به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تله زمان» به قلم مهدی بازرگان در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است که به بررسی سیاست «صبر و انتظار» دولت دونالد ترامپ در قبال ایران میپردازد. متن با استناد به گزارش پولیتیکو و تحلیل کارشناسان، این رویکرد را ترکیبی از فشار اقتصادی حداکثری، تهدید ضمنی نظامی و بهرهگیری از گذر زمان برای فرسایش توان ایران ارزیابی میکند؛ راهبردی که هدف آن واداشتن تهران به پذیرش شروط سخت آمریکا پیش از هر مذاکرهای است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
پس از فعالشدن مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران، روابط تهران و غرب به رکود کامل رسیده و احتمال ازسرگیری گفتوگوهای هستهای اندک است، مگر رخدادی پیشبینیناپذیر شرایط را تغییر دهد. آمریکا شروطی شامل توقف کامل غنیسازی، کاهش برد موشکها، قطع حمایت از گروههای منطقهای و مذاکره مستقیم را مطرح کرده که از نظر ایران غیرقابلپذیرش است. کاخ سفید با سیاست «صبر حسابشده» در پی ارزیابی تابآوری ایران تحت تحریمها، فشارهای مالی و تهدید حملات اسرائیل است تا تهران را وادار به پذیرش شروط کند. گزارش پلیتیکو نشان میدهد فاز جدید راهبرد واشنگتن «بازی صبر و انتظار» است؛ پس از موج تحریمها، دولت آمریکا سکوت کرده و ایران اولویت پایینتری نسبت به بحران غزه و تنشهای اسرائیل یافته است.
برخی تحلیلگران معتقدند آمریکا باید از شرایط فعلی ایران بهره گیرد و با موضعی قوی مذاکره کند، در حالی که همچنان با شرکای اروپایی برای اجرای تحریمهای اسنپ بک هماهنگ است. مقامات اسرائیلی میگویند ایران تهدید فوری نیست و هیچ نشانهای از جنگ قریبالوقوع وجود ندارد، هرچند نگرانی از اخراج بازرسان آژانس و اظهارات سیاسی درباره بازسازی توان دفاعی ایران وجود دارد. گزارشها میگویند ایران برخی سایتهای هستهای را بازسازی میکند و سفر علی لاریجانی به بیروت نشانگر تداوم نفوذ منطقهای است.
از منظر تحولات منطقه، اندیشکده «اتحادیه اروپا برای مطالعات امنیتی» توقف شکننده جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل را نتیجه دخالت دقیقه آخری ترامپ، بدون آتشبس رسمی و با خطر بالای بازگشت درگیری میداند. ایران در حال بازسازی بازدارندگی با کمک روسیه و چین و همزمان دنبال دیپلماسی پنهان برای بازداشتن آمریکا از حمایت حملات آینده اسرائیل است. اروپا تنها راه جلوگیری از جنگ را دیپلماسی و مسیر «فرود نرم»، شامل توقف غنیسازی از سوی ایران، پرهیز غرب از محدودیتهای نفتی و ازسرگیری همکاری با آژانس با اجتناب اسرائیل از حمله در جریان مذاکرات میداند. همچنین همکاری اروپا با شورای همکاری خلیج فارس برای کاهش تنش و ایجاد امنیت جامع منطقهای پیشنهاد میشود.
عسگر قهرمانپور، تحلیلگر، سیاست ترامپ را هدفمند و سنجیده، مبتنی بر ارزیابی دقیق از تحولات غربآسیا، اثرات تحریمها و هماهنگی فزاینده واشنگتن با تلآویو میبیند. این سیاست بهدنبال سنجش توان اقتصادی و سیاسی ایران و یافتن نقطه انعطاف تهران است، هرچند هنوز امکانهای محدودی برای ابتکار عمل دیپلماتیک وجود دارد. این راهبرد بر سه محور حرکت میکند: فشار حداکثری تحریمها، حفظ تهدید حمله اسرائیل و استفاده از زمان برای فرسایش سیاسی ایران. قهرمانپور معتقد است هر واکنش نظامی ایران میتواند رفتار آمریکا را بازتعریف کند.
یوسف مولایی، کارشناس و تحلیلگر نیز این رویکرد را حسابشده و با ستون فقرات فشار تحریمها و قطعنامههای شورای امنیت میداند. هدف، واداشتن ایران به عقبنشینی تدریجی در پرونده هستهای و منطقهای و ایجاد ناآرامی داخلی برای تغییر معادلات سیاسی ایران است. گذر زمان در شرایط تحریم ابزار فشار است که ایران را میان گزینه «بد» و «بدتر» یعنی پذیرش بخشی از خواستههای آمریکا یا مقاومت کامل و تحمل بیثباتی اقتصادی، قرار میدهد. ترامپ ترجیح میدهد پیش از هر مذاکره، ایران امتیاز دهد و اثر تحریمها سنجیده شود. حفظ تعامل محدود با اروپا و منطقه میتواند احتمال تشدید بحران را کاهش دهد./ منبع



