در نقد فمینیسم آرمانگرا در ایران در سالهای اخیر، بخشی از گفتمان فمینیستی در ایران بیش از آنکه بر شناخت واقعیتهای اجتماعی و محدودیتهای نهادی متمرکز باشد، بر آرزوها و ایده آلهایی بنا شده است که در چارچوب جامعه موجود نه تحققپذیرند و نه پایدار. فمینیسم ایرانی، اگر بخواهد از چرخهی سرخوردگیهای نمادین رها شود، باید از آرمانگرایی انتزاعی فاصله بگیرد و درک خود را از «قدرت»، «نهاد» و «امکان» بازسازی کند. در غیر این صورت، همانند بسیاری از جنبشهای ایدئولوژیک پیشین، در تکرار خشم و شکست گرفتار خواهد شد.