پرونده ویژه

جنگ اوکراین


مقدمه:


این پرونده ویژه، بازخوانی و تلفیق تحلیلی مهم‌ترین مقالات و گزارش‌های منتشر شده در طول هفته گذشته در نشریات و اندیشکده‌های معتبر بین‌المللی با موضوع «جنگ اوکراین» به تلاش تیم اطلس دیپلماسی است.


جنگ روسیه علیه اوکراین که بیش از سه سال از آغاز آن می‌گذرد، وارد مرحله‌ای جدید و پیچیده از دیپلماسی شده است. مذاکرات موسوم به «صلح استانبول» به نقطه‌ای کانونی برای تلاش‌های بین‌المللی مبدل گشته؛ با این حال، پویایی قدرت میان بازیگران اصلی – ایالات متحده، اتحادیه اروپا، روسیه و اوکراین – بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است. این مقاله، با بررسی تحولات اخیر در روند مذاکرات، نقش و تأثیرگذاری اروپا در غیاب حمایت قاطع آمریکا، رویکرد دولت ترامپ و راهبردهای پوتین، تصویری جامع از مسیر پیش روی مذاکرات صلح و چالش‌های آن ارائه می‌دهد. نکته محوری این تحلیل، بررسی ناکارآمدی اروپا در فشار مستقل بر روسیه و ضرورت اتخاذ راهبردی فشار-مذاکره از سوی ایالات متحده برای دستیابی به صلحی پایدار است.

تحولات و رویدادهای اخیر

آغاز “مذاکرات صلح استانبول” میان روسیه و اوکراین، اولین گفتگوهای مستقیم میان دو کشور پس از افشای جنایات جنگی روسیه در شهرهای بوچا و ایرپین در سه سال پیش، با فراز و نشیب‌های قابل توجهی همراه بوده است. اگرچه این مذاکرات منجر به توافق برای مبادله هزار اسیر جنگی شد، اما پیشرفت چندانی در زمینه پایان دادن به خصومت‌ها حاصل نشده است. دلیل اصلی این امر، پافشاری کرملین بر خروج نیروهای اوکراینی از مناطق به اصطلاح “ضمیمه‌شده” توسط مسکو بوده است.

پیشنهاد اولیه مذاکرات استانبول از سوی ولادیمیر پوتین مطرح شد – اقدامی که بسیاری از تحلیلگران آن را تاکتیکی برای تعویق روند آتش‌بس، جلوگیری از تحریم‌های جدید اروپایی و ایجاد شکاف میان آمریکا و اروپا تفسیر کرده‌اند. ولودیمیر زلنسکی ابتدا این پیشنهاد را رد و آن را تاکتیکی برای وقت‌کشی توصیف کرد، اما با فشار دونالد ترامپ موضع خود را تغییر داد و پذیرفت در مذاکرات شرکت کند.

واکنش روسیه به این پذیرش، غافلگیرکننده بود: پوتین اعلام کرد شخصاً در مذاکرات شرکت نخواهد کرد و «ولادیمیر مدینسکی» – نماینده‌ای که در مذاکرات ۲۰۲۲ نیز نقش داشت – را به عنوان نماینده خود به استانبول خواهد فرستاد. رسانه‌های روسی نیز، بدون اشاره به اینکه این پیشنهاد از سوی پوتین مطرح شده بود، شروع به انتقاد از ایده مذاکرات کردند.

اکنون روسیه چه چیزی می‌تواند از اتحادیه اروپا به‌دست آورد؟
پوتین _ اطلس دیپلماسی

همزمان با این تحولات، رهبران سه کشور اصلی اروپایی (فرانسه، بریتانیا و آلمان) به همراه لهستان در اقدامی هماهنگ به کی‌یف سفر کرده و با زلنسکی دیدار کردند. آنها در بیانیه‌ای مشترک به روسیه ۳۰ روز مهلت دادند تا آتش‌بس را بپذیرد و هشدار دادند که در غیر این صورت با تحریم‌های جدید روبرو خواهد شد. این رهبران در خلال دیدار با زلنسکی، با ترامپ نیز تماس گرفتند و حمایت او را خواستار شدند – درخواستی که ترامپ مانع آن نشد.

پوتین در واکنش به این اولتیماتوم، آن را «خودزنی احمق‌ها» توصیف کرد و به‌جای پذیرش آتش‌بس، پیشنهاد مذاکره بدون پیش‌شرط را مطرح کرد. این استراتژی روسیه از تأکید بر پرداختن به «ریشه‌های جنگ» از جمله عضویت احتمالی اوکراین در ناتو نشأت می‌گیرد، در حالی که کی‌یف و شرکای اروپایی‌اش بر آتش‌بس پیش از مذاکره اصرار داشتند.

دولت ترامپ رویکردی مبتنی بر مصالحه برای رسیدن به صلح اتخاذ کرده که شامل درخواست از اوکراین برای کنار آمدن با کنترل دوفاکتوی روسیه بر اراضی اشغالی و به‌تعویق انداختن عضویت در ناتو است. در مقابل، واشنگتن از مسکو خواسته است تا با حضور نیروهای اروپایی به‌عنوان حافظ صلح در اوکراین و تداوم کمک‌های تسلیحاتی غرب به کی‌یف موافقت کند.

اوکراین عمدتاً با این شرایط کنار آمده و بدون اعتراض با پیشنهادهای آتش‌بس عمومی در اواسط مارس و آتش‌بس دریایی در اواخر مارس موافقت کرده است. اما روسیه هر دو پیشنهاد را رد کرده است. هر دو طرف در همان ماه بر آتش‌بس مربوط به تأسیسات انرژی توافق کردند، اما مسکو این توافق را ظرف چند ساعت نقض کرد.

تا اواخر آوریل، رویکرد دولت آمریکا به دلیل عدم اعمال فشار کافی بر مسکو برای رد آتش‌بس‌های پیشنهادی با مشکل مواجه بود. این در حالی بود که پس از دیدار دشوار زلنسکی با ترامپ در روز ۲۸ فوریه، فشار شدیدی بر اوکراین اعمال شده بود. زمانی که مسکو پیشنهاد آتش‌بس دریایی آمریکا را رد کرد، کاخ سفید به‌جای فشار بر روسیه، مشوق‌های بیشتری به این کشور پیشنهاد داد – اقدامی که با انتقاد رسانه‌هایی مانند وال‌استریت‌ژورنال و نیویورک‌پست و برخی جمهوری‌خواهان در کنگره مواجه شد.

این روند با پیشنهاد کاخ سفید در اواخر آوریل برای به‌رسمیت‌شناختن کنترل روسیه بر کریمه ادامه یافت – پیشنهادی که از سوی بسیاری از تحلیلگران، «زیان‌بار» توصیف شد.

در ۳۰ آوریل، نشانه‌هایی از تغییر در رویکرد دولت آمریکا مشاهده شد. در این روز، آمریکا و اوکراین قراردادی در زمینه مواد معدنی امضا کردند که در آن، برای نخستین بار اشاره‌ای به امکان ارسال تسلیحات جدید آمریکایی به اوکراین شده بود. به دنبال آن، کاخ سفید دو محموله تسلیحاتی محدود به اوکراین را تأیید کرد که تلاش‌های پوتین برای اشغال سرزمین‌های بیشتر اوکراین را دشوارتر می‌کند.

همزمان، هفته‌ها بحث‌هایی درباره اعمال تحریم‌های جدید علیه روسیه مطرح شده، اما تاکنون اقدام قاطعی در این زمینه صورت نگرفته است. این تردید و تأخیر در اعمال تحریم‌های جدید، یکی از نقاط ضعف اصلی راهبرد آمریکا محسوب می‌شود.

تحلیل‌ها و دیدگاه‌ها

یکی از واقعیت‌های آشکار در بحران کنونی، ناتوانی اروپا در اعمال فشار مؤثر بر روسیه بدون حمایت قاطع ایالات متحده است. اتحادیه اروپا هفدهمین بسته تحریمی علیه روسیه را تصویب کرده که شامل ممنوعیت صادرات مواد شیمیایی برای تولید سلاح، مسدود کردن دارایی‌ها و روادید مقامات روس، و اقدام علیه نفتکش‌های موسوم به “ناوگان سایه” روسیه است. اما این بسته تحریمی چنان ضعیف تلقی شده که حتی کشورهای منتقد تحریم مانند مجارستان و اسلواکی زحمت مخالفت با آن را به خود ندادند.

