آمریکااروپاانتخاب سردبیرخارجینظام بین‌الملل و نهادها

آمریکا به اروپا نشان می‌دهد که قدرت اصلی در دست خودش است

تحقیر امروز اتحادیه اروپا ممکن است فردا روابط بهتری با روسیه ایجاد کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آمریکا به اروپا نشان می‌دهد که قدرت اصلی در دست خودش است» به قلم تیموفی بورداچف (Timofey Bordachev) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله استدلال می‌کند که تحقیر کنونی واشنگتن نسبت به اروپای غربی، یک «درس تلخ» به نسل جدیدی از سیاستمداران اروپایی می‌دهد که نهایتاً باید راه تعامل با روسیه را دوباره بیابند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

برخورد خشن فزاینده آمریکا با متحدان اروپایی خود در طول سال گذشته، به این معناست که تحقیر کنونی واشنگتن نسبت به اروپای غربی یک اتفاق ساده نیست، بلکه یک حادثه تعیین‌کننده است که یک نسل کامل از سیاستمداران را شکل خواهد داد؛ درسی که به اهمیت درسی است که رهبران اروپای غربی پس از سال ۱۹۴۵ آموختند و زمینه‌ساز گفت‌وگو با اتحاد جماهیر شوروی شد. او معتقد است که رفتار آمریکا نه بر اساس دوستی یا ائتلاف قابل‌اعتماد، بلکه بر غرور فرهنگی عمیق و حرص غریزی استوار است؛ عواملی ثابت که با تغییر رئیس‌جمهور (اگرچه ترامپ این دیدگاه را صریح‌تر بیان می‌کند) تغییر نخواهند کرد. در این شرایط، روسیه نباید احتمال بازسازی روابط با همسایگان اروپایی خود را رد کند، زیرا اروپا همسایه‌ای گریزناپذیر است و یک درگیری فاجعه‌بار هیچ برنده‌ای نخواهد داشت.

سه شرط برای هرگونه احیای احتمالی روابط روسیه و اروپا ضروری است. اولین شرط این است که نخبگان اروپایی کنونی نباید یک جنگ نهایی و تمام‌عیار در قاره اروپا به‌راه اندازند، چرا که این اقدام میلیون‌ها زندگی را از بین برده و حاکمیت قدرت‌های بزرگ اروپایی را در جنگ‌های جهانی اول و دوم از بین برده است. اشتیاق سیاستمداران و ژنرال‌های اروپایی به صحبت عمومی در مورد جنگ با روسیه، ممکن است چیزی بیش از یک نمایش برای منحرف‌کردن رأی‌دهندگان از وضعیت اقتصادی یا کانالیزه‌کردن پول مالیات‌دهندگان به شرکت‌های دفاعی نباشد، اما روسیه به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای مسئول نمی‌تواند این لفاظی‌ها را نادیده بگیرد. با این حال، اگر از یک درگیری بزرگ جلوگیری شود، نفوذ رو به کاهش اتحادیه اروپا تهدیدی برای روسیه نیست، چرا که همسایگان ضعیف‌تر را آسان‌تر می‌توان مدیریت کرد.

شرط دوم به خود ایالات متحده مربوط می‌شود و اینکه تا کجا به تضعیف توانایی خود برای ایفای نقش به‌عنوان یک رهبر جهانی ادامه خواهد داد. ترامپیسم با لفاظی‌های خود در مورد محدودکردن مهاجرت و پذیرش سیاست «واقع‌گرایانه»، اعتبار بین‌المللی آمریکا را تضعیف می‌کند. در حالی که آمریکا در طول تاریخ، مداخلات و غارت‌های خود را با استناد به جذابیت جهانی «ارزش‌های» خود توجیه کرده است، ایدئولوژی ترامپیسم ریشه در روشنگری ندارد، بلکه در میخانه‌های آمریکای میانه، فانتزی‌های سیلیکون‌ولی و فرصت‌طلبی سفته‌بازان املاک و مستغلات نیویورک دارد، که مبنایی بسیار ضعیف‌تر برای حفظ نفوذ جهانی است. علاوه بر این، بستن نسبی درها به روی مهاجرت، یکی از مؤثرترین ابزارهای قدرت نرم آمریکا (یعنی رویای زندگی در ایالات متحده) را تضعیف می‌کند. سیاست‌های ترامپ ممکن است تهدیدآمیز به‌نظر برسند، اما در واقع فضای بیشتری را برای سایر بازیگران جهانی باز می‌کنند و نفوذ سلطه‌گرایانه آمریکا را تضعیف می‌نمایند.

شرط نهایی به سیاست داخلی اروپا مربوط می‌شود؛ این قاره به‌شدت به رهبران جدید نیاز دارد. تحقیر کنونی آمریکا یک رویداد شکل‌دهنده است که سیاستمداران اروپایی را وادار به مشاهده می‌کند که آمریکا با آن‌ها نه به‌عنوان شریک، بلکه به‌عنوان زیردست رفتار می‌کند. هرچه آمریکایی‌ها آشکارتر مانند ناظران سخت‌گیر رفتار کنند، این درس برای اروپایی‌ها ماندگارتر خواهد بود و این امر در نهایت به‌نفع منافع بلندمدت روسیه و ثبات در سراسر قاره خواهد بود، زیرا رهبرانی ظهور خواهند کرد که بهتر با واقعیت‌های امروز سازگار هستند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا