آمریکااروپاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

گروه ۲۰ چه می‌کند؟

فروپاشی انسجام گروه ۲۰ در سایه تنش‌های ژئوپلیتیکی، از چین و روسیه تا جنگ اوکراین و مسئله غزه، توانایی آن برای هماهنگی جهانی را تضعیف کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان « گروه ۲۰ چه می‌کند؟» به قلم هیئت تحریریه اندیشکده شورای روابط خارجی  (Council on Foreign Relations)منتشر شده است. این مقاله ضمن تشریح ساختار و اهداف گروه ۲۰، استدلال می‌کند که این گروه به‌رغم نمایندگی ۸۵ درصدی از اقتصاد جهانی، به‌دلیل رقابت‌های راهبردی بین قدرت‌ها و تضاد در منافع اقتصادی کشورهای توسعه‌یافته و نوظهور، با کاهش انسجام و توانایی خود برای رسیدن به توافقات جهانی مواجه شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

«گروه ۲۰» در سال ۱۹۹۹ به‌عنوان انجمنی متشکل از وزرای دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزی نوزده کشور بزرگ جهان به اضافه اتحادیه اروپا تأسیس شد تا درباره رشد اقتصادی و ثبات مالی جهانی بحث کنند. این گروه پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ به سطح سران کشورها ارتقا یافت و نقش کلیدی در تصمیمات اقتصاد جهانی مانند تشکیل هیئت ثبات مالی و توافق بر سر مالیات جهانی شرکت‌ها ایفا کرد. اما انسجام اولیه گروه ۲۰ با افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک، مانند رقابت ایالات متحده و چین، بحران اوکراین، و جنگ‌های منطقه‌ای، کاهش یافته است و دستیابی به اجماع در دستور کارهای مشترک سخت‌تر شده است.

گروه ۲۰ اکنون شامل آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، چین، فرانسه، آلمان، هند، اندونزی، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، روسیه، عربستان، آفریقای جنوبی، کره جنوبی، ترکیه، انگلیس، ایالات متحده، اتحادیه اروپا و از سال ۲۰۲۳ اتحادیه آفریقا است. اسپانیا نیز میهمان دائمی جلسات است. سازمان‌های مهم بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نیز همیشه حضور دارند. اعضای این گروه ۸۵ درصد تولید جهانی، ۷۵ درصد صادرات و حدود دو سوم جمعیت جهان را دربرمی‌گیرند.

گروه ۲۰ دبیرخانه دائمی ندارد و ریاست آن سالانه میان اعضا گردش می‌کند. تصمیمات بر پایه اجماع است و اجرای آن‌ها به اراده سیاسی کشورها بستگی دارد؛ توافقات معمولا جنبه الزام‌آور حقوقی ندارند اما می‌توانند بر هنجارهای بین‌المللی اثرگذار باشند. موفقیت چشمگیر گروه ۲۰ در مدیریت بحران ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ بود که توافق‌های بزرگی به ارزش چهار تریلیون دلار حاصل شد. با این حال، دستیابی به توافق تازه در حوزه‌های پولی، مالی، بدهی و محیط زیست دشوارتر شده است.

گسترش عضویت مانند پذیرش اتحادیه آفریقا تلاش برای بازتاب بهتر توازن قدرت جهانی است. در گروه ۲۰، اقتصادهای نوظهور و دموکراسی‌ها کنار قدرت‌های اقتدارگرا می‌نشینند و همین ترکیب عامل اهمیت و پیچیدگی اجلاس‌هاست. این گروه از دو مسیر اصلی کار می‌کند؛ مسیر مالی به‌رهبری وزرای دارایی و «مسیر شرپا» به رهبری مشاوران ارشد. نشست‌های متعدد در حوزه‌های کار، سلامت و سیاست‌های دیجیتال برگزار می‌شوند.

با رشد اختلافات سیاسی و اقتصادی، پیشرفت آخرین نشست‌ها کند شده است. مهم‌ترین موضوعات مانند تغییرات اقلیمی با مخالفت کشورهایی چون چین، هند، روسیه و عربستان روبرو شده و توافقات مورد انتظار، مانند حذف تدریجی سوخت‌های فسیلی، عقیم مانده‌اند. حمله روسیه به اوکراین، بحران خاورمیانه و غیبت رهبران کلیدی مانند پوتین و رئیس‌جمهور چین در برخی اجلاس‌ها، چالش‌های همکاری را دوچندان کرده است. حتی برخی سران چون ترامپ با تردید در تعهدات چندجانبه یا انتقاد از رفتار دیگر اعضا، در نشست‌های اخیر حاضر نبوده‌اند. در مجموع، جایگاه گروه ۲۰ همچنان مهم است اما شاخص موفقیت آن با پیچیده‌تر شدن مناسبات جهانی با تردید و کندی بیشتری روبرو وجهانی شده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا