ترامپ بهدنبال سلطه انرژی آمریکا؛ بازارهای جهانی ممکن است موافق نباشند
تلاش دولت ترامپ برای تحمیل مدل «سلطه انرژی» بر بازارهای جهانی، بهرغم افزایش تولید داخلی، با مقاومت بنیادهای بازار و راهبرد تنوعبخشی متحدان واشنگتن روبرو شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ترامپ بهدنبال سلطه انرژی آمریکا؛ بازارهای جهانی ممکن است موافق نباشند» به قلم هدر هورلبرت (Heather Hurlburt) در اندیشکده چتم هاوس (Chatham House) منتشر شده است. این مطلب به واکاوی دکترین انرژی دولت ترامپ میپردازد که از اولین روز حضور در کاخ سفید با اعلام وضعیت اضطراری ملی، هدف خود را دستیابی به «سلطه» از طریق گسترش سوختهای فسیلی، انرژی هستهای و مواد معدنی حیاتی قرار داده است. نویسنده معتقد است که اگرچه تولید نفت و گاز آمریکا به سطوح بیسابقهای رسیده، اما متغیرهایی نظیر پویایی بازارهای جهانی، پیشرفت توقفناپذیر انرژیهای تجدیدپذیر و اولویتهای امنیتی متحدان، تحقق کامل این رویکرد ایدئولوژیک را با چالشهای جدی مواجه کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دولت ترامپ با هدف قرار دادن بخش انرژی بهعنوان اهرم فشار ژئوپلیتیک، تلاش میکند تا متحدان خود در اروپا و آسیا را از مسیر گذار به انرژیهای سبز منحرف کرده و بهسمت وابستگی به صادرات زغالسنگ، گاز طبیعی مایع (LNG) و فناوری هستهای آمریکا سوق دهد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، صراحتاً گذار جهانی بهسمت انرژیهای تجدیدپذیر را ابزاری برای تضعیف واشنگتن دانسته و بر لزوم همراهی متحدان با دکترین جدید تاکید کرده است. در این راستا، واشنگتن نفوذ خود را بر تولید نفت در نیمکره غربی، از کانادا تا گویان و ونزوئلا، گسترش داده تا با کنترل حدود ۲۰ درصد از تولید جهانی، مانع از نوسانات شدید قیمتها شود و آزادی عمل خود را در تقابل با کشورهایی نظیر ایران و روسیه افزایش دهد. این راهبرد همچنین با هدف شکستدادن آنچه روبیو «فرقه اقلیم» مینامد و مقابله با تسلط چین بر فناوریهای سبز طراحی شده است.
با این حال، واقعیتهای بازار همواره با اهداف سیاسی همسو نیستند. بهرغم لغو مقررات زیستمحیطی و حمایت از سوختهای فسیلی، انرژیهای تجدیدپذیر در سال ۲۰۲۵ بخش بزرگی از ظرفیت جدید تولید برق در آمریکا را به خود اختصاص دادند و برای اولین بار در سطح جهانی، برق بیشتری نسبت به زغالسنگ تولید کردند. از سوی دیگر، تلاش برای استفاده از نفت ونزوئلا بهعنوان جایگزین نفت روسیه برای کشورهایی نظیر هند، با موانع زیرساختی و قانونی روبرو شده که رفع آنها سالها زمان میبرد. همچنین، اگرچه افزایش تولید داخلی به آمریکا اجازه داده است تا عملیاتهای نظامی متعددی را در غرب آسیا بدون جهش قیمت نفت به پیش ببرد، اما افزایش حضور شرکتهای آمریکایی در پروژههای گازی منطقه بهمعنای درگیری طولانیمدت واشنگتن در غرب آسیا خواهد بود؛ امری که با شعار کاهش مداخلات خارجی در تضاد است.
در سطح بینالمللی، سیاستهای ترامپ ممکن است بهجای تضعیف چین، به تقویت جایگاه پکن بهعنوان تنها رهبر بازار فناوریهای سبز منجر شود. متحدان آمریکا در اروپا و آسیا نیز نشان دادهاند که بهجای تسلیم در برابر دکترین سلطه، بهسمت راهبرد «تنوعبخشی» حرکت میکنند. آنها ضمن خرید الانجی از آمریکا، همکاریهای خود را با قطر در حوزه گاز و با فرانسه و کره جنوبی در حوزه فناوری هستهای حفظ کرده و همزمان به توسعه انرژیهای سبز ادامه میدهند. در نهایت، تلاش برای قراردادن سیاست بر فراز واقعیتهای اقتصادی ممکن است بهجای ایجاد سلطه، تنها به کندشدن موقت روند گذار انرژی منجر شود و بازارهای جهانی همچنان راه خود را بر اساس منطق سودآوری و امنیت پایدار پیدا خواهند کرد./ منبع



