یک جمهوریخواه ضدترامپ و یک دموکرات چگونه به دنبال شکست ماگا هستند
دو استراتژیست سیاسی با تمرکز بر رأیدهندگان میانه، مسیر مقابله با ترامپیسم را بررسی میکنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یک جمهوریخواه ضدترامپ و یک دموکرات چگونه به دنبال شکست ماگا هستند (A Never Trumper and a Democrat on Beating MAGA for Good)، نوشته آیزاک آرنسدورف (Isaac Arnsdorf) در نشریه نیویورکر (The New Yorker)، به بررسی دیدگاههای سارا لانگول (Sarah Longwell) و آدام جنتلسون (Adam Jentleson) درباره آینده رقابت سیاسی آمریکا میپردازد؛ این یادداشت بر تلاش دو جریان متفاوت برای شناخت رأیدهندگان نوسانی، بازسازی ائتلافهای سیاسی و یافتن راهبردی برای مقابله با جنبش مگا تمرکز دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دو کتاب تازه درباره آینده سیاست آمریکا، به بررسی یک پرسش مشترک میپردازند: چگونه میتوان ائتلافی سیاسی ساخت که توان رقابت با جنبش مگا و نفوذ دونالد ترامپ را داشته باشد؟ این آثار از دو زاویه متفاوت، اما با نقطه اشتراک مشابه، به مسئله رأیدهندگان مستقل و نوسانی نگاه میکنند؛ گروهی که نه کاملاً خود را لیبرال میدانند و نه محافظهکار، اما در بسیاری از انتخابات نقش تعیینکننده دارند.
بخش بزرگی از رأیدهندگان آمریکایی ترکیبی از دیدگاههای متفاوت دارند. ممکن است فردی همزمان از حقوق مالکیت سلاح حمایت کند و از حق سقط جنین دفاع کند، یا از کنترل مرزها پشتیبانی کند اما نسبت به مهاجران دیدگاه همدلانه داشته باشد. این پیچیدگی باعث میشود تقسیمبندی سنتی میان «چپ» و «راست» همیشه رفتار سیاسی آنان را توضیح ندهد.
تحلیل ارائهشده درباره انتخابات ۲۰۲۴ نشان میدهد که ترامپ توانست بخشی از این رأیدهندگان را با تمرکز بر موضوعاتی مانند اقتصاد، امنیت مرزی، نظم عمومی و هزینههای زندگی جذب کند. او همچنین برخی موضوعات سنتی دموکراتها مانند حمایت از کارگران و مقابله با نفوذ شرکتهای بزرگ را در گفتمان جمهوریخواهان وارد کرد. در مقابل، دموکراتها با چالش تعریف هویت سیاسی خود و ایجاد پیام قابلقبول برای رأیدهندگان خارج از پایگاه سنتیشان روبهرو شدند.
سارا لانگول، استراتژیست جمهوریخواه مخالف ترامپ، بر اساس تحقیقات میدانی و گروههای متمرکز، معتقد است بسیاری از رأیدهندگان ترامپ الزاماً ایدئولوگهای سرسخت نیستند، بلکه میان ارزشهای مختلف خود در حال تعادل هستند. از نگاه او، بسیاری از مردم همزمان خواهان امنیت و کنترل بیشتر هستند، اما لزوماً به دنبال سیاستهای خشن نیستند. او معتقد است جریان رقیب ترامپ باید بتواند نگرانیهای واقعی مردم را به رسمیت بشناسد و در عین حال راهحلهایی متفاوت ارائه دهد.
لانگول همچنین تأکید میکند که موضوعات اقتصادی و امنیتی برای بسیاری از رأیدهندگان اهمیت بیشتری از مسائل فرهنگی دارند. او پیشنهاد میکند سیاستمداران دموکرات بیشتر درباره هزینه زندگی، اشتغال و امنیت اقتصادی صحبت کنند و از پیامهایی استفاده کنند که با تجربه روزمره مردم ارتباط مستقیم دارد.
در سوی دیگر، آدام جنتلسون، استراتژیست دموکرات، استدلال میکند که حزب دموکرات برای موفقیت نیازمند نامزدهایی با مواضع متنوعتر است. او معتقد است پیروی کامل از خط حزبی میتواند باعث فاصله گرفتن سیاستمداران از رأیدهندگان شود. به باور او، چهرههایی که برخی مواضع متفاوت از جریان اصلی حزب دارند، میتوانند ارتباط بیشتری با گروههای مختلف اجتماعی برقرار کنند.
جنتلسون در کتاب خود بر مفهوم ایجاد یک «ائتلاف اکثریت بزرگ» تأکید میکند؛ ائتلافی که بتواند علاوه بر پایگاه سنتی دموکراتها، بخشی از رأیدهندگان مستقل و حتی برخی محافظهکاران سابق را نیز جذب کند. او با اشاره به دورههایی از تاریخ آمریکا، مانند دوران فرانکلین روزولت و لیندون جانسون، نشان میدهد که موفقیت سیاسی اغلب نیازمند سازش و ایجاد ائتلافهای گسترده بوده است.
با این حال، تجربه چند دهه اخیر نشان میدهد که ساخت چنین ائتلافهایی در شرایط قطبیشدن سیاسی دشوارتر شده است. کاهش تعداد سناتورها و سیاستمدارانی که در ایالتهای متعلق به حزب رقیب پیروز میشوند، نشانهای از عمیقتر شدن شکاف حزبی تلقی شده است.
در مجموع، این بحث بر یک چالش اساسی در سیاست آمریکا تمرکز دارد: چگونه میتوان میان پایبندی به ارزشهای حزبی و پاسخگویی به نگرانیهای رأیدهندگان میانه تعادل برقرار کرد. راهبردهای پیشنهادی متفاوت هستند، اما هر دو دیدگاه بر اهمیت شناخت دقیقتر افکار عمومی و ایجاد پیامهایی تأکید دارند که فراتر از مرزبندیهای سنتی سیاسی باشد./ منبع