بازیگرانی که این منطقه را امتداد طبیعی عمق راهبردی خود میدانند
رقابت قدرتها جایگاه شاخ آفریقا را بازتعریف میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « بازیگرانی که این منطقه را امتداد طبیعی عمق راهبردی خود میدانند» به قلم عباس عبدالخانی و منتشر شده در دیپلماسی ایرانی، به بررسی دگرگونی جایگاه شاخ آفریقا در نظم جهانی در حال گذار میپردازد و استدلال میکند که این منطقه با اتکاء به موقعیت ژئوپلیتیکی، شریانهای حیاتی تجارت جهانی و رقابت فزاینده بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، از کانونی صرفاً بحرانمحور به فضایی راهبردی برای تلاقی منافع امنیتی و اقتصادی بدل شده است؛ تحولی که مدیریت هوشمندانه آن میتواند آینده توسعه یا بازتولید بیثباتی در منطقه را رقم بزند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
شاخ آفریقا در دهههای گذشته عمدتاً از منظر بحرانهای مزمن، بیثباتی سیاسی و منازعات امنیتی شناخته میشد و همین نگاه محدود موجب کمتوجهی به اهمیت واقعی آن در معادلات جهانی شده بود. با این حال، تحولات نظام بینالملل در قرن بیستویکم و حرکت تدریجی از نظم تکقطبی به نظمی رقابتیتر، جایگاه این منطقه را بهطور بنیادین دگرگون کرده است. شاخ آفریقا امروز نه صرفاً یک کانون بحران، بلکه نقطه تلاقی منافع ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک بازیگران متعدد منطقهای و فرامنطقهای بهشمار میرود و همین پیوند آن را به یکی از حساسترین فضاهای ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده است.
موقعیت جغرافیایی شاخ آفریقا نقش محوری در درک این اهمیت دارد. همجواری با تنگه بابالمندب، این منطقه را در مجاورت یکی از حیاتیترین شریانهای تجارت جهانی قرار داده است؛ مسیری که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند و بخش قابل توجهی از تجارت انرژی و کالا میان آسیا، اروپا و آفریقا از آن عبور میکند. هرگونه اختلال در این مسیر پیامدهایی فراتر از سطح منطقهای دارد و آثار مستقیم جهانی بر جای میگذارد. از این رو، شاخ آفریقا در محاسبات امنیت دریایی قدرتهای بزرگ جایگاهی محوری یافته و به بخشی جداییناپذیر از معادلات ژئواستراتژیک جهانی بدل شده است.
در کنار بُعد امنیتی، مؤلفههای ژئواکونومیک نقش فزایندهای در بازتعریف جایگاه شاخ آفریقا ایفا میکنند. توسعه بنادر، سرمایهگذاری در زیرساختهای لجستیکی، ایجاد مناطق آزاد تجاری و تلاش برای اتصال منطقه به کریدورهای بینالمللی حملونقل، شاخ آفریقا را به حلقهای مهم در زنجیره ارزش جهانی تبدیل کرده است. بنادر جیبوتی، بربره و عصب دیگر صرفاً نقاط ترانزیتی نیستند، بلکه به ابزارهای راهبردی نفوذ اقتصادی و سیاسی بازیگران خارجی بدل شدهاند. در این چارچوب، اقتصاد و امنیت بهطور فزایندهای درهمتنیده شدهاند و تفکیک آنها از یکدیگر امکانپذیر نیست.
این پیوند ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک در رقابت قدرتهای بزرگ نمود آشکاری یافته است. چین با رویکردی ترکیبی، همزمان به سرمایهگذاری گسترده در زیرساختها و حضور نظامی روی آورده و در پی تثبیت جایگاهی پایدار در منطقه است. آمریکا و برخی کشورهای اروپایی نیز با تأکید بر ملاحظات امنیتی و کنترل مسیرهای حیاتی کشتیرانی، تلاش میکنند نفوذ سنتی خود را حفظ کنند. رقابت میان این بازیگران صرفاً به استقرار نیرو یا ایجاد پایگاه نظامی محدود نیست، بلکه آینده تجارت جهانی، قواعد سرمایهگذاری و مسیرهای اتصال آفریقا به اقتصاد بینالملل را نیز دربر میگیرد.
در سطح منطقهای، کشورهای غرب آسیا مانند امارات و عربستان شاخ آفریقا را امتداد طبیعی عمق راهبردی خود تلقی میکنند. سرمایهگذاری در بنادر، مشارکت در پروژههای لجستیکی و ورود به حوزه کشاورزی فراسرزمینی، بخشی از راهبرد آنها برای تضمین امنیت غذایی، کاهش آسیبپذیری زنجیرههای تأمین و افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی است. این روند شاخ آفریقا را به پلی میان غرب آسیا و آفریقا تبدیل کرده و جایگاه آن را در معادلات ژئواکونومیک منطقهای ارتقا داده است.
در سطح داخلی، برخی کشورهای شاخ آفریقا تلاش کردهاند از رقابت فزاینده بازیگران خارجی بهرهبرداری کنند و با تنوعبخشی به شرکای خود و استفاده از موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای توسعهای را تقویت کنند. جیبوتی با میزبانی همزمان چندین پایگاه نظامی خارجی و توسعه زیرساختهای بندری، نقشی فراتر از وزن جغرافیایی خود یافته و اتیوپی نیز با تمرکز بر دسترسی به دریا و ایجاد کریدورهای ترانزیتی در پی تثبیت جایگاهی محوری در منطقه است.
با وجود این فرصتها، وابستگی بیشازحد به سرمایهگذاری خارجی، خطر گرفتارشدن در رقابتهای نیابتی و تداوم ضعف نهادی، مخاطرات جدی برای شاخ آفریقا ایجاد میکند. غلبه منافع امنیتی و اقتصادی بازیگران خارجی بر اولویتهای توسعهای داخلی میتواند این منطقه را بار دیگر به چرخه بیثباتی بازگرداند. آینده شاخ آفریقا به نحوه مدیریت متوازن پیوند ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک وابسته است؛ پیوندی که در صورت هدایت صحیح، امکان انتقال منطقه از حاشیه بحران به مرکز فرصت در ژئوپلیتیک قرن بیستویکم را فراهم میکند./ منبع



