چرا پیروزی زهران ممدانی در نیویورک، فراتر از آمریکا طنینانداز میشود
در حالی که شهرها با هزینههای بالای زندگی دست و پنجه نرم میکنند، کارزار شهرداری ممدانی منعکسکننده چالش جهانی آشتیدادن رشد با انصاف و پاسخگویی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چرا پیروزی زهران ممدانی در نیویورک، فراتر از آمریکا طنینانداز میشود» به قلم برنارد چان (Bernard Chan) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. این مقاله به بررسی دلایل توجه جهانی به پیروزی زهران ممدانی بهعنوان شهردار نیویورک میپردازد که خود را یک «سوسیالیست دموکرات» معرفی کرده است. نویسنده استدلال میکند که موفقیت ممدانی، که عمدتاً توسط جوانان و جوامع رنگینپوست حمایت شد، نهتنها نشاندهنده یک روند محلی بلکه بازتابی از یک تمایل جهانی برای سیستمهای عادلانهتر در مواجهه با چالشهایی چون راکد ماندن دستمزدها، مسکن گرانقیمت و نابرابری فزاینده است. این بحث بهطور موازی با تحولات چین در «اقتصاد بازار سوسیالیستی» و راهبرد «سعادت مشترک»، سؤال محوری یکسانی را مطرح میکند: چگونه میتوان رشد اقتصادی را با عدالت اجتماعی آشتی داد؟ در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
پیروزی زهران ممدانی بهعنوان شهردار نیویورک، فراتر از مرزهای آمریکا طنینانداز شده است. در حالی که منتقدان او را «کمونیست» میخوانند، حامیانش پیروزی او را نشانهای از تغییر نسل و بیصبری فزاینده در برابر نابرابریها میدانند. موفقیت ممدانی که عمدتاً توسط رأیدهندگان هجده تا ۴۴ ساله و جوامع رنگینپوست هدایت شده، منعکسکننده یک نارضایتی گسترده ملی و جهانی است. این نارضایتی ریشه در چالشهایی دارد که مختص آمریکا نیستند: راکد ماندن دستمزدها، غیرقابل استطاعت بودن مسکن و افزایش نابرابری. این مسائل در شهرهای بزرگ جهان، از لندن تا سئول، به یک اندازه مطرح هستند.
دیدگاهی که بیشترین تأثیر را بر مدل «سوسیالیسم دموکراتیک» مورد حمایت ممدانی گذاشته، الهام گرفته از سوسیالدموکراسیها مانند دانمارک یا سوئد است که بازارهای رقابتی را با سیستمهای گسترده رفاه اجتماعی ترکیب میکنند. در آمریکا، چالش عمیقتر، ساختارهای سیاسی آن است؛ وابستگی شدید به سرمایههای خصوصی برای تأمین مالی انتخابات، سیستمی را ایجاد کرده که در آن نامزدها به اندازه رأیدهندگان، در برابر اهداکنندگان پاسخگو هستند، که این امر اعتماد عمومی را کاهش داده و بدبینی به رهبری سنتی را افزایش داده است.
این چالش توازن سیاسی و اقتصادی یک پدیده جهانی است. یکی از واضحترین نمونهها، چین است؛ جایی که چهار دهه اصلاحات، رابطه دولت و بازار را در قالب «اقتصاد بازار سوسیالیستی» بازتعریف کرده است. دولت جهتگیری کلی توسعه را تعیین میکند، در حالی که رقابت بازار، نوآوری و بهرهوری را تقویت میکند. نتایج این سیاست قابل توجه بوده است، از جمله خارج کردن هشتصد میلیون نفر از فقر و ایجاد یک اقتصاد پیشرفته تکنولوژیک با طبقه متوسطی در حدود چهارصد میلیون نفر.
با این حال، تنشها در چین منجر به پدیدههایی مانند «درهمتنیدگی» شده است، که یک چرخه رقابت فرسایشی است که خلاقیت را خفه میکند. در پاسخ، پکن راهبرد جدیدی با نام «سعادت مشترک» (Common Prosperity) را در اولویت قرار داده که هدف آن کاهش نابرابری، تضمین رسیدن منافع اقتصادی به همه بخشهای جامعه، و ادغام حفاظت از محیط زیست در برنامهریزی ملی است. ممدانی در نیویورک نیز با معضل مشابهی روبرو است: چگونه میتوان اهداف بلندپروازانه خود را در میان محدودیتهای مالی شدید و مقاومت حزبی تأمین مالی کرد. موفقیت یا شکست ممدانی، نهتنها در آمریکا، بلکه در شهرهای سراسر جهان که با بحرانهای مشابه (هزینههای غیرقابل استطاعت، اعتماد و انسجام اجتماعی) دست و پنجه نرم میکنند، از نزدیک رصد خواهد شد و بر ادراکات جهانی در مورد تابآوری و انطباقپذیری مدلهای حکمرانی تأثیر خواهد گذاشت./ منبع