به اعتراف دیپلمات‌های اروپایی، تحریم‌های گسترده‌ای که امانوئل ماکرون وعده آنها را داده یا حتی ارسال موشک‌های آلمانی “تائوروس” به اوکراین، بدون حمایت آمریکا فاقد اثرگذاری هستند. با تأخیر در قطع واردات گاز روسیه تا ۲۰۲۷ و اختلافات داخلی، اروپا حتی ابزار اقتصادی قوی نیز در اختیار ندارد.

اقدامات نمادین مانند پیشنهاد ماکرون برای اعزام نیروهای اروپایی به اوکراین – به عنوان جایگزین عضویت در ناتو – نیز فاقد وزن عملی هستند. ماکرون تأکید کرده که این نیروها نقش رزمی نخواهند داشت و صرفاً در نقاط استراتژیک برای ایجاد بازدارندگی مستقر خواهند شد. اما با توجه به مخالفت مکرر روسیه با حضور نظامیان غربی و بی‌میلی دیگر رهبران اروپایی، این طرح نیز فاقد پشتوانه اجرایی است.

کی‌یر استارمر – نخست‌وزیر بریتانیا – نیز صرفاً تکرارکننده مواضع ماکرون است؛ بدون آنکه تعهد عملی مشخصی ارائه دهد. فردریش مرتس – صدراعظم جدید آلمان – نیز خواهان کمک‌های بیشتر به اوکراین و اعمال تحریم‌های تازه است، اما فاقد توان مالی یا سیاسی برای اقدام مستقل است.

ترامپ چگونه می‌تواند رابطه‌ای دوباره با روسیه برقرار کند
ترامپ و پوتین ـ اطلس دیپلماسی

شواهد نشان می‌دهد که هدف نهایی پوتین همچنان تسلط سیاسی بر اوکراین از طریق تصرف سرزمینی بیشتر است. استراتژی او در مذاکرات کنونی، ترکیبی از تاکتیک‌های تأخیری، ایجاد شکاف میان متحدان غربی و پافشاری بر خواسته‌های اصلی خود است.

در مذاکرات استانبول، روسیه بار دیگر بر همان خواسته‌های گذشته تأکید خواهد کرد: بی‌طرفی اوکراین، کاهش نیروهای مسلح این کشور، و ارائه تضمین‌های امنیتی از سوی پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل. پیشنهاد مذاکرات استانبول از سوی پوتین و سپس عقب‌نشینی از آن پس از پذیرش زلنسکی، نمونه‌ای آشکار از تاکتیک‌های وقت‌کشی او محسوب می‌شود.

مسکو نمی‌خواهد روابط شکل‌گرفته با واشنگتن – هر چند محدود – را از دست بدهد و به همین دلیل، به‌جای پوتین، نماینده‌اش «ولادیمیر مدینسکی» را به استانبول می‌فرستد؛ کسی که در مذاکرات ۲۰۲۲ نیز نقش محوری داشت. این اقدام نشان‌دهنده تمایل کرملین به ادامه گفتگوها بدون ایجاد تعهدات جدی است.

بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که دستیابی به صلح پایدار در اوکراین مستلزم افزایش فشار بر پوتین است. تنها زمانی که مسکو هزینه‌های واقعی ادامه جنگ را احساس کند، ممکن است به سمت سازش واقعی حرکت کند.

ترامپ اکنون می‌گوید صلح واقعی زمانی محقق می‌شود که مستقیماً با پوتین دیدار کند. این دیدگاه می‌تواند صحیح باشد، اما تنها در صورتی که همراه با اهرم‌های فشار واقعی باشد. بدون تهدیدهای معتبر – شامل ارسال تسلیحات سنگین به اوکراین و تحریم‌های اقتصادی مؤثر علیه روسیه – پوتین انگیزه‌ای برای کنار گذاشتن تاکتیک‌های وقت‌کشی و پذیرش سازش‌های واقعی نخواهد داشت.

رویکرد مصالحه‌ای آمریکا تاکنون با موفقیت چندانی همراه نبوده است. روسیه پیشنهادهای آتش‌بس را رد کرده و حتی توافق در مورد حفاظت از زیرساخت‌های انرژی را نقض کرده است. در مقابل، واشنگتن به‌جای اعمال فشار، امتیازات بیشتری پیشنهاد داده است – رویکردی که نه‌تنها مؤثر نبوده، بلکه با انتقادات داخلی نیز مواجه شده است.

