شکست بزرگ
افت شدید عملکرد تحصیلی دانشآموزان آمریکایی نتیجه مشکلات پیشین آموزش است که با شیوع کرونا تشدید شد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «شکست بزرگ» نوشته اندرو رایس (Andrew Rice) و منتشر شده در نیویورک مگزین (New York Magazine)، تحلیل میکند که چگونه افت شدید عملکرد تحصیلی دانشآموزان آمریکایی از دهه ۲۰۱۰ به بعد، در نهایت با شیوع کرونا شدت یافت، اما ریشه مشکلات به عوامل عمیقتری بازمیگردد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
در زمستان گذشته، نتایج آزمونهای خواندن و ریاضیات دانشآموزان کلاسهای چهارم و هشتم در ایالات متحده منتشر شد و نشان داد که در بیشتر دستهها، نمرات به سطوحی سقوط کردهاند که در دههها یا حتی در تاریخ بیسابقه بوده است. در آزمونهای خواندن، ۴۰ درصد از دانشآموزان چهارم و یکسوم از دانشآموزان هشتم پایینتر از سطح اساسی قرار گرفتند. در یک ارزیابی جداگانه از دانشآموزان دوازدهم، که پس از تعطیلی مدارس به دلیل پاندمی کرونا انجام شد، نتایج مشابهی به دست آمد. بسیاری از این دانشآموزان حتی توانایی درک جملاتی ساده را نداشتند.
بر اساس گفتهها، تحلیلگران معتقدند که این بحران به دوران پاندمی برنمیگردد و مشکلات ریشهایتر و عمیقتری وجود دارد. دادهها نشان میدهد که به طور متوسط، دانشآموزان حدود نیم سال تحصیلی عقبتر از همسالان خود قبل از پاندمی هستند و این روند همچنان ادامه دارد. همچنین تفاوتهای نمراتی بین دانشآموزان با عملکرد بالا و پایین بیشتر شده است. در گذشته، دانشآموزان با نمرات پایینتر نسبت به همتایان خود پیشرفت میکردند و شکافهای قومی و جنسیتی کاهش مییافت. اما در دهه گذشته، این پیشرفت معکوس شده و دانشآموزان با نمرات پایینتر بدتر از قبل عمل کردهاند.
بحران واقعی به نظر نمیرسد که ناشی از پاندمی باشد، بلکه به مشکلات عمیقتر در سیستم آموزشی برمیگردد که از دوران قبل از سال ۲۰۲۰ شروع شده است. برای مثال، در دوران ابتدایی، کودکان با مشکلاتی در تواناییهای شناختی ساده روبهرو هستند و در مقاطع بالاتر، معلمان گزارش میدهند که دانشآموزان نمیتوانند عملیات ریاضی پایه را در ذهن انجام دهند یا حتی برای خواندن یک داستان کوتاه زمان زیادی نیاز دارند.
در برخی مناطق، مانند مونتکلیر در نیوجرسی، که جامعهای مرفه و با ارزشهای مترقی دارد، بهرغم هزینههای بالا برای آموزش و تمرکز بر کیفیت مدارس، مشکلات آموزشی همچنان پابرجاست. این شهرستان با استفاده از منابع مالی اضافی از کمکهای فدرال برای پاندمی، در تلاش بود تا حمایتهایی برای جبران عقبافتادگیهای آموزشی فراهم کند، اما عمدتاً هزینهها صرف خرید تجهیزات دیجیتال و بهبود زیرساختها شد، نه تدابیر آموزشی مستقیم.
آمار نشان میدهد که حتی در مناطقی که به نظر میرسید منابع کافی برای آموزش وجود دارد، مانند مونتکلیر، شاهد افزایش شکافهای آموزشی بین دانشآموزان سفیدپوست و اقلیتها بودیم. در حالی که نمرات سفیدپوستان بهبود یافته بود، نمرات دانشآموزان سیاهپوست و اسپانیاییزبان کاهش یافته بود و شکافها عمیقتر شد. این نشان میدهد که منابع مالی به تنهایی نمیتوانند مشکلات اساسی آموزش را حل کنند.
از سوی دیگر، افزایش کارکنان در مدارس و ایجاد نقشهای جانبی مانند مشاوران یا پرستاران، به جای تمرکز بر کیفیت تدریس، از علل اصلی مشکلات آموزشی به شمار میرود. به گفته معلمان، سیستم آموزشی باید بیشتر بر آموزش و پرورش متمرکز باشد، نه انجام کارهایی که به عهده والدین یا متخصصان دیگر است./ منبع



