تحولات سال ۲۰۲۵ را نمیتوان بهمثابه مجموعهای از رویدادهای مجزا و واکنشی در سیاست بینالملل تحلیل کرد. آنچه در حال شکلگیری است، نشانههای یک بازآرایی تدریجی در نظم جهانی است که در آن، توان رهبری ایالات متحده با چالشهایی ساختاری و همزمان، در سطوح داخلی و خارجی مواجه شده است. تجربه تاریخی نشان میدهد افول قدرتهای مسلّط، اغلب نه با شکستهای آشکار، بلکه با فرسایش تدریجی ظرفیت اجماعسازی؛ کاهش توان انطباق راهبردی؛ و از دست رفتن قدرت روایتسازی آغاز میشود.
ایالات متحده امروز در موقعیتی قرار دارد که از یکسو، با افزایش استقلال راهبردی بازیگران جنوب جهانی مواجه است و از سوی دیگر، در داخل با تشدید قطبیسازی سیاسی و تضعیف انسجام نهادی دستوپنجه نرم میکند. این دو روند، بهجای خنثیسازی یکدیگر، بهطور فزایندهای همافزا شدهاند و دامنه مانور سیاست خارجی آمریکا را محدود کردهاند. در چنین بستری، غرب آسیا و بهویژه پویشهای مرتبط با محور مقاومت، به یکی از اصلیترین میدانهای آزمون این محدودیت راهبردی تبدیل شدهاند.