چالش طرح مراقبت همگانی از کودکان
مراقبت همگانی از کودکان ممکن است حمایت گسترده انتخاباتی مورد انتظار دموکراتها را جلب نکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «چالش طرح مراقبت همگانی از کودکان» نوشته مارک نوویکاف (Marc Novicoff) در نشریه آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است که به بررسی اختلاف میان اهداف اجتماعی و پیامدهای سیاسی طرحهای مراقبت رایگان یا یارانهای از کودکان در آمریکا میپردازد. این مطلب نشان میدهد که این سیاست، با وجود حمایت درون حزب دموکرات، با ترجیحات بخش بزرگی از خانوادهها و مسئله نحوه توزیع منابع عمومی مواجه است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
مراقبت همگانی از کودکان به یکی از سیاستهای مورد حمایت طیفهای مختلف حزب دموکرات در آمریکا تبدیل شده است. این ایده بر آن است که دولت خدمات مهدکودک و مراقبت از کودکان را از زمان تولد تا آغاز مدرسه با هزینه کم یا بدون هزینه برای خانوادهها فراهم کند. حامیان پیشرو این طرح آن را راهی برای تقویت شبکه حمایت اجتماعی و کمک به حضور بیشتر زنان در بازار کار میدانند، در حالی که برخی سیاستمداران میانهرو آن را ابزاری برای کاهش هزینههای زندگی خانوادهها و افزایش مشارکت اقتصادی معرفی میکنند.
با این حال، میزان جذابیت این سیاست در میان کل جامعه آمریکا محل بحث است. بسیاری از والدین کودکان خردسال در حال حاضر از مراکز مراقبت رسمی استفاده نمیکنند و ترجیح میدهند خودشان یا اعضای خانواده از کودکان مراقبت کنند. دادههای آموزشی آمریکا نشان میدهد تنها بخشی از نوزادان و کودکان زیر دو سال در مراکز نگهداری روزانه حضور دارند. همچنین نظرسنجیهایی از والدین نشان میدهد تعداد قابل توجهی از خانوادهها، مراقبت توسط والدین یا نزدیکان را به مهدکودک ترجیح میدهند.
بر اساس این دیدگاه، طرح مراقبت همگانی ممکن است بیشترین منفعت را برای خانوادههای طبقه متوسط رو به بالا در شهرهای گرانقیمت داشته باشد؛ خانوادههایی که هر دو والد شاغل هستند، درآمد کافی برای استخدام مراقب خصوصی ندارند، اما درآمدشان آنقدر بالاست که واجد بسیاری از حمایتهای سنتی نیستند. در مناطق گران، هزینه نگهداری از کودکان میتواند دهها هزار دلار در سال باشد، در حالی که در مناطق کمهزینهتر این رقم بسیار پایینتر است.
یکی از نقدهای مطرحشده این است که سیاستی که منابع زیادی را به خدمات مهدکودک اختصاص میدهد، ممکن است نیازهای والدینی را که ترجیح میدهند در خانه از فرزند خود مراقبت کنند، کمتر پوشش دهد. در مقابل، پرداخت مستقیم کمکهزینه نقدی به والدین میتواند انعطاف بیشتری ایجاد کند؛ زیرا خانوادهها میتوانند این مبلغ را برای مهدکودک، پرستار، پوشک، مسکن یا سایر هزینههای ضروری استفاده کنند.
در طرحهای اصلی مطرحشده در کنگره آمریکا، حمایت دولتی عمدتاً به والدینی تعلق میگیرد که شاغل هستند، به دنبال کار میگردند یا در حال تحصیلاند. این موضوع باعث شده برخی منتقدان بگویند چنین برنامههایی عملاً یک الگوی خاص از زندگی خانوادگی را تشویق میکنند؛ الگویی که در آن هر دو والد باید در بازار کار حضور داشته باشند و کودک از خدمات رسمی مراقبتی استفاده کند.
در مقابل، برخی پیشنهادهای میانه تلاش کردهاند میان این دو رویکرد تعادل ایجاد کنند. این مدلها علاوه بر فراهم کردن جایگاه در مراکز مراقبت باکیفیت، کمک مالی محدودی نیز برای خانوادههایی در نظر میگیرند که مراقبت خانگی را انتخاب میکنند. نمونهای مشابه در فنلاند وجود دارد؛ جایی که والدین پس از پایان مرخصی زایمان میتوانند به جای استفاده از خدمات مهدکودک، کمکهزینهای برای مراقبت در خانه دریافت کنند.
تجربه فنلاند نشان میدهد حتی در کشوری با خدمات اجتماعی گسترده و مشارکت بالای زنان در اقتصاد، بسیاری از مادران کودکان خردسال همچنان مراقبت خانگی را انتخاب میکنند. این موضوع نشان میدهد تصمیم خانوادهها درباره مراقبت از کودکان تنها به هزینهها یا دسترسی به خدمات وابسته نیست، بلکه به ارزشها، ترجیحات شخصی و شرایط خانوادگی نیز مرتبط است.
در نهایت، بحث درباره مراقبت همگانی از کودکان در آمریکا تنها مسئلهای اقتصادی نیست، بلکه به این پرسش مربوط میشود که سیاست عمومی باید کدام الگوی خانوادگی را بیشتر حمایت کند و منابع دولتی چگونه میان انواع مختلف نیازهای خانوادهها توزیع شود. اختلاف نظرها درباره این طرح، بازتاب تفاوت دیدگاهها درباره نقش دولت، کار زنان و انتخابهای والدین در جامعه آمریکاست./ منبع



