پیروزی زهران ممدانی نقش نیویورک در سیاست آمریکا را بازتعریف میکند و ابعاد تازهای از عدالت اجتماعی را آشکار میسازد
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « بینالمللگرایی زهران ممدانی یک دغدغه حاشیهای نیست » نوشته دیوید آدلر (David Adler) و مت کرکگارد (Matt Kirkegaard) در نیشن (Nation) منتشر شده است.این یادداشت نشان میدهد که پیروزی ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک، بازتعریفی از نقش سیاست شهری در عرصه جهانی است و بیان میکند چگونه رویکرد بینالمللگرایی او میتواند سنت دیرینه دیپلماسی شهری نیویورک را احیا و در خدمت عدالت اجتماعی و همبستگی جهانی قرار دهد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در پی انتخابات شهرداری نیویورک و پیروزی زهران ممدانی، ابعاد جهانی این رویداد نشان داد که او نهتنها یک رقابت محلی را برده بلکه معنای سیاست شهری در یک کلانشهر جهانی را بازتعریف کرده است. نیویورک که مقر دیپلماسی بینالمللی، میزبان جوامع مهاجر و قطب گردشگری است، از طریق مشارکتهای شهری، تولید فرهنگی و بخش مالی خود تأثیری فراتر از مرزهای آمریکا دارد و این تأثیر همواره مثبت نبوده است. ممدانی در دوران فعالیت سیاسیاش این نقش جهانی را هم ستوده و هم مورد پرسش قرار داده است. او در مجلس ایالتی نیویورک طرحی برای جلوگیری از تأمین مالی اشغال فلسطین توسط سازمانهای غیرانتفاعی نیویورکی ارائه کرد و بههمراه اعضای جنوب آسیایی شورای شهر، سفر نارندرا مودی نخستوزیر هند را محکوم نمود.
در کارزار انتخاباتی خود، ممدانی بر مسائل معیشتی متمرکز بود، اما همبستگی بینالمللی نیز نقشی پنهان اما تعیینکننده داشت. او جوامع مهاجر در پنج بخش نیویورک را با زبانهای اردو، اسپانیایی و عربی بسیج کرد و در سخنرانی پیروزیاش مستقیماً آنان را مورد خطاب قرار داد. اکنون دولت ممدانی این فرصت را دارد که احساسات همبسته را به سیاستهای مؤثر بدل کند و اداره امور بینالملل شهر را به ابزاری برای همبستگی جهانی تبدیل سازد، آنهم در زمانی که کاخ سفید ترامپ حملات خود را به حقوق مهاجران و نظام چندجانبهگرایی تشدید کرده است.
نیویورک سنتی دیرینه در بینالمللیگرایی شهری دارد. فییورلولاگواردیا، شهردار دهههای میانی قرن بیستم، که خود فرزند یک خانواده مهاجر یهودی-ایتالیایی بود، پیش از شهردار شدن با چند زبان در الیس آیلند به تازهواردان کمک میکرد و در کنگره با قانون مهاجرت سال ۱۹۲۴ و تفکر برتری آنگلوساکسون مخالفت ورزید. او پس از انتخاب به شهرداری، با فاشیسم دهه ۱۹۳۰ مقابله کرد، پیامهای رادیویی ضد فاشیستی به ایتالیا فرستاد و در تجمعات ضد نازی در نیویورک سخنرانی کرد و تأکید داشت که مخالفت با هیتلر به معنای حمایت از مردم آلمان و صلح جهانی است.
نیم قرن بعد، دیوید دینکینز این سنت را احیا کرد و نیویورک را به گرهگاهی برای جنبش جهانی ضد آپارتاید بدل ساخت. او بیش از پانصد میلیون دلار از شرکتهای فعال در آفریقای جنوبی خارج کرد و از نفوذ نمادین شهر برای همگرایی با رهبران پیشرو در آفریقای جنوبی و هائیتی بهره برد. در سال ۱۹۹۲، دینکینز تجمع بزرگی در حمایت از ژان-برتران آریستید در سنترال پارک سازمان داد و سپس میزبان نلسون ماندلا بود و به دعوت شخصی او از آفریقای جنوبی دیدار کرد.
نمونههای بینالمللی نیز برای الهامبخشی به اداره ممدانی وجود دارد. بارسلونا در دوره آدا کولاو اداره روابط بینالملل خود را بازطراحی کرد تا ارزشهای «شهر حقوق» را در سیاست خارجی شهری بازتاب دهد، با شهرهای اروپا، آمریکای لاتین و آفریقا همکاری کرد و رابطه رسمی خود با تلآویو را بهدلیل نقض حقوق بشر تعلیق نمود. ممدانی میتواند از این الگوها برای پیشبرد دستور کار مقرونبهصرفهسازی شهر بهره گیرد، از جمله یافتن راهحلهایی برای بحران هزینه زندگی از طریق همکاری با شهرهایی چون وین در حوزه مسکن اجتماعی، مدلهای فروشگاههای عمومی در گرینلند و سیاستهای حملونقل شهری پاریس برای محدود کردن ترافیک و تقویت رفتوآمد./ منبع



