درسهایی از هندوراس: راهبرد منطقهای ترامپ در آمریکای لاتین
این مقاله با تحلیل تحولات هندوراس، راهبرد مداخلهگرایانه دونالد ترامپ در آمریکای لاتین را که مبتنی بر امنیتسازی، رقابت قدرتهای بزرگ و دیپلماسی شخصی است، بررسی میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «درسهایی از هندوراس: راهبرد منطقهای ترامپ در آمریکای لاتین» به قلم ویوک میشرا (Vivek Mishra) و پراکریتی چوداری (Prakreeti Chaudhary) در بنیاد آبزرور (Observer Research Foundation) منتشر شده است. این یادداشت با استفاده از هندوراس بهعنوان یک مطالعه موردی، استدلال میکند که راهبرد دولت دوم ترامپ برای آمریکای لاتین، احیای سلطه در نیمکره غربی از طریق رویکردی امنیتمحور، مقابله با چین و حمایت شخصی از رهبران همسو است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
دولت ترامپ بهسرعت در حال بازتعریف سیاست خارجی خود در آمریکای لاتین و برقراری سلطه در نیمکره غربی است؛ مفهومی قرن نوزدهمی که تصور میشد به تاریخ پیوسته است. اگرچه هندوراس کشوری کوچک و اغلب نادیده گرفته شده است، اما آسیبپذیری سیاسی و وابستگی دیرینهاش به آمریکا، آن را به مکانی ایدئال برای مشاهده عملکرد غرایز سیاست خارجی ترامپ تبدیل کرده است. بازگشت ترامپ به کاخ سفید، تمرکز جدیدی را بر نیمکره غربی به همراه داشته است. او با امنیتسازی موضوعاتی مانند مهاجرت نامنظم، خشونت باندهای تبهکار و قاچاق مواد مخدر، آنها را به تهدیداتی جدی تبدیل کرده که نیازمند اقدام فوری هستند و پاسخهای شدید را توجیه میکنند.
این رویکرد، هزینههای اختلاف سیاسی را افزایش داده و به نخبگان هندوراس این پیام را داده است که همسویی با دستور کار امنیتی ترامپ میتواند مزایای ملموسی به همراه داشته باشد. رقابت قدرتهای بزرگ، چارچوب اصلی درک توجه ناگهانی آمریکا به آمریکای مرکزی و جنوبی است. هندوراس در کانون رقابت ژئوپلیتیکی فزاینده، بهویژه میان آمریکا و چین، قرار دارد. پس از آنکه هندوراس در ماه مارس ۲۰۲۳ روابط خود را با تایوان قطع و با چین برقرار کرد، مزایای اقتصادی مورد انتظار محقق نشد. این امر باعث شد تا نامزدهای پیشرو در انتخابات سال ۲۰۲۵ وعده احیای روابط با تایوان را بدهند و نارضایتی از تغییر دیپلماتیک، فرصتی برای تایوان جهت بازیابی نفوذ خود فراهم آورد.
در این فضای سیاسی پرتنش، حمایت علنی ترامپ از «نصری عصفوره»، نامزد انتخابات ریاستجمهوری، جنجال قابلتوجهی برانگیخت و تصور دخالت آمریکا را تقویت کرد. ترامپ در پیامی مستقیم در شبکه اجتماعی خود هشدار داد که اگر نتایج انتخابات تغییر کند، «جهنمی برپا خواهد شد». این حمایت آشکار، عصفوره را بهعنوان نماد همکاری با آمریکا بازتعریف کرد و به نخبگان هندوراس نشان داد که نزدیکی ایدئولوژیک به آمریکا میتواند به حمایت سیاسی و دیپلماتیک منجر شود. در ادامه، تصمیم ترامپ برای عفو «خوان اورلاندو هرناندز»، رئیسجمهور سابق هندوراس که در آمریکا محکوم شده بود، نمونهای آشکار از سیاست کلاینت را به نمایش گذاشت که در آن وفاداری به یک فرد قدرتمند بر حاکمیت قانون ارجحیت دارد. این اقدام پیام قدرتمندی را ارسال کرد که ترامپ از دیپلماسی شخصیسازیشده که برای وفاداری در سراسر نیمکره غربی ارزش قائل است، حمایت میکند. لغو روادید مقامات ارشد انتخاباتی هندوراس توسط آمریکا نیز نمونه دیگری از تغییر فشار از لفاظی به اهرم قهری مستقیم بود. این منطق در سراسر نیمکره غربی گسترش یافته است. ونزوئلا نقطه مقابل آشکار این رویکرد است، جایی که همان ابزارها برای تضعیف یک دولت مخالف به کار گرفته میشود. سایر کشورهای آمریکای مرکزی نیز با آگاهی بالا این پیامها را دریافت کرده و سیاستهای خود را با اهداف ترامپ همسو کردهاند. این تحولات یادآور دکترین مونرو است، اما در اجرا و اهداف تفاوتهای قابلتوجهی دارد و بیشتر به «دکترین دانرو» شباهت دارد. آنچه در هندوراس مشاهده میشود، یک الگوی نوظهور از اعمال قدرت است که با ابهام و سیگنالدهی راهبردی مشخص میشود./ منبع



