آسیاامنیت و دفاعخارجی

اعتماد در آسیا-اقیانوسیه پس از حمله اسرائیل به قطر

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اعتماد در آسیا-اقیانوسیه پس از حمله اسرائیل به قطر» از مرسل دوغرول (Mursel Dogrul) در تی‌آرتی (TRT) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی بازاندیشی قدرت‌های متوسط در آسیا-اقیانوسیه درباره اعتماد به ایالات متحده و ضرورت خوداتکایی امنیتی در جهان چندقطبی می‌پردازد و نشان می‌دهد که کشورهایی مانند ترکیه و ژاپن با توسعه همکاری‌های راهبردی و فناوری، مسیر خودمختاری و تاب‌آوری را دنبال می‌کنند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


امنیت همواره یکی از نیازهای بنیادی دولت‌ها بوده و با توان نظامی و اتحادهای راهبردی دنبال شده است. برای دهه‌ها، قدرت‌های کوچک و متوسط فرض می‌کردند که همسویی با یک قدرت برتر، آن‌ها را از تهدیدات خارجی محافظت می‌کند، اما در جهان امروز که نظم گذشته دیگر برقرار نیست، این فرض به‌طور فزاینده‌ای ناکارآمد شده است. کشورهایی مانند ترکیه و دیگر قدرت‌های متوسط در آسیا-اقیانوسیه اکنون باید مسیر خود را در جهانی چندقطبی، با اعتماد شکننده و تعهدات امنیتی مشروط، دنبال کنند. رهبری بی‌چالش ایالات متحده در حال کمرنگ شدن است و جایگزین آن نه یک نظم پایدار، بلکه یک نظم پراکنده با قطب‌های نفوذ متنوع، تجارت و اتحادهای تسلیحاتی شکننده است. نمونه آشکار این وضعیت، حمله اسرائیل به قطر در روز ۹ سپتامبر است که علاوه بر خلیج فارس، نگرانی‌هایی را در آسیا ایجاد کرده و متحدان ایالات متحده را به بازنگری در اعتماد به واشنگتن واداشته است. قطر که شریک مهمی برای آمریکا محسوب می‌شود، با وجود میزبانی پایگاه‌های نظامی و میانجیگری در اختلافات منطقه‌ای، آسیب‌پذیری خود را نشان داد و از توکیو تا کانبرا پیامی هشداردهنده ارسال کرد. پیش‌تر، توقف واردات جو استرالیا توسط پکن در سال ۲۰۲۳ نشان داد که ایالات متحده در بحران‌های اقتصادی متحدان نزدیک خود چندان همسو نیست و منافع کوتاه‌مدت را بر وفاداری بلندمدت ترجیح می‌دهد. این وقایع نشان داد که حتی پیوندهای راهبردی نزدیک با واشنگتن نمی‌توانند تضمین‌کننده امنیت باشند و کشورها را به بررسی مجدد وابستگی‌های خود و توسعه راهبردهای جایگزین، مانند توافق‌های دفاعی منطقه‌ای، راهبردهای بیمه‌ای و تنوع‌بخشی به همکاری‌ها، واداشته است.

بلوک‌های سخت جنگ سرد دیگر توان توضیح تحولات آسیا-اقیانوسیه را ندارند و این منطقه به شبکه‌ای پیچیده از منافع متقابل تبدیل شده که دیپلماسی اقتصادی به‌اندازه قدرت نظامی اهمیت دارد. چین با ترکیب تجارت و راهبرد، توازن قدرت را بازتعریف می‌کند و گسترش نیروی دریایی و پروژه‌های بندری آن از دریای جنوبی چین تا دریای سرخ، گویای این هدف بلندپروازانه است. در پاسخ، ژاپن که سابقاً در امور نظامی محتاط بود، بودجه دفاعی بی‌سابقه ۶۰ میلیارد دلار برای سال ۲۰۲۵ اختصاص داده و صنایع دفاعی و فناوری، به‌ویژه تولید تراشه‌های ۲ نانومتری با همکاری Rapidus و IBM، احیا شده است. استرالیا و کره جنوبی نیز با بازتعریف راهبرد‌های خود، مشورت‌های دفاعی با ژاپن و مشارکت در شکل‌های چندجانبه مانند گفت‌وگوی امنیتی آمریکا–ژاپن–فیلیپین را تقویت کرده‌اند. این شبکه‌های عملی، بیمه‌ای در برابر ناپایداری قدرت‌های بزرگ و نمایش‌دهنده واقعیت شکنندگی وابستگی به یک ابرقدرت هستند.

همکاری دفاعی ترکیه و ژاپن نمونه‌ای از مکمل‌بودن قدرت‌های متوسط است. ترکیه با سیستم‌های پهپاد رزمی مانند Bayraktar TB2 و مدل‌های پیشرفته‌تر AI، تجربه عملیاتی ارائه می‌دهد، در حالی که ژاپن در حوزه نیمه‌هادی‌ها، حسگرها و الکترونیک پیشرفته فعالیت دارد. این هم‌افزایی با بازدید وزیر دفاع ژاپن از آنکارا و استانبول در ماه آگوست ۲۰۲۵ و مقاله رئیس‌جمهور ترکیه در Nikkei Asia، در راستای توسعه پروژه‌های مشترک پهپاد، سیستم‌های خودران، مهمات هوشمند و تولید نیمه‌هادی، تقویت شده است. این همکاری، وابستگی متقابل را کاهش داده و فرصت ایجاد شبکه‌های تاب‌آور و مستقل را فراهم می‌کند.

کشورهای متوسط در حال تبدیل‌شدن به قانون‌گذارهای نوین هستند و با شکل‌دهی ائتلاف‌های موضوعی و انعطاف‌پذیر، راهبرد‌های خود را در برابر قدرت‌های بزرگ بیمه می‌کنند. مشارکت‌های ترکیه، ژاپن و کره جنوبی در زنجیره‌های تأمین نیمه‌هادی نمونه‌ای از این روند است که استقلال تکنولوژیک و دفاعی را افزایش می‌دهد. دسترسی ژاپن به فناوری پهپاد ترکیه و بهره‌گیری ترکیه از پیشرفت‌های ژاپن در هوش مصنوعی و رباتیک، مسیر توسعه دفاعی و فناوری را تسریع می‌کند و برخلاف همکاری با قدرت‌های رقیب مانند چین یا روسیه، ریسک ژئوپولیتیک ایجاد نمی‌کند. این روند، فرصتی تاریخی برای افزایش نفوذ ترکیه در آسیا-اقیانوسیه فراهم می‌آورد و همکاری با ژاپن مدلی از عملگرایی، منافع متقابل و پذیرش ژئوپولیتیک ارائه می‌دهد. این تغییر نشان‌دهنده گذر از وابستگی به خودمختاری است و همکاری‌ها بر اساس منفعت مشترک شکل می‌گیرند و کشورها می‌توانند نقش بازیگر مستقل را در نظام بین‌الملل ایفا کنند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا