آمریکااروپاانتخاب سردبیرخارجینظام بین‌الملل و نهادها

چرا پوتین و ترامپ باید رو در رو گفت‌وگو می‌کردند

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا پوتین و ترامپ باید رو در رو گفت‌وگو می‌کردند» به قلم تیموفی بورداچف (Timofey Bordachev) در راشاتودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله به اهمیت دیدار سران روسیه و ایالات متحده در آلاسکا و نقش آن در جلوگیری از فاجعه جهانی در عصر هسته‌ای می‌پردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


دیدار میان رؤسای جمهور روسیه و ایالات متحده در آلاسکا، نه پایان، بلکه آغاز سفری طولانی است که گرچه نمی‌تواند آشوب‌های جهانی را حل کند، اما برای همه اهمیت دارد. در تاریخ سیاست بین‌الملل، دیدارهای سران قدرت‌های بزرگ به‌ندرت مسائل جهانی را حل کرده‌اند، زیرا چنین موقعیت‌هایی نادرند. اکنون، در بحبوحه عملیات نظامی روسیه در اوکراین از سال ۲۰۲۲، واشنگتن هدف خود را شکست راهبردی روسیه اعلام کرده و مسکو سلطه غرب بر امور جهانی را به‌چالش کشیده است. این وضعیت، دیدار آلاسکا را ضروری ساخته است.

رهبران قدرت‌های بزرگ معمولاً مسائل قابل‌حل توسط زیردستان را بررسی نمی‌کنند و تاریخ نشان داده که دیدارهای سطح بالا به‌ندرت مسیر سیاست بین‌الملل را تغییر می‌دهند. به‌عنوان مثال، دیدار سال ۱۸۰۷ امپراتوران روس و فرانسه در حاشیه رودخانه نمان، مانع حمله ناپلئون به روسیه در پنج سال بعد نشد. در کنگره وین سال ۱۸۱۵، تزار الکساندر یکم دیدگاه شخصی خود برای ساختار سیاسی اروپا را ارائه کرد، اما قدرت‌های دیگر، که به‌گفته هنری کیسینجر به منافع بیش از آرمان‌ها اهمیت می‌دادند، آن را نپذیرفتند. تاریخ پر است از دیدارهایی که به‌جای جلوگیری از جنگ، مقدمه آن بودند.

دیدار سال ۲۰۲۱ ژنو بین روسیه و آمریکا نیز پیش از رویارویی بر سر اوکراین برگزار شد و طرفین معتقد بودند اختلافاتشان در آن زمان قابل‌حل نیست. پس از آن، کی‌یف تسلیح شد، تحریم‌ها آماده شدند و مسکو آمادگی‌های نظامی-فناوری را تسریع کرد. در تاریخ روسیه، دیدار سال ۹۷۱ بین شاهزاده سویاتوسلاو و امپراتور بیزانس پس از معاهده صلح، به دوستی ظاهری منجر شد، اما بیزانسی‌ها در مسیر بازگشت، علیه او اقدام کردند. در آسیا، سنت‌ها متفاوت بود؛ امپراتوران چین و ژاپن به‌دلایل قانونی و فرهنگی نمی‌توانستند با همتایان دیدار کنند.

نظم جهانی مدرن، نه از خلال دیدارهای بزرگ، که از خلال مذاکرات طولانی‌مدت میان فرستادگان مانند قضیه پیمان وستفالی در سال ۱۶۴۸ پس از سی سال جنگ خسته‌کننده شکل گرفت. دیدارهای سطح بالا که تغییرات اساسی ایجاد کنند، بسیار نادرند. سنت گفت‌وگوی دو رهبر به‌نمایندگی از نظام جهانی، محصول جنگ سرد است؛ زمانی که مسکو و واشنگتن توانایی نابودی یا نجات جهان را داشتند. حتی اگر امپراتوران روم و چین در قرن سوم دیدار می‌کردند، سرنوشت جهان تغییر نمی‌کرد، اما روسیه و آمریکا با زرادخانه‌های هسته‌ای عظیم خود می‌توانند.

در سه سال گذشته، دو کشور بارها در آستانه مسیری بی‌بازگشت بوده‌اند. به همین دلیل، دیدار آلاسکا، حتی بدون دستیابی به پیشرفت، اهمیت دارد. این دیدارها محصول عصر هسته‌ای‌اند و مذاکره مستقیم نشان‌دهنده فاصله از یا نزدیکی به فاجعه است. آمریکا به‌عنوان رهبر بلوک غرب، که حتی قدرت‌های هسته‌ای مانند انگلیس و فرانسه در مسائل راهبردی به آن وابسته‌اند، و روسیه، به‌عنوان یک کشور مورد توجه اکثریت جهانی (کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین که از سلطه غرب ناراضی‌اند)، در این دیدار حضور دارند.

آیا آلاسکا می‌تواند پایه نظم جهانی جدیدی باشد؟ احتمالاً خیر. مفهوم نظم ثابت در حال محو شدن است و هیچ قدرتی برای اجرای آن وجود ندارد. جهان به‌سوی سیالیت بیشتر پیش می‌رود. حتی اگر توازن جدیدی شکل بگیرد، از یک دیدار حاصل نخواهد شد. دیدارهای جنگ جهانی دوم نیز پس از نبردهای ویرانگر رخ دادند. خوشبختانه، اکنون در آن شرایط نیستیم. نتیجه احتمالی آلاسکا، آغاز فرآیندی دشوار است، نه حل‌وفصل فوری. اما این دیدار به‌دلیل توانایی دو کشور در پایان‌دادن به تمدن بشری، از اهمیت اساسی برخوردار است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا