ایالات متحدهسیاسی

آمریکا در ۲۵۰ سالگی

لیبرالیسم آمریکایی در ۲۵۰ سال گذشته میان آرمان‌ها و تناقض‌ها نوسان کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آمریکا در ۲۵۰ سالگی» در اکونومیست (Economist) منتشر شده است. این یادداشت با مروری بر سه فصل نخست سیر تکوین ایالات متحده، به واکاوی برخورد آرمان‌های عصر روشنگری مانند آزادی و برابری با واقعیت‌های تلخی چون بردگی، نسل‌کشی بومیان، سرکوب کارگران و بازگشت شکاف‌های طبقاتی در عصر طلایی می‌پردازد و ریشه‌های تناقض میان هویت مدنی و بحران‌های ساختاری این کشور را بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

بررسی تاریخ ۲۵۰ ساله ایالات متحده نشان می‌دهد که این کشور همواره درگیر چالشی مداوم میان آرمان‌های بلندپروازانه لیبرالیسم و واقعیت‌های عینی جامعه خود بوده است. در گام نخست و با تصویب اعلامیه استقلال در سال ۱۷۷۶، ایده‌های مدرن برابری انسان‌ها و حکومت بر اساس رضایت عمومی به عنوان پی‌رنگ ساختار جدید معرفی شدند؛ اما در عمل، این نظام اولیه به ارستوگرافی محدودی مبدل شد که برده‌داران در آن نقش کلیدی داشتند و زنان، سیاه‌پوستان و بومیان عملاً از چرخه قدرت و حقوق بنیادین شهروندی حذف گردیدند. قانون اساسی ۱۷۸۷ نیز بازتابی از همین مصالحه سیاسی میان شمال و جنوب برای حفظ نهاد بردگی به بهای بقای اتحاد ملی بود.

شکاف میان تفکرات بنیان‌گذاران، به‌ویژه تقابل الکساندر همیلتون خواهان دولت مرکزی قدرتمند و توماس جفرسون مدافع حقوق ایالات، نخستین احزاب سیاسی را پدید آورد. این تنش‌های ساختاری به مرور با ابزارهای گوناگون بازتعریف شدند؛ به طوری که جفرسون با استفاده از اختیارات اجرایی، قلمرو آمریکا را در خرید لوییزیانا دو برابر کرد، در حالی که اقدامات تندروانه‌ای چون «قوانین بیگانگان و فتنه» در سال ۱۷۹۸ برای سرکوب منتقدان وضع شد. فراتر از این، سایه سنگین بردگی و توجیهات سرمایه‌داری مالکیت محور، در نهایت کشور را در سال ۱۸۶۱ به سمت خونین‌ترین جنگ داخلی تاریخ خود سوق داد؛ منازعه‌ای که با ترور آبراهام لینکلن و شکست پروژه بازسازی، به یک قرن حاکمیت برتری‌پنداری سفیدپوستان در جنوب منجر شد.

با آغاز دوران پساجنگ داخلی، روند صنعتی‌شدن شتابان و گسترش راه‌آهن، آمریکا را به قدرت اول صنعتی جهان بدل ساخت، اما این ثروت عظیم در دست «بارون‌های غارتگر» و کارآفرینان انحصارطلب وال‌استریت متمرکز شد. این وضعیت که به «عصر طلایی» شهرت یافت، پرسش‌های جدی درباره ماهیت آزادی ایجاد کرد؛ چرا که کارگران در شرایطی هولناک و با دستمزد اندک ناچار به کار بودند و هرگونه اعتراض یا اعتصاب آن‌ها، مانند فاجعه های‌مارکت در سال ۱۸۸۶، با سرکوب خشن نظامی و پلیسی مواجه می‌شد. هم‌زمان، افشاگری‌های روزنامه‌نگاران جستجوگر موسوم به «مکراکرز» به رهبری افرادی چون آیدا تاربل، پرده از فساد انحصارات نفتی برداشت و در نهایت به حکم دادگاه عالی برای فروپاشی این غول‌های اقتصادی منجر شد. در نهایت، موج گسترده مهاجرت اروپایی‌ها و آسیایی‌ها در اواخر قرن نوزدهم، بستر مناسبی را برای واکنش‌های بیگانه‌ستیزانه و ناسیونالیسم قومی فراهم آورد که با تصویب قانون منع ورود چینی‌ها در سال ۱۸۸۲ متبلور شد و نشان داد که چالش‌های هویتی جامعه آمریکا ریشه‌ای دیرینه دارند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا