مارکو روبیو در حال ترویج ایدههای نگرانکنندهای درباره تمدن غرب است.
روبیو با ستایش کشورگشایی و سلطهجویی، آرمانهای دموکراتیک و برابریطلبانه غرب را به حاشیه میراند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «مارکو روبیو در حال ترویج ایدههای نگرانکنندهای درباره تمدن غرب است.» به قلم تد ویدمر (Ted Widmer)، منتشرشده در روزنامه گاردین (The Guardian)، به بررسی برداشت مارکو روبیو از هویت تاریخی غرب و پیامدهای سیاسی تأکید او بر کشورگشایی، جاهطلبی و سلطه بر دیگر ملتها میپردازد. محور اصلی تحلیل، تعارض میان این روایت قدرتمحور از تاریخ غرب و سنتهای روشنگری، برابری شهروندان، آزادی و دموکراسی است؛ تعارضی که در کنار سیاستهای دولت آمریکا در قبال اروپا، جنگ و پژوهش علمی، پرسشهایی درباره جهتگیری ارزشی واشنگتن ایجاد میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در سخنرانی هفتم اکتبر در آتن و در برابر بنای تاریخی آکروپولیس، تصویری از آینده تمدن غرب ارائه کرد که بر ضرورت احیای روحیه اکتشاف، کشورگشایی و گسترش قدرت استوار بود. او استدلال کرد که آمریکا و اروپا برای جلوگیری از افول و بهحاشیهرفتن، باید ارزشهایی را بازیابند که در گذشته زمینهساز گسترش نفوذ تمدن غرب شده بودند. انتخاب آکروپولیس و پارتنون بهعنوان پسزمینه سخنرانی، پیوندی نمادین میان میراث یونان باستان و برداشت دولت آمریکا از قدرت و جایگاه غرب در جهان ایجاد میکرد.
بااینحال، چنین روایتی از تاریخ، بخش مهمی از میراث سیاسی یونان و روم را نادیده میگیرد. بنیانگذاران ایالات متحده از اندیشههای فیلسوفان و نویسندگان باستان بهره میگرفتند، اما هدف اصلی آنان توجیه ایجاد جامعهای مبتنی بر برابری شهروندان و حکومت دموکراتیک بود، نه بازسازی الگوهای امپراتوری و سلطه بر ملتهای دیگر. توماس جفرسون از اندیشههای سیسرون تأثیر پذیرفته بود؛ متفکری که بر برخورداری برابر شهروندان یک جمهوری از حقوق تأکید داشت. آبراهام لینکلن نیز از هندسه اقلیدس، بهویژه مفهوم برابری، الهام میگرفت. در این چارچوب، میراث کلاسیک غرب را نمیتوان صرفاً با فتوحات نظامی و گسترش قلمرو تعریف کرد.
تعریف مفهوم غرب نیز پیچیدگیهای تاریخی فراوانی دارد. تمدنهای یونان و روم از تعامل با جوامع شرقی تأثیر پذیرفتهاند و بسیاری از دستاوردهای علمی و فرهنگی آنها ریشههایی فراتر از اروپا داشتهاند. خط از تمدن سومر در سرزمین عراق امروزی سرچشمه گرفته و اندیشههای ریاضی نیز از تبادلات علمی میان یونانیان و جهان عرب تأثیر پذیرفتهاند. حتی در دوره جنگهای ایران و یونان، رقابت نظامی با تبادل فرهنگی و فکری همراه بود. بنابراین، ترسیم مرزی روشن میان تمدن غرب و دیگر تمدنها، با واقعیت تاریخی تعامل و تأثیرپذیری متقابل سازگار نیست.
تأکید روبیو بر قهرمانان نظامی و رهبران فاتح، از اسکندر مقدونی و ژولیوس سزار تا شارلمانی و هرنان کورتس، تاریخ را عمدتاً حاصل اراده شخصیتهای بزرگ و توانایی آنها برای غلبه بر دیگران معرفی میکند. این برداشت، اهمیت نهادها، همکاری اجتماعی، دستاوردهای علمی و اصول اخلاقی و سیاسی را کمرنگ میسازد. در حالی که برخی از رؤسای جمهور آمریکا، از جمله تئودور روزولت و جان اف. کندی، بر ضرورت تلاش، شجاعت و جلوگیری از افول ملی تأکید میکردند، سخنان آنها در کنار توجه به آرمانهای دموکراتیک، حقوق بشر و آزادی قرار داشت. این رهبران همچنین میان توانایی نظامی و مسئولیت حفظ صلح تمایز قائل بودند.
زمینه زمانی سخنرانی روبیو نیز اهمیت دارد. در شرایطی که جنگ آمریکا علیه ایران با چالشهای نظامی و اقتصادی همراه شده و قیمت نفت همچنان بالاست، ستایش کشورگشایی و قهرمانان فاتح با دشواریهای عملی سیاست خارجی واشنگتن تناقض پیدا میکند. مشکلات نظامی، نگرانی از حملات پهپادی و افزایش فشار بر کشتیرانی، نشان میدهد که نمایش قدرت و تأکید بر اراده سیاسی بهتنهایی برای دستیابی به اهداف راهبردی کافی نیست.
از سوی دیگر، ادعای احیای عظمت تمدن غرب با برخی سیاستهای داخلی دولت آمریکا نیز در تعارض قرار میگیرد. کاهش بودجه پژوهشهای علمی، بهویژه در حوزه تغییرات اقلیمی، و خروج آمریکا از سازمان جهانی بهداشت، با تأکید بر کنجکاوی علمی، کشف اسرار طبیعت و پیشرفت دانش همخوانی ندارد. این تناقض زمانی برجستهتر میشود که دستاوردهای تمدن یونان نهفقط در قدرت نظامی، بلکه در فلسفه، شعر، هنر، نمایش و شناخت جهان ریشه داشتهاند.
روبیو در سخنرانی آتن تلاش کرد با دعوت اروپا به بیداری و بازیابی جایگاه تاریخی خود، لحنی آشتیجویانهتر از مواضع پیشین دولت آمریکا اتخاذ کند. بااینحال، تأکید بر رقابت، گسترش قدرت و سلطه، همچنان مسیر دشواری را پیش روی متحدان اروپایی قرار میدهد. مسئله اصلی این است که احیای تمدن غرب بر چه ارزشهایی باید استوار باشد: برتریجویی و حق بهرهبرداری از منابع دیگران، یا آزادی، برابری، دانش و حاکمیت قانون؟
در نهایت، روایت قدرتمحور از تمدن غرب با سنت روشنگری که در شکلگیری جمهوری آمریکا نقش داشت، فاصله دارد. تکیه بر کشورگشایی و اراده رهبران مقتدر، بدون تعریف روشن از آرمانهای دموکراتیک و حقوق ملتها، نمیتواند بهتنهایی مبنایی منسجم برای سیاست خارجی و هویت تمدنی غرب فراهم کند./ منبع