آمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

سیاست خارجی ترامپ آن‌قدرها هم موفق نیست

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سیاست خارجی ترامپ آن‌قدرها هم موفق نیست» نوشته هاوارد دبلیو. فرنچ (Howard W. French)  در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این مقاله با نگاهی انتقادی، مدعی است که ارزیابی‌های مثبت اخیر از سیاست خارجی دونالد ترامپ مبالغه‌آمیز و زودهنگام‌اند و بسیاری از اقدامات او نشانه شخصی‌گرایی، بی‌ثباتی و انحراف از هنجارهای سنتی دیپلماسی آمریکاست. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


این یادداشت با اشاره به موج تحسین از دونالد ترامپ پس از اعلام آتش‌بس میان اسرائیل و حماس آغاز می‌شود و بیان می‌کند که این ستایش‌ها حتی از سوی منتقدان دیرینه او نیز شنیده می‌شود. این موفقیت نه چشمگیر است و نه پایدار، زیرا سیاست ترامپ در غرب‌آسیا و سایر مناطق فاقد انسجام و اصول راهبردی است. بخش عمده اعتبار ترامپ در ماجرای غزه به دلیل فشار بر بنیامین نتانیاهو دانسته شده، حال آن‌که دولت‌های پیشین آمریکا، از جمله در اواخر دوره بایدن و آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ، در برابر سیاست‌های تخریبی اسرائیل در غزه موضعی اخلاقی اتخاذ نکردند و حتی با ارسال تسلیحات، حمایت در سازمان ملل و تهدید مخالفان داخلی، در این مسیر سهیم بودند.

سخنان ترامپ درباره تبدیل غزه به منطقه‌ای برای توسعه املاک، بیانگر بی‌توجهی کامل او به رنج فلسطینیان است. او توافق آتش‌بس را مبهم و فاقد تضمین برای صلح پایدار، بازسازی غزه و حق تعیین سرنوشت فلسطینیان می‌داند و هشدار می‌دهد که با فروکش کردن توجه جهانی، اسرائیل ممکن است بار دیگر با بهانه‌هایی کوچک یا ساختگی حملات خود را از سر گیرد.

با بررسی الگوی کلی سیاست خارجی ترامپ، او را رئیس‌جمهوری معرفی می‌کنند که از قیود قانون و سنت آزاد است و در حوزه‌هایی چون اعدام‌های فرامرزی مظنونان مواد مخدر، کاهش کمک‌های خارجی و افزایش هزینه ویزا برای کشورهای آفریقایی، رفتاری خودسرانه و تبعیض‌آمیز نشان داده است. تصمیم او برای اعطای بسته نجات اقتصادی ۲۰ میلیارد دلاری به آرژانتین صرفاً به‌دلیل همدلی شخصی با خاویر میلی و اعمال تعرفه‌های سنگین علیه برزیل برای حمایت از ژائیر بولسونارو نیز از همین الگوی شخصی‌گرایی و جانبداری پیروی می‌کند. تهدید مکرر ونزوئلا به تحریم یا اقدام نظامی، در حالی که همزمان از منافع اقتصادی شرکت‌های آمریکایی در آن کشور سخن می‌گوید، نشانه دیگری از همین رویکرد است.

فساد و ترجیح در منافع شخصی در سیاست غرب‌آسیا، بارزترین نمود سبک ترامپ است. پذیرش جت ریاست‌جمهوری از قطر ممکن است پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری به مالکیت شخصی ترامپ درآید، اقدامی که به گفته او تخطی از قانون «هدایا و تزئینات خارجی» و عرف دیپلماتیک آمریکاست. ترامپ در سفر به مصر، قطر را منبع «پول بی‌پایان» خواند و از عبدالفتاح السیسی به‌عنوان متحدی قدیمی یاد کرد. این رفتارها، پیامی آشکار به رهبران منطقه می‌فرستد که کاخ سفید کنونی و خانواده رئیس‌جمهور آماده معامله بر سر منافع شخصی‌اند.

الگوی فرصت‌طلبانه تنها به غرب ‌آسیا محدود نیست و حتی در برخورد ترامپ با اندونزی نیز دیده می‌شود، جایی که او رئیس‌جمهور پرابوو سوبیانتو را به تماس با پسرش اریک، که مقام دولتی ندارد، ارجاع داده است. اگرچه آمریکا در دهه‌های گذشته به‌خاطر دفاع از دموکراسی مورد احترام بوده، سیاست خارجی ترامپ موجب محبوبیت این کشور نزد خودکامگان شده است؛ زیرا آن‌ها در رئیس‌جمهور آمریکا رهبری می‌یابند که به زبان اقتدارگرایی سخن می‌گوید و دیپلماسی را به عرصه معامله‌های سودآور تبدیل کرده است.

روابط مبهم و تحسین‌آمیز ترامپ نسبت به ولادیمیر پوتین مانع از اعمال فشار مؤثر بر روسیه برای پایان دادن به جنگ اوکراین شده و همزمان با تضعیف حمایت آمریکا از ناتو، موجب دلگرمی مسکو گشته است. در مورد چین، ترامپ میان تهدیدهای تعرفه‌ای و تلاش‌های پراکنده برای آرام‌سازی روابط در نوسان بوده و فاقد دیدگاه راهبردی یا ثبات در رویکرد خود است. چین، برخلاف بسیاری از کشورهای کوچک‌تر، قدرتی نیست که بتوان با تهدید آن را وادار به عقب‌نشینی کرد و تا زمانی که واشنگتن سیاستی مبتنی بر احترام متقابل و تعامل سازنده در قبال پکن اتخاذ نکند، هرگونه ادعای موفقیت در سیاست خارجی ترامپ توهمی بیش نخواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا