ناتوانی ایالات متحده و تقویت نفوذ چین در آمریکای لاتین
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ناتوانی ایالات متحده و تقویت نفوذ چین در آمریکای لاتین» نوشته آدام راتزلاف (Adam Ratzlaff) و جفری ای. توبین (Jeffery A. Tobin)در ریسپانسیبل استیت کرفت(Responsible Statecraft) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل چگونگی غفلت سیاستمداران ایالات متحده از تحولات منطقهای و پیامدهای آن برای نفوذ فزاینده چین در آمریکای لاتین میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
چین بهتازگی بهعنوان ناظر به جامعه آند (Andean Community) که یک بلوک سیاسی و اقتصادی متشکل از بولیوی، کلمبیا، اکوادور و پرو است، پیوسته است. این اقدام در کنار نگرانیهای فزاینده ایالات متحده از گسترش نفوذ چین، تلاشهایی برای محدود کردن مشارکت چین در بانک توسعه بینامریکایی بههمراه داشته است. همچنین برخی نگرانیها در مورد احتمال ارتباط چین با دبیرکل جدید سازمان کشورهای آمریکایی مطرح شده است. تحلیلگران هشدار میدهند که چین میتواند از این سازمان بهعنوان راهی برای گسترش فروش خودروهای برقی و هوش مصنوعی به آمریکای جنوبی استفاده کند.
اما بهجای محدود کردن حضور چین در امور منطقهای، ایالات متحده باید سیاستهایی برای تعامل بهتر با منطقه توسعه دهد. حضور چین در جامعه آند تنها یک اقدام دیپلماتیک تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت است که هدف آن تغییر هنجارهای حکمرانی و یکپارچگی اقتصادی در قاره آمریکا است. ناکامی واشنگتن در درک این راهبرد و ارائه جایگزینهای معتبر، ممکن است منجر به از دست دادن نفوذ در نیمکره خود شود.
چین از دهه ۱۹۹۰، از سازمانها و انجمنهای منطقهای بهعنوان ابزاری برای تعامل با آمریکای لاتین و کارائیب استفاده کرده است. اکنون چین در ۹ سازمان منطقهای، از جمله برخی که ایالات متحده در آنها حضور ندارد، عضو یا ناظر است. این سازمانها شامل بانک توسعه کارائیب هستند که چین رابطه قوی با آن دارد و در پروژههای توسعهای نقش فعالی ایفا میکند. هدف اصلی چین از این مشارکتها، ایجاد کانالهای ارتباطی با کشورها، حتی در صورتی که آنها همچنان تایوان را بهرسمیت میشناسند، و ترویج همکاری جنوب-جنوب است.
چین بهویژه در سازمانهای اقتصادی منطقهای فعال بوده است. این کشور از سال ۱۹۹۴ بهعنوان ناظر در سازمانهایی نظیر انجمن یکپارچگی آمریکای لاتین وارد شد و اکنون عضو یا ناظر چندین نهاد اقتصادی کلیدی مانند بانک توسعه بینامریکایی، بانک توسعه کارائیب و جامعه آند است. علاوه بر اینها، چین با کشورهای مختلف در آمریکای لاتین توافقنامههای تجارت آزاد امضا کرده است. این روابط اقتصادی با چین، فرصتهایی برای رشد اقتصادی در کشورهای آمریکای لاتین فراهم کرده است. صادرات مواد اولیه به چین به بسیاری از این کشورها کمک کرده تا از رشد اقتصادی چین بهرهمند شوند. در مقابل، چین نیز سرمایهگذاریهای زیادی در این منطقه انجام داده است، بهویژه از طریق وامها و سرمایهگذاریهای دولتی. این روابط اقتصادی منجر به یکپارچگی اقتصادی بیشتر میان چین و آمریکای لاتین شده است.
با وجود مزایای اقتصادی، برخی کشورهای منطقه اذعان کردهاند که روابط تجاری با چین برای صنایع داخلی آنها به اندازهای که انتظار میرفت سودمند نبوده است. این وضعیت باعث میشود که برخی کشورها از وابستگی به تجارت مواد خام با چین فرار کنند و بهدنبال گسترش تنوع اقتصادی خود باشند. در این میان، ایالات متحده نتواسته است بهخوبی به تغییرات در منطقه پاسخ دهد. بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین چین را بهعنوان شریک قابل اعتماد و فعال میبینند، در حالی که ایالات متحده را بهعنوان کشوری واکنشی و ناپایدار مینگرند. این وضعیت باعث شده که چین از فرصتهای راهبردی در منطقه بهرهبرداری کند. واشنگتن در پاسخ به افزایش حضور چین در منطقه، بهطور عمده انتقادهایی نسبت به روابط کشورهای آمریکای لاتین با چین مطرح کرده است. این رویکرد، بهویژه در دوران ریاستجمهوری ترامپ، نتواسته است تغییرات مثبتی ایجاد کند و بسیاری از کشورهای منطقه، بهویژه در زمینه تجاری، بهدنبال گسترش روابط با چین بهعنوان یک گزینه بدیل بودهاند.
چنین رویکردی موجب شده که بسیاری از کشورهای منطقه، حتی آنهایی که بهطور ایدئولوژیک به ایالات متحده نزدیک هستند، از سیاستهای ایالات متحده فاصله بگیرند و روابط خود را با چین گسترش دهند. در نهایت، اگر ایالات متحده بخواهد با نفوذ رو به رشد چین در نیمکره رقابت کند، باید رویکرد خود را تغییر داده و بهجای تهدید و تعرفهها، با سرمایهگذاری در زیرساختها و توافقهای تجاری، روابط منطقهای خود را تقویت کند. تا زمانی که واشنگتن به این تغییرات نیازمند نپردازد، هر اقدام واکنشی تنها نفوذ چین را در این منطقه تقویت خواهد کرد./ منبع



