خاورمیانهداخلینظام بین‌الملل و نهادها

تهران و چرخه‌ «فشار-تهدید-بن‌بست»

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «تهران و چرخه فشار-تهدید-بن‌بست» به قلم مهدی بازرگان و منتشرشده در دیپلماسی ایرانی، به بررسی پیامدهای بازگشت تحریم‌های ماشه‌ای، شروط سخت‌گیرانه آمریکا و تهدیدات نظامی اسرائیل بر بن‌بست دیپلماتیک موجود میان ایران و غرب می‌پردازد. نویسنده نشان می‌دهد چگونه مجموعه فشارهای اقتصادی، تهدیدات آشکار و نبود سازوکار پایدار صلح، منطقه را در چرخه‌ای از تنش و بی‌ثباتی گرفتار کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


بازگشت تحریم‌های موسوم به ماشه و تجربه جنگ دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل، فضای غرب‌آسیا را به وضعیتی متزلزل و پرابهام رسانده که از آن به‌عنوان بن‌بست دیپلماتیک یاد می‌شود. موضع‌گیری علنی غرب درباره بازماندن مسیر مذاکره با ایران در عمل با پیش‌شرط‌های سخت همراه است که از نظر تهران غیرقابل پذیرش است و این موضوع چرخه‌ای از افزایش فشارها و آماده‌سازی برای بحران‌های احتمالی ایجاد کرده است. گزارش واشنگتن پست از شروط چهارگانه آمریکا شامل لزوم مذاکرات مستقیم و معنادار، توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم، پذیرش محدودیت‌های سخت موشکی و قطع حمایت مالی از نیروهای نیابتی حکایت دارد که از نظر ایران عبور از خطوط قرمز امنیت ملی محسوب می‌شود. هم‌زمان تهدیدات آشکار اسرائیل ادامه دارد و حمله روز ۱۳ ژوئن این رژیم به تأسیسات هسته‌ای ایران نشان داد که اقدامات محدود می‌تواند به درگیری بزرگ منجر شود.

رویکرد اصطلاحاً «چمن‌زنی» به‌معنای حملات مقطعی برای عقب‌انداختن برنامه هسته‌ای اکنون به ایران نیز تسری یافته است. با وجود این، دیدگاهی نیز وجود دارد که احتمال وقوع جنگ تمام‌عیار را اندک و محتمل‌ترین سناریو را چرخه‌ای از درگیری کم‌شدت اما طولانی‌مدت می‌داند. کشورهای عربی خلیج فارس به‌سبب نزدیکی جغرافیایی و حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا، از جمله بحرین، کویت، قطر، عربستان و امارات، در معرض آسیب مستقیم پیامدهای هرگونه تقابل ایران و اسرائیل قرار دارند و هشدار داده‌اند که منطقه تاب تحمل جنگ تازه را ندارد. درحالی‌که واشنگتن تشدید فشار و تحریم‌های ماشه‌ای را راهی برای ایجاد شرایط لازم جهت حل‌وفصل دیپلماتیک قلمداد می‌کند، متحدان اروپایی و عربی این راهبرد را عامل تشدید تنش می‌دانند و تأکید دارند که مذاکره همچنان ممکن است اما راه‌حل نظامی را نمی‌پذیرند. فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها وضعیت ایران را شکننده‌تر کرده و نشانه‌های آن در سقوط ارزش ریال و افزایش تورم آشکار است، هرچند مقامات ایرانی تلاش می‌کنند اثر آن را کم اهمیت جلوه دهند.

وجود این فشارها خطر بروز اعتراضات داخلی را افزایش می‌دهد و برخی آن را هدف پنهان سیاست فشار حداکثری آمریکا می‌دانند. به موازات این شرایط، ایران مکرراً بر مقاومت تأکید کرده و تهدید به تعلیق یا قطع همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بازنگری در دکترین نظامی و حتی خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته ای را مطرح کرده است؛ اقداماتی که می‌تواند نگرانی‌های جهانی را افزایش دهد و احتمال تقابل نظامی را بالا ببرد. آتش‌بس میان ایران و اسرائیل پس از جنگ اخیر فاقد متن مکتوب، سازوکار نظارتی یا نقشه ‌راه برای کاهش تنش‌ها بوده و همین خلأ، احتمال بازگشت درگیری را بالا نگه داشته است. سایه جنگ در منطقه به‌واسطه تهدیدات اسرائیل پررنگ مانده و هرگونه تعلل در آغاز مذاکرات واقعی می‌تواند جرقه شعله‌ورشدن درگیری‌ها باشد. در نتیجه، ترکیب سیاست فشار از سوی آمریکا، آماده‌باش اسرائیل برای اقدام نظامی، نگرانی کشورهای عربی از گسترش درگیری و اصرار ایران بر حفظ خطوط قرمز، وضعیتی را شکل داده که چرخه فشار، تهدید و بن‌بست را تداوم می‌بخشد و منطقه را مدام تا مرز بحران جدید پیش می‌برد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا