انتخابات میاندورهای آمریکا چه معنایی برای قدرت ترامپ دارد؟
پیروزی احتمالی دموکراتها در انتخابات میاندورهای میتواند کنترل کنگره را از جمهوریخواهان بگیرد، اما الزاماً توانایی ترامپ برای پیشبرد سیاستهایش، بهویژه در سیاست خارجی، را محدود نخواهد کرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «انتخابات میاندورهای آمریکا چه معنایی برای قدرت ترامپ دارد؟» نوشته مکس یوئلی (Max Yoeli) در اندیشکده چتم هاوس (Chatham House) منتشر شده است. نویسنده استدلال میکند که بازگشت احتمالی دموکراتها به یک یا هر دو مجلس کنگره، اگرچه ابزارهایی برای نظارت، قانونگذاری و فشار مالی در اختیار آنان قرار میدهد، اما بهدلیل اختیارات گسترده ریاستجمهوری، موانع ساختاری و توانایی دولت ترامپ برای مقاومت در برابر نظارت، لزوماً به محدودیت مؤثر قدرت رئیسجمهور منجر نخواهد شد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
انتخابات میاندورهای ماه نوامبر میتواند سرنوشت باقیمانده دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ و حتی مسیر انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ را تحت تأثیر قرار دهد. بر اساس پیشبینیهای موجود، دموکراتها شانس بالایی برای تصاحب مجلس نمایندگان دارند، درحالیکه رقابت برای سنا نزدیکتر است. در هر صورت، احتمالاً جمهوریخواهان کنترل «سهگانه حکمرانی» شامل کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنا را از دست خواهند داد. با این حال، چنین تغییری الزاماً به ایجاد محدودیتهای پایدار بر قدرت ترامپ یا تغییرات گسترده در سیاستهای او منجر نمیشود.
دموکراتها در صورت کسب اکثریت یکی یا هر دو مجلس میتوانند طرحهای قانونگذاری جمهوریخواهان را متوقف کنند و تلاشهای دولت برای استفاده از اختیارات اجرایی را افزایش دهند. اما حتی کنترل هر دو مجلس نیز برای پیشبرد سیاستهای دموکراتها کافی نیست، زیرا بسیاری از اقدامات آنها در برابر وتوی ریاستجمهوری قرار خواهد گرفت و دموکراتها نیز احتمالاً اکثریت لازم برای لغو وتو را در اختیار نخواهند داشت. در حوزه سیاست خارجی، این محدودیت شدیدتر است؛ برای مثال تلاش برای محدود کردن عملیات نظامی آمریکا در خلیج فارس یا جلوگیری از فروش تسلیحات خارجی با مانع وتوی رئیسجمهور روبهرو میشود.
یکی از ابزارهای مؤثرتر دموکراتها، در صورت تصاحب سنا، رد یا متوقف کردن نامزدهای ریاستجمهوری برای سمتهای مهم، از جمله دیوان عالی یا فدرال رزرو خواهد بود. با این حال، مهمترین اهرم واقعی کنگره در مسائل مالی قرار دارد. دولت برای تأمین بودجه و افزایش سقف بدهی به اقدام کنگره نیازمند است. سقف بدهی در سال ۲۰۲۵ پنج تریلیون دلار افزایش یافت و انتظار میرود در میانه سال ۲۰۲۷ دوباره به سقف برسد. پس از آن، اقدامات فوقالعاده وزارت خزانهداری میتواند برای ۶ تا ۹ ماه از نکول جلوگیری کند. شکست در افزایش سقف بدهی میتواند شوک شدیدی به بازارهای مالی وارد کند.
ترامپ تلاش دارد جمهوریخواهان از فرایند «مصالحه بودجهای» استفاده کنند تا سقف بدهی را پنج تریلیون دلار دیگر افزایش دهند و منابعی از جمله ۶۰ میلیارد دلار برای دفاع و ۱۲ میلیارد دلار برای کمک به کشاورزانی که از تعرفههای تلافیجویانه و اختلال در تنگه هرمز آسیب دیدهاند، تأمین کنند. اما اگر دموکراتها تنها مجلس نمایندگان را در اختیار بگیرند، این مسیر مسدود خواهد شد. در عین حال، خود جمهوریخواهان نیز ممکن است مانعی برای ترامپ باشند، زیرا افزایش سریع بدهی باعث مخالفت محافظهکاران مالی مانند رند پال شده است.
موضوع بودجه عادی نیز اهمیت دارد. مصالحه بودجهای برای تأمین اعتبارات سالانه دستگاههای فدرال قابل استفاده نیست و جمهوریخواهان برای جلوگیری از پایان منابع در ۱۱ دسامبر به همکاری دموکراتها نیاز خواهند داشت. این مذاکرات میتواند زمینهساز رویاروییهای شدیدتر در سال بعد و تلاش برای مشروط کردن نحوه هزینهکرد منابع شود، هرچند ادعاهای دولت درباره اختیار یکجانبه در زمینه مخارج ممکن است اثر چنین شروطی را کاهش دهد.
در حوزه نظارت، پیروزی دموکراتها احتمالاً موجی از تحقیقات درباره فعالیتهای تجاری خانواده ترامپ و جنگ ایران ایجاد خواهد کرد. با این حال، ابزارهایی مانند احضاریه نیز با مشکلات اجرایی روبهرو خواهند شد. دولت ترامپ نسبت به دولت سال ۲۰۱۸ توان بیشتری برای مقاومت در برابر نظارت دارد و از عدم تمکین، روند کند دادگاهها و تفسیر گستردهتر از امتیاز اجرایی ریاستجمهوری استفاده کرده است. حتی وزارت دادگستری در ماه آگوست اعلام کرد که این امتیاز میتواند ارتباطات رئیسجمهور با افراد خصوصی را نیز دربرگیرد، اگر این ارتباطات با تصمیمگیری او مرتبط باشند.
با وجود این، نگرانی عمومی درباره فساد دولتی میتواند فشار برای تحقیقات را افزایش دهد. یک نظرسنجی گالوپ نشان داده است که ۸۹ درصد آمریکاییها فساد دولتی را گسترده میدانند. دشواری دسترسی مستقیم به کاخ سفید ممکن است تحقیقات را بهسمت اعضای خانواده ترامپ، شرکای تجاری و افراد بیرون از دولت سوق دهد.
استیضاح نیز ممکن است دوباره مطرح شود، اما تلاش برای استیضاح ترامپ یا دیگر مقامها میتواند علاوه بر آمادهسازی پایگاه دموکراتها، به اتهام زیادهروی سیاسی منجر شود و الزاماً نتیجه عملی نداشته باشد.
در نهایت، مهمترین محدودیتهای ترامپ ممکن است نه سیاسی، بلکه عملی باشند. رکود اقتصادی یا شوک مالی، عملیات نظامی جدید، کاهش ذخایر مهمات، ضعف ظرفیت نیروهای دولتی و بحرانهای طبیعی یا بهداشتی میتوانند فشار شدیدی بر دولت وارد کنند. مسئله اصلی این است که رئیسجمهوری که خود را عامل ایجاد شوک در سیستم معرفی کرده، همچنان توان ایجاد شوک را دارد؛ درحالیکه توانایی آمریکا برای ترمیم و بازیابی تابآوری خود کاهش یافته است./ منبع



