آمریکااجتماعیایالات متحدهداخلی

چرا آمریکایی‌ها اکنون بیش از هر زمان دیگری از یکدیگر بیزارند؟

فروپاشی اجتماعی آمریکا و گسترش بی‌اعتمادی متقابل، پیامد سوداگری نهادهای قدرت از طریق ترویج خشم و نفرت‌پراکنی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا آمریکایی‌ها اکنون بیش از هر زمان دیگری از یکدیگر بیزارند؟» نوشته جان مک‌گلیون (John Mac Ghlionn) در هیل (The Hill) منتشر شده است. یادداشت حاضر با واکاوی داده‌های آماری، پدیده رو به رشد بی‌اعتمادی نسل‌ها و گسترش تحقیر متقابل میان شهروندان آمریکایی را به عنوان بحرانی ساختاری بررسی می‌کند که انسجام اجتماعی ایالات متحده را به‌شدت تهدید می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

بحران اعتماد در ایالات متحده ابعادی عمیق‌تر و ساختاری‌تر به خود گرفته است. بررسی‌های آماری نشان می‌دهند که با گذر از نسل‌های قدیمی‌تر به نسل‌های جدیدتر، میزان اعتماد اجتماعی به‌طور چشمگیری کاهش یافته است؛ به‌طوری‌که جوانان امروزی با بدبینی مفرطی نسبت به اطرافیان خود زندگی می‌کنند. این شکاف تنها به بی‌اعتمادی محدود نمی‌شود، بلکه داده‌های نظرسنجی‌های بین‌المللی گویای آن است که بخش قابل‌توجهی از شهروندان آمریکایی، هم‌وطنان خود را از نظر اخلاقی ورشکسته و حتی بنیاداً شرور می‌دانند. از دست رفتن این بستر اخلاقی مشترک، به مثابه فروریختن نرم‌افزار نامرئی حیات اجتماعی، معنای تعاملات انسانی را دگرگون ساخته و قرارداد اجتماعی را به وضعیتی شبیه به گروگان‌گیری بدل کرده است.

هنگامی که جناح‌های سیاسی و فرهنگی یکدیگر را نه به عنوان رقیب فکری، بلکه به عنوان موجوداتی پلید و غیرقابل‌بخشش تلقی کنند، امکان هرگونه تفاهم و گفت‌وگو از میان می‌رود. این تحول روان‌شناختی، خشم عمومی را به سوی «تحقیر ساختاری» سوق داده است؛ وضعیتی که شباهت زیادی به مراحل پایانی و فروپاشی روابط عاطفی بحرانی دارد. در چنین فضایی، جامعه به دو اردوگاه متخاصم تقسیم شده که شهروندان آن نه‌تنها در خانه‌های مجزا زندگی می‌کنند، بلکه به طور فعال خواهان شکست و ناکامی یکدیگر هستند. این گسست عمیق، پیامد تصادفی رویدادهای اجتماعی نیست، بلکه در تار و پود ساختار مدرن ریشه دارد.

پیشران اصلی تداوم این وضعیت، انطباق کامل منافع اقتصادی نهادها با تشدید منازعات است. الگوریتم‌های رسانه‌ای، سازمان‌های تأمین مالی سیاسی و بازارهای مصرفی، از طریق ترویج خشم و نفرت‌پراکنی درآمدهای کلانی کسب می‌کنند؛ چرا که آرامش و تفاهم عمومی هیچ سودی برای این زیرساخت سودمحور ندارد. نهادهای قدرت و رسانه‌ها دریافته‌اند که خشم و تفرقه بسیار بهتر از وحدت مقیاس می‌پذیرد و سودآوری پایدار ایجاد می‌کند. کارزارهای سیاسی نیز بر پایه این فرض بنا شده‌اند که جناح مقابل قصد نابودی تمدن را دارد و همین امر شهروندان را در چرخه‌ای مداوم از ترس و دشمنی اسیر نگه می‌دارد.

نسل جدیدی که اکنون وارد جامعه می‌شود، هرگز فضایی مبتنی بر همکاری و همزیستی مسالمت‌آمیز را تجربه نکرده و از کودکی شاهد عادی‌سازی خصومت‌های سیاسی بوده است. تداوم این روند نشان می‌دهد که جامعه آمریکا برای دهه‌ها درگیر چرخه‌ای مخرب از بی‌اعتمادی، تحقیر متقابل و گسست روابط خواهد بود. در نتیجه، ایالات متحده بیش از پیش به کشوری تبدیل می‌شود که نه‌تنها با مرزهای جغرافیایی، بلکه با شکاف عمیق روانی و تنفر ریشه‌دار از یکدیگر تفکیک شده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا