جمهوریخواهان و سایه نازیسم؛ آیا حزب لینکلن به پناهگاه افراطگرایی تبدیل شده است؟
عادیسازی نمادها و ادبیات الهامگرفته از نازیسم در بخشی از حزب جمهوریخواه، به چالشی جدی برای ساختار سیاسی ایالات متحده تبدیل شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جمهوریخواهان و سایه نازیسم؛ آیا حزب لینکلن به پناهگاه افراطگرایی تبدیل شده است؟» نوشته تام نیکولز (Tom Nichols) در آتلانتیک (Atlantic) منتشر شده است . این یادداشت با مرور تحولات چند دهه اخیر حزب جمهوریخواه آمریکا، استدلال میکند تساهل تدریجی این حزب در برابر گرایشهای نژادگرایانه و اقتدارگرا، زمینه عادیسازی ادبیات و نمادهای نزدیک به نازیسم را در بخشی از جریان محافظهکار فراهم کرده و آن را به بحرانی ساختاری در سیاست ایالات متحده بدل ساخته است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در ماههای اخیر، همزمان با برخوردهای سختگیرانه اداره مرزبانی آمریکا در شیکاگو و مینیاپولیس، رئیس این نهاد با پوششی ظاهر شد که یادآور یونیفورم افسران ورماخت در دهه ۱۹۳۰ بود؛ لباسی با یقه پهن و دکمههای برنجی که در رسانههای آلمانی نیز بازتاب یافت. این نماد بهعنوان نشانهای از روندی گستردهتر معرفی میشود که بر اساس آن، بخشی از جمهوریخواهان از نمادها و ادبیاتی بهره میبرند که با حزب نازی در آغاز قدرتگیریاش تداعی میشود. نمونههایی از این روند شامل بازگشت یک وکیل اداره مهاجرت مرتبط با حسابی سفیدبرترپندار به دادگاه، گفتوگوی اعضای شاخه جوانان جمهوریخواه درباره علاقه به هیتلر و واکنش محتاطانه معاون رئیسجمهور در قبال این موارد است.
برخی نهادهای فدرال نیز متهم شدهاند از عبارات و نشانههای الهامگرفته از گروههای نئونازی استفاده کردهاند؛ از جمله بهرهگیری وزارت امنیت داخلی از سرودی محبوب نزد نئونازیها در آگهی استخدام و نصب تصویر بزرگ رئیسجمهور در ساختمان وزارت کار همراه با شعارهایی نظیر «آمریکا برای آمریکاییها» که یادآور شعار «آلمان برای آلمانیها» توصیف شده است. همچنین بازنشر عبارتی در حساب رسمی کاخ سفید در شبکه اجتماعی ایکس درباره گرینلند، به کتابی متعلق به یک نئونازی آمریکایی ارجاع داده شد.
در ادامه به مواضع دونالد ترامپ اشاره میشود؛ از جمله تمایل ابرازشده او در دوره نخست ریاستجمهوری به داشتن ژنرالهایی وفادار مانند فرماندهان هیتلر. حزب جمهوریخواه طی دههها با جریانهای افراطی همچون جان برجر و کو کلاکس کلن مقابله کرده بود. در دهههای گذشته، چهرههایی چون ادوارد بروک، لاول ویکر و جان چفی نماینده طیفی میانهرو در حزب بودند و حتی در دوران رونالد ریگان، سیاستهایی مانند کاهش سلاحهای هستهای و اعطای عفو گسترده به مهاجران غیرقانونی اجرا شد.
با این حال، از اوایل دهه ۱۹۹۰ نشانههایی از نفوذ جریانهای پوپولیست و افراطی پدیدار شد. پت بوکانن در سال ۱۹۹۲ با کسب ۲۳ درصد آرای مقدماتی، گفتمانی مبتنی بر جنگ فرهنگی و دینی را مطرح کرد. سپس نوت گینگریچ با رویکرد تقابلی و حذف مصالحه، فضای سیاستورزی را تغییر داد. هرچند بعدها چهرههایی مانند جان مککین و میت رامنی نماینده ائتلاف میانهرو باقی ماندند، اما ظهور جنبش تیپارتی و گسترش ادعاهایی نظیر «دروغ تولد» علیه باراک اوباما، زمینه را برای پذیرش دونالد ترامپ در حزب فراهم کرد.
در گفتوگو با استوارت استیونز و جفری کاباسرویس، ریشههای تاریخی این تحولات بررسی شده است. به نقش «استراتژی جنوبی» ریچارد نیکسون و جذب رأیدهندگان سفیدپوست ناراضی پس از تصویب قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ اشاره میشود و اینکه تا دهه ۱۹۷۰ حزب عملاً به حزب غالب سفیدپوستان بدل شد. همچنین تغییر آرایش سیاسی، تمرکز جمهوریخواهان بر مناطق روستایی و کمبرخوردار و تأثیر حوزههای انتخاباتی امن بر رشد نامزدهای افراطی مطرح شده است.
در نهایت، هرچند محافظهکاری آمریکایی لزوماً به فاشیسم منتهی نمیشود، اما تضعیف ساختارهای درونحزبی و کنار گذاشتن اصول اخلاقی، زمینه را برای استفاده جریانهای افراطی از حزب فراهم کرده است. عادیسازی یا تساهل در برابر چنین گرایشهایی، مسئولیتی ملی ایجاد میکند و مقابله با آن مستلزم واکنش اجتماعی و سیاسی گسترده است. مسئله، صرفاً چالش یک حزب نیست، بلکه پرسشی درباره وضعیت دموکراسی آمریکاست./ منبع



