آیا طرح جدید ترامپ برای ایجاد شکاف میان دانشگاهها موفق خواهد شد؟
دولت ترامپ با تغییر رویکرد خود، دانشگاهها را میان پذیرش اصلاحات و مقاومت در برابر سیاستهای جدید قرار داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت پیش رو با عنوان «آیا طرح جدید ترامپ برای ایجاد شکاف میان دانشگاهها موفق خواهد شد؟» نوشته دیوید ویپمن (David Wippman) و گلن سی. آلچولر (Glenn C. Altschuler) در هیل (The Hill) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که تلاشهای جدید وزارت آموزش ایالات متحده تحت رهبری لیندا مکمن برای اعمال فشارهای غیرمستقیم بر دانشگاهها، برخلاف توافقنامه اجباری قبلی، رویکردی تفرقهافکنانه اتخاذ کرده است که با ایجاد طیف متنوعی از واکنشها، انسجام جامعه دانشگاهی را در برابر برنامههای راست افراطی دولت متزلزل میسازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دولت ترامپ پس از ناکامی رویکرد اولیه خود برای وادار کردن دانشگاههای بزرگ به پذیرش مجموعهای از شروط سیاسی و مدیریتی، مسیر جدیدی را برای تعامل با نظام آموزش عالی آمریکا دنبال کرده است. در مرحله نخست، دولت به چند دانشگاه مطرح پیشنهاد داده بود که در صورت پذیرش یک توافقنامه مشخص، از دسترسی مطلوبتری به منابع فدرال برخوردار شوند؛ اما این اقدام با مخالفت گسترده دانشگاهها مواجه شد.
در رویکرد جدید، وزارت آموزش آمریکا به ریاست لیندا مکمن، به جای ارائه یک توافق اجباری، از دانشگاهها خواسته است برنامههای خود را برای رسیدگی به موضوعاتی مانند پذیرش بر اساس شایستگی، تنوع دیدگاهها، جلوگیری از اختلال در فعالیتهای آموزشی، کاهش هزینههای تحصیل، ارتباط آموزش با نیازهای بازار کار، مقابله با افت استانداردهای نمرهدهی و کاهش نفوذ خارجی توضیح دهند. این درخواست که با عنوان «فراخوان ملی اقدام» مطرح شده، از سوی دولت به عنوان دعوتی برای گفتوگو و اصلاحات داوطلبانه معرفی شده است. با این حال، برخی منتقدان معتقدند این سیاست میتواند دانشگاهها را به دو گروه تقسیم کند: مؤسساتی که با اولویتهای دولت همراهی میکنند و مؤسساتی که در برابر آن مقاومت میکنند.
یکی از موضوعات اصلی این بحث، ارتباط احتمالی میان همکاری دانشگاهها با دولت و دسترسی آینده آنها به بودجههای تحقیقاتی فدرال است. مقامهای دولت تاکید کردهاند مشارکت دانشگاهها داوطلبانه است، اما برخی اظهارات درباره احتمال تاثیرگذاری این همکاری بر تصمیمات مربوط به بودجه پژوهشی، نگرانیهایی درباره استقلال دانشگاهها ایجاد کرده است. واکنش دانشگاهها و نهادهای آموزشی نیز متفاوت بوده است. برخی سازمانهای دانشگاهی این رویکرد را فرصتی برای گفتوگو و بررسی مشکلات واقعی آموزش عالی دانستهاند، در حالی که برخی گروههای مدافع آزادی علمی آن را ابزاری برای تضعیف استقلال دانشگاهها و افزایش نفوذ سیاسی دولت ارزیابی کردهاند.
در برخی ایالتها، بهویژه ایالتهایی که دولتهای جمهوریخواه دارند، واکنشها همراهتر بوده است. برای مثال، نظام دانشگاهی کارولینای شمالی از این رویکرد استقبال کرده و دانشگاههای دولتی فلوریدا نیز در نامهای مشترک از این طرح حمایت کردهاند. مقامهای آموزشی فلوریدا همچنین هشدار دادهاند مؤسساتی که پاسخ مناسبی ارائه نکنند، ممکن است با بررسیهای بیشتر یا تغییر در شرایط دریافت حمایتهای دولتی مواجه شوند. این روند نشان میدهد یک درخواست فدرال که در ابتدا ماهیتی داوطلبانه داشت، در برخی مناطق به چارچوبی برای سیاستگذاری ایالتی تبدیل شده است. همزمان، برخی ایالتها قوانینی درباره موضوعاتی مانند تنوع، برنامههای درسی، مدیریت دانشگاهی و اختیارات هیئت علمی تصویب کردهاند.
با وجود اختلافنظرها، موضوعاتی مانند هزینه آموزش، کیفیت علمی، آزادی بیان در دانشگاهها، استانداردهای آموزشی و نفوذ خارجی از مسائل واقعی مورد بحث در نظام آموزش عالی آمریکا هستند. چالش اصلی در ادامه این خواهد بود که دانشگاهها چگونه میان پاسخ به این نگرانیها و حفظ استقلال نهادی خود تعادل برقرار کنند. در نهایت، بحث اصلی پیرامون این سیاست به مرز میان نظارت دولت بر استفاده از منابع عمومی و استقلال دانشگاهها بازمیگردد؛ موضوعی که همچنان یکی از محورهای اصلی مناقشه درباره آینده آموزش عالی آمریکا خواهد بود./ منبع



