آسیاخارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

تفاوت رویکرد چین و آمریکا در افغانستان

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «تفاوت رویکرد چین و آمریکا در افغانستان» به قلم لادیسلاو زمانک (Ladislav Zemánek) در راشاتودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله، تحلیل جامعی درباره جایگاه راهبردی پایگاه هوایی بگرام، اهمیت ژئوپلیتیکی آن و مناقشات کنونی میان ایالات متحده آمریکا و چین پیرامون این پایگاه ارائه می‌دهد و ضمن بررسی تاریخی و امنیتی بگرام و نقش آن در اشغال دو دهه‌ای آمریکا، به واکاوی تحولات بعد از خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ و رویکردهای مختلف قدرت‌های بزرگ می‌پردازد. در ادامه، چکیده مطلب ارائه شده است.


پایگاه هوایی بگرام که در نزدیکی شهر کابل قرار دارد، به‌عنوان نقطه‌ای محوری در راهبرد نظامی و اطلاعاتی آمریکا از سال‌های اولیه اشغال افغانستان محسوب می‌شد. این پایگاه با داشتن باندهای پروازی بلند و تجهیزات پیشرفته، مکان اصلی اعزام نیروها، انتقال تجهیزات نظامی و هدایت عملیات‌های حساس بود و به نمادی از حضور جهانی آمریکا در منطقه تبدیل شده بود. پس از خروج آمریکا و تسلط سریع طالبان بر این پایگاه، دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور سابق آمریکا خواستار بازپس‌گیری آن شده و این مسأله به صحنه رقابت‌های ژئوپلیتیکی گسترده میان آمریکا و چین بدل شده است.

موضع ترامپ بر اهمیت بگرام در مقابله با نفوذ رو به رشد چین در آسیای مرکزی و جنوبی تأکید دارد. پایگاه بگرام در فاصله‌ای کوتاه از سین‌کیانگ، منطقه‌ای حساس برای چین با تاسیسات مهم هسته‌ای، قرار گرفته است و بازگشت آمریکا به این منطقه می‌تواند امکان نظارت، فشار و اعمال نفوذ را بر چین فراهم آورد. ترامپ تهدید کرده است که در صورت مقاومت طالبان علیه بازگرداندن پایگاه، پیامدهای ناگواری در انتظار خواهد بود؛ این موضوع نشان‌دهنده آن است که آمریکا افغانستان را نه به چشم کشوری مستقل بلکه به‌عنوان مهره‌ای در رقابت‌های ژئوپلیتیکی می‌نگرد.

چین اما با نگرانی و مخالفت جدی نسبت به بازگشت نظامی آمریکا در افغانستان برخورد می‌کند و آن را تهدیدی برای ثبات منطقه‌ای می‌داند. پکن از سال ۲۰۲۱ روابط دیپلماتیک خود را با طالبان برقرار کرده و ضمن پذیرش واقع‌گرایانه وضعیت جدید، بر همکاری‌های اقتصادی و امنیتی تأکید دارد. مهم‌ترین اولویت‌های چین جلوگیری از فعالیت گروه‌های تروریستی مانند جنبش ترکستان شرقی، حفظ امنیت مرزهای مشترک، و جلوگیری از جریان‌های غیرمجاز مهاجرت، قاچاق و تروریسم از طریق گذرگاه وخران است.

از نظر اقتصادی، افغانستان به‌عنوان دارنده معادن غنی مس، لیتیوم و فلزات کمیاب برای چین جذابیت بالایی دارد. پروژه‌های سرمایه‌گذاری در معادن بزرگ مانند مس عیناک و توسعه پروژه‌های نفتی در حوزه آمودریا در حال پیشرفت است. تجارت دوجانبه بین چین و افغانستان در سال‌های اخیر سرعت گرفته و طرح توسعه کریدور اقتصادی چین-پاکستان که قصد دارد به افغانستان توسعه یابد، بخشی از برنامه یکپارچه تر پکن برای گسترش همکاری‌ها در چارچوب ابتکار کمربند و جاده است.

در مقابل آمریکا، با اعمال تحریم‌ها و مسدودکردن ذخایر مالی افغانستان، فشار اقتصادی شدیدی به این کشور وارد آورده است که تاثیرات منفی بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم دارد؛ این تضاد رویکردها، تفاوت اساسی در سیاست‌های آمریکا و چین را نمایان می‌سازد. برای افغان‌ها تجربه خروج آمریکا همراه با فروپاشی اقتصادی و هرج و مرج بود؛ در حالی که چین با رویکردی مبتنی بر احترام به حاکمیت ملی و همکاری اقتصادی به تدریج جایگاه خود را تقویت کرده است.

پایگاه بگرام با توجه به موقعیت جغرافیایی و ویژگی‌های فنی، همچنان یک مهره کلیدی در بازی قدرت‌های بزرگ به‌شمار می‌رود که آینده افغانستان و جلویگاه رقابت ژئوپلیتیکی چین و آمریکا را تعیین می‌کند. بازگشت آمریکا به بگرام می‌تواند منطقه را به‌سوی ناآرامی و تنش‌های تازه سوق دهد، در حالی که چین خواهان نقش‌آفرینی اقتصادی و ثبات منطقه‌ای است که با همکاری طالبان و کشورهای همسایه تحقق می‌یابد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا