ارتش بریتانیا چه چیزی میتواند از حوثیها بیاموزد؟
حوثیها نشان دادهاند سرعت، انعطاف و جنگ نامتقارن میتواند برتری فناوری را به چالش بکشد.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان « ارتش بریتانیا چه چیزی میتواند از حوثیها بیاموزد؟» نوشته رایان مودارس (Ryan Modarres) در نشریه اسپکتیتور (The Spectator) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تفاوت میان رویکرد نظامی چابک و کمهزینه حوثیها با ساختار پیچیده و کند ارتش بریتانیا میپردازد و بر اهمیت سرعت، نوآوری، تمرکززدایی و بازنگری در شیوههای سنتی تدارکات دفاعی تأکید دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
عملکرد نظامی حوثیها در سالهای اخیر نشان داده است که گروههایی با منابع محدود نیز میتوانند با استفاده از فناوریهای ارزان، تاکتیکهای انعطافپذیر و جنگ نامتقارن، برای قدرتهای نظامی بزرگ چالش ایجاد کنند. مقایسه میان توانایی حوثیها در تبدیل سریع تجهیزات قدیمی به سامانههای جدید و روند طولانی پروژههای دفاعی بریتانیا، پرسشهایی درباره کارآمدی ساختارهای نظامی سنتی ایجاد کرده است.
یکی از نمونههای مورد توجه، توانایی حوثیها در توسعه سریع پهپادها و دیگر سامانههای تسلیحاتی است. این گروه با اصلاح مداوم تجهیزات، آزمایش نسخههای جدید و تطبیق سریع با واکنش دشمن، توانسته است هزینههای عملیاتی خود را پایین نگه دارد و طرف مقابل را وادار به صرف منابع بیشتری برای مقابله کند. این رویکرد مبتنی بر چرخه کوتاه آزمایش، شکست و اصلاح است؛ فرآیندی که در ساختارهای نظامی بزرگ معمولاً با موانع اداری بیشتری روبهرو میشود.
در مقابل، برنامههای دفاعی بریتانیا نمونهای از چالشهای ناشی از بروکراسی طولانی و پروژههای پیچیده هستند. برنامه خودروی زرهی «آژاکس» که سالها زمان و میلیاردها پوند هزینه برده، به نمادی از مشکلات موجود در روند توسعه تجهیزات نظامی تبدیل شده است. تأخیرهای طولانی و مشکلات عملیاتی این پروژه نشان میدهد که دستیابی به یک سامانه کاملاً سفارشی و پیشرفته، در شرایط تغییر سریع فناوری جنگ، ممکن است به کاهش کارایی منجر شود.
یکی از پیامهای اصلی این تحلیل، ضرورت تغییر در فلسفه خرید تجهیزات نظامی است. به جای انتظار برای ساخت سامانههای کاملاً بینقص که ممکن است سالها بعد وارد میدان شوند، ارتشها میتوانند تجهیزات موجود را سریعتر خریداری کرده، در مقیاس محدود وارد خدمت کنند و سپس بر اساس تجربه میدان نبرد آنها را بهبود دهند. این رویکرد میتواند سرعت سازگاری نظامی را افزایش دهد.
توانایی حوثیها در ایجاد هزینه برای دشمن، بخش دیگری از این بحث است. آنها الزاماً برای شکست دادن قدرتهای بزرگ به دنبال برتری کامل نظامی نیستند؛ بلکه تلاش میکنند هزینه عملیات طرف مقابل را افزایش دهند. استفاده از پهپادهای ارزان برای تهدید تجهیزات بسیار گرانقیمت، نمونهای از این منطق است که در جنگهای مدرن اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
بر این اساس، مفهوم بازدارندگی نیز در حال تغییر است. کشورهایی مانند بریتانیا ممکن است نتوانند در همه مناطق جهان برتری نظامی کامل ایجاد کنند، اما میتوانند بر توانایی ایجاد هزینه برای دشمنان تمرکز کنند. چنین رویکردی نیازمند سرمایهگذاری در سامانههای انعطافپذیر، فناوریهای کمهزینه و توانایی واکنش سریع است.
موضوع دیگر، ساختار فرماندهی و تصمیمگیری نظامی است. در حالی که فرماندهان حوثی میتوانند تغییرات عملیاتی را سریع اعمال کنند، ساختارهای نظامی بزرگ مانند ارتش بریتانیا معمولاً با لایههای متعدد اداری و نظارتی مواجه هستند. کاهش تمرکز تصمیمگیری و افزایش اختیار فرماندهان میانی میتواند سرعت واکنش در میدان نبرد را افزایش دهد.
در نهایت، این تحلیل تأکید میکند که هدف بریتانیا نباید تقلید از مدل حوثیها باشد، بلکه باید از اصولی مانند سرعت، سازگاری و استفاده مؤثر از منابع محدود درس بگیرد. جنگهای جدید نشان میدهند که صرف برخورداری از تجهیزات پیشرفته کافی نیست و توانایی تطبیق سریع با شرایط متغیر میتواند عاملی تعیینکننده در موفقیت نظامی باشد./ منبع