مذاکره برای پایان دادن به این جنگ با چالش‌های اساسی روبروست. اختلاف دیدگاه اصلی در مورد پیش‌شرط‌های مذاکره است: روسیه بر مذاکره بدون پیش‌شرط و پرداختن به «ریشه‌های جنگ» تأکید دارد، در حالی که اوکراین و متحدان غربی آن بر آتش‌بس به‌عنوان پیش‌شرط مذاکرات اصرار می‌کنند.

چالش دیگر، شکاف میان رویکرد آمریکا و اروپا است. اوکراین در چنبره این دوگانگی گرفتار شده است: از یک سو، ترامپ خواستار مصالحه و شرکت در مذاکرات بدون آتش‌بس است، و از سوی دیگر، اروپا بر آتش‌بس پیش از مذاکره تأکید دارد. این تناقض، دست کی‌یف را در مذاکرات تضعیف می‌کند.

سوال اصلی دیگر این است که آیا زلنسکی مستقیماً در مذاکرات شرکت خواهد کرد یا معاونانش مانند وزیر خارجه یا رئیس دفتر ریاست‌جمهوری را خواهد فرستاد. این تصمیم می‌تواند بر سطح و کیفیت مذاکرات تأثیر بگذارد.

چماق‌های اروپا بی‌اثر شده‌اند: ناتوانی اتحادیه در مهار جنگ اوکراین در خلاء حضور آمریکا
زلنسکی و ماکرون ـ اطلس دیپلماسی


بررسی روند مذاکرات صلح اوکراین-روسیه و نقش بازیگران مختلف در آن، تصویری پیچیده اما روشن ارائه می‌دهد. اروپا علی‌رغم تلاش‌های دیپلماتیک و تحریم‌های متعدد، در غیاب حمایت قاطع آمریکا، قادر به اعمال فشار مؤثر بر روسیه نیست. تهدیدهای اروپایی بدون پشتوانه آمریکایی، «چماق‌هایی بی‌اثر» هستند که پوتین آنها را نادیده می‌گیرد.

رویکرد مصالحه‌ای دولت ترامپ، که بر کنار آمدن اوکراین با برخی خواسته‌های روسیه در ازای تضمین‌های امنیتی متکی است، تاکنون دستاورد قابل توجهی نداشته است. روسیه پیشنهادهای آتش‌بس را رد کرده و به راهبرد “وقت‌کشی و فرسایش” ادامه می‌دهد.

برای دستیابی به صلح پایدار، راهبردی ترکیبی از دیپلماسی و فشار ضروری است. بدون تهدیدهای معتبر – شامل ارسال تسلیحات سنگین به اوکراین و تحریم‌های اقتصادی مؤثر علیه روسیه – پوتین انگیزه‌ای برای پذیرش سازش‌های واقعی نخواهد داشت.

مذاکرات استانبول، صرف‌نظر از نتیجه آن، نقطه عطفی در روند دیپلماتیک پایان دادن به جنگ خواهد بود. اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، ترامپ می‌تواند اعتبار آن را به نام خود ثبت کند، چرا که آغازگر این روند بوده است. اما اگر مذاکرات شکست بخورد، باز هم واکنش ترامپ – از جمله احتمال افزایش ارسال تسلیحات، فشار به کی‌یف یا حتی خروج از حمایت از مذاکرات – مسیر جنگ را تعیین خواهد کرد.

اروپا، با تحریم‌های ناکارآمد، منابع تمام‌شده، پیشنهادهای توخالی و اصرار بر پرهیز از مذاکره مستقیم با مسکو، هیچ مسیر مستقلی برای خود تعیین نکرده است. تا زمانی که یک راهبرد هماهنگ و مؤثر میان آمریکا و اروپا شکل نگیرد، روسیه می‌تواند از شکاف میان متحدان غربی به نفع خود بهره ببرد و به سیاست وقت‌کشی ادامه دهد. این امر، دستیابی به صلح پایدار در اوکراین را دشوارتر و طولانی‌تر خواهد کرد.

در نهایت، مسیر صلح از گذرگاه فشار بر پوتین می‌گذرد – فشاری واقعی که او را به پذیرش راه‌حلی عادلانه و پایدار مجبور کند. بدون چنین فشاری، هرگونه مذاکره یا توافق، صرفاً مقطعی و شکننده خواهد بود

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا