی پیشنهاد کرده یا تهدید به تحریم میکند. او میخواهد نشان دهد که آمریکا هنوز قدرت مرکزی در آسیا است، با وجود تغییرات سریع آن. این به سرنوشت دو کره و دوست سرکش او، کیم جونگ اون، مربوط است. این به آینده تایوان و رویای امپراتور چینی برای بازپسگیری آن ارتباط دارد.
اکنون، بازیگر اصلی باید تنها جایگاهی برای خود در تاریخ پیدا کند. آیا جنگ اوکراین توانایی مانور او را محدود کرده است؟ آیا رهبر روسیه بعدی میراث او را مانند نیکیتا خروشچف که استالین را مورد حمله قرار داد، هدف قرار خواهد داد؟ او در ابتدای قرن ۲۱ ستارهای در حال ظهور بود. او در پایتختها ستایش میشد و تصویرش در تمامی صفحهها پخش میشد. اکنون، پایان سهماهه اول قرن با نمایشهای آمریکایی در صفحهها به پایان میرسد. تایلند و کامبوج توافق آتشبس را تحت نظارت ترامپ امضا کردند. رئیسجمهور کاخ سفید باور دارد که حملات اقتصادی و سیاسی متوالیاش بخشی از تلاشهای صلحسازی او هستند. پوتین بهقدرت رسید تا روسیه بزرگ را که از سوی غرب تحقیر شده بود، بازسازی کند. اکنون ترامپ میخواهد آمریکا را دوباره بزرگ کند و منافع آن را از طریق نمایشهای بزرگ به دست آورد. تزار کرملین به زرادخانه هستهای خود نگاه میکند، در حالی که رئیسجمهور کاخ سفید به جایزه صلح نوبل چشم دوخته است./ منبع



