موقعیت راهبردی و دیپلماتیک اسرائیل: دوران فرصت و خطر
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «موقعیت راهبردی و دیپلماتیک اسرائیل: دوران فرصت و خطر» به قلم جرمی ایساکاروف (Jeremy Issacharoff) در نشریه جروزالمپست (Jerusalem Post) منتشر شده است. این نوشته به بررسی همزمان تقویت قدرت بازدارندگی نظامی اسرائیل و سقوط جایگاه دیپلماتیک آن در جهان میپردازد و تأکید میکند که بدون راهحلی سیاسی برای مناقشه اسرائیلی-فلسطینی، هیچ دستاوردی پایدار نخواهد بود. در ادامه، گزیده این مطلب آمده است.
اسرائیل از منظر نظامی و امنیتی در موقعیتی بیسابقه قرار دارد. در پی حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ از سوی حماس، توان عملیاتی ارتش و سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل به احیای اعتماد عمومی کمک کرده است. شکست حملات موشکی گسترده، ضربه به زیرساختهای گروههای متحد ایران، سقوط حکومت اسد در سوریه و درگیری دوازدهروزه با ایران، همگی فضای امنیتی منطقه را به سود اسرائیل تغییر دادهاند. با این حال، این موفقیتها نباید موجب نادیدهگرفتن چالشهای جدی پیشرو شوند.
برخلاف موقعیت نظامی، جایگاه دیپلماتیک اسرائیل در منطقه و جهان به سطح نازلی رسیده است. وخامت شرایط انسانی در غزه، کمبود شدید غذا، گزارشهایی از تیراندازی به غیرنظامیان در مراکز توزیع کمک و تخریب گسترده زیرساختها، تصویر اسرائیل را بهشدت مخدوش کردهاند؛ حتی با وجود آنکه حماس آغازگر جنگ بوده و همچنان پنجاه گروگان اسرائیلی را در اسارت غیرانسانی نگه داشته است. خشونت شهرک نشینان در کرانه باختری علیه فلسطینیها و حتی سربازان ارتش اسرائیل، بیش از پیش مشروعیت اخلاقی و سیاسی این کشور را زیر سؤال برده است.
این اقدامات به تصوری دامن زدهاند که دولت اسرائیل قصد اشغال مجدد غزه، اخراج جمعیت آن و پیشبرد الحاق کرانه باختری را دارد. در داخل، اسرائیل دچار شکافهای عمیق سیاسی است. ائتلاف نتانیاهو همچنان درصدد تضعیف استقلال قوه قضائیه و دیوان عالی است؛ امری که نهتنها بنیان دموکراسی اسرائیل را تهدید میکند، بلکه به تضعیف بازدارندگی اسرائیل در چشم دشمنانش منجر شده و از عوامل زمینهساز حمله ۷ اکتبر و تلفات بیش از ۱۲۰۰ نفر بوده است.
اکنون که نتانیاهو خود را قهرمان جنگ با ایران مینامد، ممکن است با جسارت بیشتری برنامههای قضایی خود را دنبال کند؛ بهویژه با نزدیکشدن به پایان محاکمهاش. ارزیابیهای پساجنگ با ایران نیز وضعیت را پیچیدهتر کردهاند. در حالی که دولت ترامپ ادعا میکند برنامه هستهای ایران نابود شده، ارزیابیهای دقیق خسارات هنوز تکمیل نشدهاند. هرچند تأسیساتی مانند فردو، اصفهان و نطنز آسیب دیدهاند، سرنوشت ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد همچنان محل اختلاف است. کاخ سفید میگوید مدرکی مبنی بر انتقال این مواد از فردو پیش از حمله وجود ندارد، اما آژانس بینالمللی انرژی اتمی احتمال انتقال آن به مکانی دیگر را مطرح کرده است.
میزان تخریب سانتریفیوژها و توان باقیمانده ایران برای تولید مدلهای پیشرفته، همچنان مبهم است. اگر ایران مواد غنیشده و تجهیزات حساس را پنهان کرده باشد، تهدید هستهای همچنان واقعی است. زیرساخت نظامی این کشور بهشدت آسیب دیده، اما همین آسیبپذیری ممکن است انگیزه ایران را برای دستیابی به تسلیحات هستهای به عنوان ابزار بازدارنده افزایش دهد. بنابراین، اسرائیل نباید فرض کند که تهدید ایران کاملاً خنثی شده است.
در جامعه اسرائیل، جنگی ۲۱ماهه با اهداف نامشخص و پایانی مبهم، شکافهای عمیقی ایجاد کرده است. موفقیتهای نظامی قابل انکار نیست، اما نبود یک چشمانداز راهبردی منسجم، دستاوردها را در معرض خطر قرار داده است. تداوم توقف برنامه هستهای ایران نیازمند توافقی جدید میان آمریکا و ایران با الزام به توقف کامل غنیسازی، ممنوعیت چرخه سوخت و تولید سانتریفیوژ و نظارت کامل و بازرسیهای سختگیرانه آژانس است. در صورت امتناع ایران، فرانسه و انگلیس با حمایت آلمان و آمریکا باید فوراً سازوکار بازگشت تحریمها ذیل قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت را فعال کنند؛ سازوکاری که تا ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ معتبر و غیرقابل وتو است.
برای بهرهبرداری از فرصتهای منطقهای، اسرائیل باید همه گروگانها را چه زنده و چه کشته آزاد کند و به جنگ غزه پایان دهد. تا زمانی که گروگانها در اسارت هستند و اسرائیل به اشغال غزه و الحاق کرانه باختری متهم است، هیچ پیشرفت دیپلماتیکی ممکن نیست. این دولت باید طرحی سیاسی و معتبر برای حل مسئله فلسطین ارائه دهد یا جای خود را به دولتی بدهد که چنین تواناییای دارد. گسترش توافقات ابراهیم به عربستان، سوریه و دیگر کشورها، تنها زمانی ممکن است که اسرائیل از کنترل بر غزه و کرانه باختری دست بردارد.
ائتلاف نتانیاهو این واقعیت را انکار میکند، اما ممکن است دولت ترامپ آن را بپذیرد و حمایت کند؛ فرصتی منحصر به فرد برای نسل کنونی و آینده فرزندان ما. در نهایت، این لحظه تاریخی نه فقط آکنده از فرصت، بلکه درگیر تهدیدهای مستمر است. بدون راهحل سیاسی برای مناقشه اسرائیل-فلسطین، آیندهای یککشوری، با خصومت همیشگی و خشونت دائمی در پیش خواهد بود؛ آیندهای که روابط حیاتی اسرائیل با مصر و اردن را تهدید میکند و امکان پیشرفت در روابط با سوریه یا عربستان را از میان میبرد.
یک توافقنامه دیپلماتیک با سوریه و در آینده با لبنان میتواند امنیت ملی اسرائیل را بهطور اساسی تقویت کند و بهجای «حلقه آتش» ایرانی، آن را در حلقهای از ثبات و صلح قرار دهد./ منبع