فناوری و فضای مجازینظام بین‌الملل و نهادها

چرا جنگ فناوری امروز به درس‌های تاریخ دیروز نیاز دارد؟

تجربه‌های تاریخی می‌توانند از تشدید جنگ فناوری جلوگیری کنند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا جنگ فناوری امروز به درس‌های تاریخ دیروز نیاز دارد؟» نوشته جیانلو بی (Jianlu Bi) در فارن پالیسی این فوکس (Foreign Policy In Focus)، با بهره‌گیری از الگوهای تاریخی استدلال می‌کند که رقابت فناورانه کنونی میان قدرت‌های بزرگ بخشی از چرخه‌های تکرارشونده تاریخ است و تنها از مسیر همکاری و حکمرانی چندجانبه می‌توان از تبدیل آن به رویارویی ژئوپلیتیکی گسترده جلوگیری کرد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

رقابت فناوری در جهان امروز دیگر بر پایه همکاری و جهانی‌شدن شکل نمی‌گیرد، بلکه به عرصه‌ای از رقابت ژئوپلیتیکی و امنیتی تبدیل شده است. محدودیت‌های حاکم بر جریان داده، کنترل صادرات نیمه‌هادی‌ها، رقابت بر سر توسعه هوش مصنوعی و اختلاف میان آمریکا، اروپا و سایر قدرت‌ها نشان می‌دهد که فناوری به‌جای تقویت همگرایی، به ابزاری برای اعمال قدرت و افزایش شکاف‌های بین‌المللی تبدیل شده است. این وضعیت اگرچه بی‌سابقه به نظر می‌رسد، اما از منظر تاریخی ادامه الگویی است که در دوره‌های مختلف تمدنی تکرار شده است.

در دوره‌های تاریخی، هرگاه پیشرفت فناوری با گسترش سریع دانش همراه شده، ساختارهای سیاسی و اجتماعی نیز دچار دگرگونی شده‌اند. نخستین نمونه در دوران بهار و پاییز و دولت‌های جنگ‌طلب چین رخ داد؛ زمانی که گسترش ابزارهای آهنی و شکستن انحصار آموزش در دست اشراف، زمینه شکوفایی اندیشه‌های متنوع و افزایش رقابت میان دولت‌ها را فراهم کرد. با این حال، این روند تنها پس از سال‌ها جنگ و درگیری و با شکل‌گیری یک قدرت مرکزی توانست به ثبات برسد.

الگوی مشابهی در اروپا نیز تکرار شد. انقلاب علمی و گسترش صنعت چاپ، انحصار کلیسا بر دانش را از میان برد و زمینه اصلاحات مذهبی و تحول فکری را فراهم ساخت. اما به‌دلیل پراکندگی سیاسی اروپا، رقابت‌های داخلی به توسعه امپریالیسم و گسترش نفوذ قدرت‌های اروپایی در سطح جهان انجامید. در نتیجه، انتشار دانش و پیشرفت فناوری نه‌تنها موجب رشد تمدن شد، بلکه رقابت‌های ژئوپلیتیکی و نظامی را نیز تشدید کرد.

امروز نیز جهان در مرحله مشابهی قرار گرفته است؛ مرحله‌ای که نظم پیشین در حال فروپاشی است، اما نظم جدید هنوز شکل نگرفته است. در این شرایط سه روند هم‌زمان قابل مشاهده است. نخست، گسترش فضای مجازی و هوش مصنوعی موجب از میان رفتن انحصار رسانه‌ها و مراکز سنتی تولید دانش شده، اما در عین حال اتاق‌های پژواک و قطبی‌شدن افکار عمومی را نیز تقویت کرده است. دوم، شکاف دیجیتال با تمرکز منابع پردازشی و فناوری‌های پیشرفته در اختیار تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ و دولت‌ها، نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی را افزایش داده است. سوم، رقابت فناورانه میان قدرت‌های بزرگ به شکل‌گیری نوعی ملی‌گرایی فناورانه انجامیده که در آن فناوری به ابزار اصلی رقابت راهبردی تبدیل شده است.

ادامه این روند، به‌ویژه از طریق سیاست‌های جداسازی فناوری، محدودیت صادرات و تقسیم جهان به بلوک‌های فناورانه، نه‌تنها مانع گسترش فناوری نخواهد شد، بلکه احتمال شکل‌گیری رقابت‌های پرهزینه و تنش‌های ژئوپلیتیکی را افزایش می‌دهد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که جلوگیری از گردش دانش یا منزوی کردن فناوری هرگز موفق نبوده و تنها به تشدید بی‌ثباتی انجامیده است.

بر این اساس، ایجاد سازوکارهای چندجانبه برای حکمرانی بر داده‌ها و هوش مصنوعی، تدوین قواعد مشترک بین‌المللی و مدیریت پیامدهای اجتماعی فناوری می‌تواند از تبدیل رقابت فناورانه به تقابل امنیتی جلوگیری کند. فناوری همچنان مرزهای جهان را کمرنگ خواهد کرد، اما تنها بهره‌گیری از تجربه‌های تاریخی و شکل‌دادن به همکاری‌های بین‌المللی می‌تواند این تحول را به عاملی برای ثبات، نه تشدید بحران، تبدیل کند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا