شکستن تبِ دهساله ترامپیسم
پیروزی تاریخی دموکراتها نشان داد که جذابیت اقتدارگرایی ترامپ رو به افول است.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «شکستن تبِ دهساله ترامپیسم» به قلم دیوید رمنیک (David Remnick) در نشریه نیویورکر (New Yorker) منتشر شده است که به بررسی شکست گسترده جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، افول پایگاه سیاسی ترامپ و پیامدهای این تحول برای آینده نهادهای دموکراتیک و رقابتهای سیاسی آمریکا میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ با پیروزی گسترده دموکراتها و شکست کمسابقه جمهوریخواهان همراه شد؛ نتیجهای که از تغییر محسوس در آرایش سیاسی کشور و کاهش حمایت عمومی از دولت دونالد ترامپ حکایت دارد. برای درک ابعاد این تحول، مقایسه آن با انتخابات سال ۱۹۷۴، پس از رسوایی واترگیت و استعفای ریچارد نیکسون، اهمیت دارد. در آن مقطع، تصمیم جرالد فورد برای عفو نیکسون به اعتبار سیاسی جمهوریخواهان آسیب زد و زمینهساز پیروزی بزرگ دموکراتها شد. بااینحال، گستردگی شکست جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۶ حتی از آن تجربه تاریخی نیز فراتر توصیف میشود.
دموکراتها توانستند کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست آورند و در بسیاری از ایالتهای پرجمعیت و مناطق سنتی جمهوریخواهنشین به پیروزی برسند. انتخاب فرمانداران دموکرات در ایالتهای مهم و تغییر گرایش سیاسی در ایالتهایی مانند تگزاس، کانزاس و کارولینای شمالی، نشاندهنده گسترش جغرافیایی پایگاه انتخاباتی این حزب است. اهمیت این نتایج صرفاً به تغییر ترکیب کنگره محدود نمیشود، بلکه با توجه به انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸، میتواند موقعیت دموکراتها را در ایالتهای تعیینکننده تقویت کند.
تغییرات جمعیتی نیز نقش مهمی در این تحول داشته است. بخشی از رأیدهندگان لاتینتبار که در انتخابات ۲۰۲۴ به جمهوریخواهان گرایش پیدا کرده بودند، بار دیگر به سمت دموکراتها بازگشتند. همچنین حمایت مردان جوان سفیدپوست و مشارکت گستردهتر رأیدهندگان سیاهپوست به موفقیت این حزب کمک کرد. انتخاب چهرههایی از گروههای مختلف قومی و مذهبی، از جمله نخستین سناتور مسلمان و نخستین فرمانداران زن سیاهپوست و بومی آمریکایی، نشاندهنده تغییرات اجتماعی و سیاسی در ساختار نمایندگی کشور است. این نتایج همچنین ضربهای به گفتمان مبتنی بر برتریطلبی نژادی و گروههای اقلیت وارد کرد.
عوامل اقتصادی از مهمترین محرکهای نارضایتی رأیدهندگان بودند. افزایش قیمت سوخت در پی تعرفههای تجاری و جنگ با ایران، گرانی مواد غذایی، مسکن و خدمات درمانی، فشار مستقیمی بر خانوارها وارد کرد. نگرانی درباره گسترش هوش مصنوعی، مراکز داده و آینده اشتغال نیز به دغدغههای بخشی از جامعه تبدیل شد. در کنار این مسائل، رفتار سیاسی و اقتصادی دولت ترامپ، از جمله نمایش ثروت، ارتباط نزدیک با میلیاردرها و برخورد تحقیرآمیز با مطالبات عمومی، فاصله میان شعارهای پوپولیستی و عملکرد واقعی دولت را آشکارتر کرد.
در عرصه داخلی، تضعیف نهادهای نظارتی، فشار بر دستگاه قضایی، برخورد با شهروندان و محدودسازی نهادهای فرهنگی و آموزشی، نگرانیها درباره استقلال نهادهای عمومی و آزادیهای مدنی را افزایش داد. انتصاب چهرههای بحثبرانگیز در مناصب کلیدی نیز انتقادها درباره شایستهسالاری و کارآمدی دولت را تشدید کرد. در سیاست خارجی، تعرفههای یکجانبه، تهدید متحدان و نزدیکی سیاسی به رهبران اقتدارگرا، روابط آمریکا با شرکای سنتی را با تنش مواجه ساخت. مداخله نظامی در ونزوئلا و تلاش برای کنترل منابع نفتی و معدنی آن کشور نیز یادآور الگوهای قدیمی مداخلهگرایی آمریکا در آمریکای لاتین بود.
پیروزی دموکراتها در مجموع قدرت نظارتی کنگره را افزایش داده و ظرفیت مهار تصمیمهای دولت را تقویت کرده است. بااینحال، تضعیف جمهوریخواهان لزوماً به معنای پایان فوری رویکردهای سیاسی دولت نیست و ترامپ همچنان تا پایان دوره ریاستجمهوری در قدرت باقی خواهد ماند. آینده این تحول به عملکرد دموکراتها وابسته است؛ حزبی که برای حفظ اعتماد رأیدهندگان باید به جای تمرکز صرف بر انتقامگیری سیاسی، به مطالبات اقتصادی و اجتماعی پاسخ دهد. تجربه سال ۱۹۷۴ نیز نشان میدهد که پیروزی انتخاباتی گسترده بهتنهایی تضمینکننده تداوم موفقیت سیاسی نیست و تغییرات در نگرش عمومی میتواند بهسرعت مسیر رقابت را دگرگون کند./ منبع