آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

اثبات پرطمطراق افول آمریکا

سیاست‌های ترامپ می‌تواند نشانه‌ای از تضعیف جایگاه و نفوذ جهانی آمریکا باشد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اثبات پرطمطراق افول آمریکا» نوشته فرانک برونی (Frank Bruni) و برت استفنز (Bret Stephens) در نیویورک تایمز (New York Times)، به بررسی تأثیر سیاست و رفتار دونالد ترامپ بر قدرت، اعتبار و نفوذ بین‌المللی آمریکا می‌پردازد. مناقشه اصلی بر سر این است که آیا تضعیف روابط با متحدان و برداشت فزاینده از ضعف آمریکا پدیده‌ای موقت و وابسته به دوره ترامپ است یا نشانه‌ای عمیق‌تر از تغییر در جایگاه این کشور. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

تنش‌های فزاینده میان آمریکا و متحدان سنتی آن، همراه با تردید درباره نحوه مدیریت منازعات خارجی، این پرسش را برجسته کرده است که آیا آمریکا در حال از دست دادن بخشی از قدرت و نفوذ تاریخی خود است. رفتار دولت ترامپ در قبال کانادا، یکی از نزدیک‌ترین شرکای آمریکا، نمونه‌ای از این وضعیت تلقی می‌شود؛ جایی که فشار سیاسی و اقتصادی واشنگتن با واکنشی قاطع از سوی اتاوا مواجه شده و این تصور را تقویت کرده است که حتی متحدان نزدیک نیز دیگر حاضر نیستند سیاست‌های آمریکا را بدون چالش بپذیرند.

هم‌زمان، عملکرد واشنگتن در قبال ایران نیز به عاملی برای تردید درباره اعتبار قدرت آمریکا تبدیل شده است. تهدیدهای شدید، وعده‌های سریع درباره پیروزی و فاصله میان اهداف اعلام‌شده و نتایج عملی می‌تواند این برداشت را در میان رقبا و متحدان ایجاد کند که آمریکا بیش از آنکه قدرت خود را به‌طور مؤثر به کار گیرد، بر نمایش قدرت تکیه دارد. چنین شکافی میان لحن و توانایی عملی، در سیاست خارجی می‌تواند هزینه‌زا باشد؛ زیرا بازدارندگی تنها بر توان نظامی استوار نیست و به باور دیگران درباره آمادگی و اراده استفاده از آن نیز وابسته است.

این وضعیت فرصت‌هایی برای رقبای راهبردی آمریکا، به‌ویژه روسیه و چین، ایجاد می‌کند. هر نشانه‌ای از اختلاف میان واشنگتن و متحدانش یا تردید درباره تصمیم‌گیری آمریکا می‌تواند به این کشورها امکان دهد نفوذ خود را افزایش دهند و برای شکل دادن به نظمی بین‌المللی تلاش کنند که در آن نقش آمریکا محدودتر باشد. از این منظر، مسئله اصلی تنها یک بحران مقطعی در روابط خارجی نیست، بلکه احتمال تغییر در برداشت جهانی از اعتبار و قابلیت اتکای آمریکا است.

با این حال، درباره میزان ماندگاری این روند اختلاف نظر وجود دارد. یک دیدگاه، وضعیت کنونی را عمدتاً نتیجه ویژگی‌های شخصی و سیاسی ترامپ می‌داند و معتقد است پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری او، آمریکا می‌تواند به مسیر سنتی خود بازگردد. بر اساس این نگاه، نهادهای سیاسی آمریکا، جامعه مدنی و پیوندهای دیرینه با متحدان همچنان ظرفیت بازسازی اعتماد و جایگاه بین‌المللی کشور را دارند.

دیدگاه بدبینانه‌تر، اما، ترامپ را صرفاً علت بحران نمی‌داند، بلکه او را بازتاب بخشی از تحولات عمیق‌تر در جامعه آمریکا تلقی می‌کند. بر اساس این برداشت، رشد سیاست مبتنی بر نارضایتی، قطبی‌شدن داخلی و کاهش اعتماد به مزایای نظم موجود ممکن است ریشه‌هایی فراتر از یک دولت داشته باشد. در این صورت، بازگشت خودکار آمریکا به موقعیت پیشین تضمین‌شده نیست.

در نهایت، مسئله اساسی این است که قدرت جهانی آمریکا فقط به اندازه اقتصاد یا توان نظامی آن وابسته نیست؛ اعتبار، اعتماد متحدان و توانایی تبدیل قدرت به نتایج سیاسی نیز اهمیت تعیین‌کننده دارد. اگر فاصله میان این عناصر افزایش یابد، حتی یک قدرت بزرگ می‌تواند نفوذ خود را به‌تدریج از دست بدهد. بنابراین، مناقشه درباره ترامپ در سطحی گسترده‌تر به آینده نقش آمریکا در نظم جهانی مربوط می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا