حماس چگونه هیئت صلحِ ترامپ را تحقیر میکند؟
حماس در قدرت ترامپ را تمسخر کرده است
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حماس چگونه هیئت صلحِ ترامپ را تحقیر میکند؟» نوشته خالد ابو طعمه (Khaled Abu Toameh) در مؤسسه گیتاستون (Gatestone Institute) منتشر شده است. طرح آتشبس و بازسازی غزه که از سوی ترامپ ارائه شد، نتوانسته حماس را تضعیف کند و سازمان همچنان مسلح، ریشهدار و بر مقاومت در برابر فشارهای بینالمللی پایدار است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
شش ماه پس از اعلام طرح آتشبس و بازسازی غزه از سوی دونالد ترامپ، حماس همچنان قدرت نظامی و سیاسی خود را حفظ کرده و آشکارا در برابر تلاشهای بینالمللی مقاومت میکند. بهجای تضعیف در مذاکرات، این گروه موقعیت خود را در بخشهای وسیعی از نوار غزه تقویت کرده و محدودیتهای دیپلماسی مورد حمایت «هیئت صلح» و میانجیهای منطقهای را برملا ساخته است.
در کانون این منازعه، مسئلهای قرار دارد که حماس آن را بهکلی رد میکند: خلع سلاح. راهبرد ترامپ بر این فرض استوار بود که میتوان با مشوقهای سیاسی و فشار خارجی، حماس را به کنار گذاشتن قدرت نظامی و حرکت بهسوی ساختار سیاسی واداشت. منتقدان میگویند این تصور اساس ایدئولوژیک سازمان را نادیده گرفته است؛ زیرا برای حماس، سلاحها نه ابزار دفاع بلکه مؤلفهای هویتی و مشروعیتبخشاند و تسلیم آنان به معنای از دست دادن قدرت و اعتبار ایدئولوژیک است.
نقش میانجیهای منطقهای یعنی قطر، مصر و ترکیه نیز در کانون انتقاد قرار دارد. هر سه کشور کانال ارتباطی مستقیم با حماس دارند و خود را بازیگران ضروری در روند آتشبس معرفی میکنند، اما منتقدان معتقدند هیچیک واقعاً ارادهای برای مهار یا انحلال حماس نشان ندادهاند. قطر میزبان رهبران حماس در دوحه و تأمینکننده مالی غزه است؛ ترکیه از این جنبش حمایت سیاسی و ایدئولوژیک میکند؛ و مصر، با وجود همکاری امنیتی، به حماس همچنان به عنوان بازیگر سیاسی مینگرد.
از آنجا که این کشورها نفوذ محسوسی بر حماس دارند، امتناعشان از فشار جدی، تردید نسبت به کارآمدی روند میانجیگری را افزایش داده است. برخی گزارشهای قاهره نیز حکایت از آن دارند که حماس مایل است درباره محدودیتهای جزئی در برخی انواع تسلیحات گفتوگو کند ولی ساختار نظامی اصلی خود را حفظ نماید؛ اقدامی که منتقدان آن را تاکتیکی برای تداوم قدرت و در عین حال بهرهبرداری از کمکهای اقتصادی و امداد بشردوستانه میدانند.
دامنه انتقاد فراتر از حماس است و به مبانی دیپلماسی طولانیمدت غرب با جنبشهای اسلامگرا میرسد. مخالفان این رویکرد به نمونههایی چون حزبالله، طالبان و جمهوری اسلامی ایران اشاره میکنند و میگویند چنین گروههایی با مذاکرات در مسیر اعتدال قرار نگرفتهاند. از دید آنان، جنبشهایی با ریشه ایدئولوژیک و مسلحانه صرفاً با فشار دیپلماتیک یا امتیاز اقتصادی تغییر ماهیت نمیدهند.
درون فلسطین نیز حماس از پیامدهای داخلی خلع سلاح بیم دارد؛ زیرا چنین اقدامی میتواند آن را در برابر رقبا، طوایف محلی و شهروندانی که از ویرانی غزه پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ خشمگیناند آسیبپذیر کند. حفظ قدرت نظامی برای کنترل داخلی و دفع مخالفتها حیاتی است.
در همین حال، عناصر کلیدی طرح ترامپ برای غزه عملاً متوقف ماندهاند: نیروی بینالمللی ثبات شکل نگرفته، منابع وعدهدادهشده تأمین نشده و دولت تکنوکرات فلسطینی پیشنهادی هنوز اعتبار یا کارکرد لازم را ندارد. با وجود ماهها تلاش، حماس همچنان کنترل قابلتوجهی در غزه دارد. این وضعیت، به باور منتقدان، اعتبار آمریکا در غربآسیا را فرسوده کرده و نشانهای از ناتوانی واشنگتن در اجرای شروط خود است. هرچه گفتوگوها بدون نتیجه ادامه یابد، موازنه به سود حماس تغییر میکند.
طرفداران رویکرد سختگیرانهتر معتقدند دیپلماسی طولانی فقط فرصت تقویت دوباره به حماس میدهد. از نظر آنان، پیشفرض خلع سلاح داوطلبانه نادرست است و حماس گفتگوهای مداوم را نشانه ضعف بینالمللی تلقی میکند، نه مدارا. بنبست کنونی نماد شکاف میان واقعیتهای نظامی و آرزوهای سیاسی در غربآسیا است؛ جایی که ابتکارات صلح و بازسازی بارها با تضادهای ایدئولوژیک و منافع رقابتی منطقهای روبهرو میشوند./ منبع



