بحران هستهای ایران و تقسیمات سیاسی داخلی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بحران هستهای ایران و تقسیمات سیاسی داخلی» نوشته شهرام اکبرزاده در ریسپانسیبل استیت کرفت (Responsible Statecraft) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که چگونه اختلافات میان جناحهای سیاسی ایران در مواجهه با فشارهای بینالمللی بر برنامه هستهای و پیامدهای احتمالی بازگشت تحریمها تأثیر میگذارد و تلاشها برای رسیدن به راهکارهای دیپلماتیک با ملاحظات داخلی و بینالمللی سنجیده میشود. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
ایران با چالش جدی در عرصه برنامه هستهای خود مواجه است که همزمان فشارهای بینالمللی و اختلافات داخلی را مدیریت میکند. در پی تصمیم تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) برای فعالکردن سازوکار بازگشت تحریمها، تهران با ضربالاجل ۳۰روزهای روبهرو شد که در صورت عدم پیشرفت در دیپلماسی هستهای، تحریمهای پیش از سال ۲۰۱۵ سازمان ملل بازمیگردند. این تصمیم پس از حملات اسرائیل و ایالات متحده به تأسیسات هستهای و ترور مقامات سپاه پاسداران و دانشمندان هستهای، حساسیت اوضاع را افزایش داده است.
جناحهای داخلی ایران در مواجهه با این فشارها مواضع متفاوتی اتخاذ کردهاند. جناح اصلاحطلب با گرایش به تعامل واقعگرایانه بر این باور است که تقابل مستقیم با آمریکا به نفع کشور نیست و مذاکره برای محدودکردن خسارتهای اقتصادی ضروری است. در مقابل، جریان تندرو با محوریت ]روزنامه[ کیهان و سپاه پاسداران، بر ادامه مسیر هستهای و استفاده از تهدیدهای منطقهای تأکید دارد و هرگونه مصالحه را تهدیدی برای حاکمیت ملی میداند.
رهبر ایران بر توازن میان این دو جریان نظارت دارد و تلاش میکند ضمن جلوگیری از تسلیمشدن، استفاده از رویکردهای واقعگرایانه را نیز ممکن سازد. حمایت از برخی ابتکارات اصلاحطلبانه در چارچوب اصطلاحاً «نرمش انقلابی قهرمانانه» نمونهای از این مدیریت تعادلی است.
عوامل خارجی نیز شرایط را پیچیدهتر کردهاند. روسیه و چین با تصمیم اروپاییها مخالف هستند، اما توانایی جلوگیری از بازگشت تحریمها را ندارند و تنها میتوانند اجرای آن را نادیده بگیرند که اثر اقتصادی آن را کاهش میدهد. با این حال، نبود دسترسی ایران به بازارها و بانکهای جهانی تأثیر منفی جدی بر اقتصاد دارد و حتی حمایتهای روسی و چینی نمیتواند جایگزین آن شود.
فشار اسرائیل و ایالات متحده نیز ادامه دارد. اسرائیل با تأکید بر «فشار حداکثری» و تهدید به حمله مجدد، زمانبندی و واکنش تهران را دنبال میکند. بازگشت تحریمها و احتمال ادامه حملات، ایران را در موقعیت دشواری قرار میدهد که باید بین حفظ حقوق هستهای و کاهش تنشها تعادل برقرار کند.
از سوی دیگر، فشار اقتصادی و خستگی جامعه از تنشهای مداوم، نقش مهمی در تصمیمگیری دارد. اعتراضات محلی و نظرسنجیها نشان میدهد اغلب مردم به ثبات اقتصادی بیش از پیشرفت هستهای اهمیت میدهند و این واقعیت محدودیتهای عملی جناح تندرو را آشکار میسازد.
در چنین شرایطی، تهران نیازمند یافتن راهکاری میانجیگرانه است که ضمن حفظ حق غنیسازی اورانیوم، سطح فعالیتها را محدود کرده و با پذیرش بازرسیهای بینالمللی، اعتماد اروپا را بازگرداند و ریسک حملات بعدی را کاهش دهد. موفقیت در این مسیر نیازمند توازن میان غرور ملی و واقعگرایی دیپلماتیک است که میتواند از فروپاشی اقتصادی و تشدید بحران جلوگیری کند./ منبع