آفریقااقتصاد و تجارتخارجی

گسترش بریکس: پاسخ تطبیقی یا بازسازی پیش‌دستانه حکمرانی جهانی؟

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «گسترش بریکس: پاسخ تطبیقی یا بازسازی پیش‌دستانه حکمرانی جهانی؟» نوشته‌ی گوستاوو د کاروالیو (Gustavo de Carvalho) و جایمال آناند (Jaimal Anand) در موسسه امور بین‌الملل آفریقای جنوبی (South African Institute of International Affairs) منتشر شده است. تحلیلگران با بررسی چارچوب نظری «چندگانگی» آمیتاو آچاریا و «قدرت ساختاری» سوزان استرنج، به بررسی ابعاد و پیامدهای گسترش اخیر بریکس می‌پردازند و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا این تحول به معنای بازسازی فعال نظم حکمرانی جهانی است یا بیشتر واکنشی انطباقی به محدودیت‌های موجود در ساختار قدرت بین‌المللی است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


گروه بریکس که نخست با مشارکت برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی شکل گرفت، در سال‌های اخیر شاهد تحولی بنیادین بوده است. این تحول در بستر دگرگونی‌های عمیق اقتصاد سیاسی جهانی رخ داده و منعکس‌کننده حرکت از نظامی تک‌قطبی به نظمی پراکنده‌تر و غیرمتمرکز است. قدرت‌گیری کشورهای نوظهور و تلاش آنان برای به چالش‌کشیدن برتری نهادهای غرب‌محور، بریکس را به بستری مهم برای همکاری اقتصادی، نوآوری‌های مالی و کنشگری مشترک دیپلماتیک بدل کرده است.

این گذار سبب شده بریکس از یک چارچوب صرفاً اقتصادی به یک نهاد ژئوپولیتیک‌تر ارتقا یابد. در نتیجه، گسترش اخیر آن نشانه‌ای از عزم جدی‌تر برای اثرگذاری بر حکمرانی جهانی به‌شمار می‌رود. از اجلاس ژوهانسبورگ ۲۰۲۳ تا ریاست برزیل در سال ۲۰۲۵، پنج کشور مصر، اتیوپی، اندونزی، ایران و امارات به بریکس پیوستند. این گسترش نه‌تنها دامنه جغرافیایی این بلوک را توسعه داده، بلکه ظرفیت‌های جمعیتی، اقتصادی و منابعی آن را نیز افزایش داده و موقعیت آن را در نظام بین‌الملل تقویت کرده است.

افزوده شدن این کشورها جایگاه بریکس را به‌عنوان یک بستر توانمندتر برای همکاری‌های بیشتر اقتصادی مستحکم کرده و آن را به وزنه‌ای در برابر ساختارهای حکمرانی جهانی بدل کرده که از نگاه اعضا، به‌قدر کافی فراگیر یا عادلانه نیستند. بدین ترتیب، بلوک بریکس در نقطه عطفی قرار دارد که می‌تواند مسیر آینده حکمرانی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، دو پرسش اساسی همچنان پابرجاست. نخست آنکه آیا بریکس توانایی دارد که به‌طور فعال دست به بازسازی حکمرانی جهانی بزند و جایگزین‌های کارآمدی برای نظم موجود ایجاد کند؟ یا اینکه این گروه صرفاً در حال نشان‌دادن واکنشی انطباقی است، به این معنا که قصد کنارزدن کامل نظم موجود را ندارد و ترجیح می‌دهد در همان چارچوب فعالیت کند، اما همزمان با اعمال اصلاحات تدریجی به‌دنبال افزایش نفوذ و قدرت خود باشد؟

در مجموع، گسترش بریکس را می‌توان نقطه‌ای حساس در تحول نظم بین‌الملل دانست. این تغییر هم ظرفیت‌هایی برای بازتعریف قواعد و نهادهای جهانی به سود قدرت‌های نوظهور فراهم می‌کند و هم نشانه‌ای از تلاش برای سازگاری با محدودیت‌های ساختار قدرت کنونی است. آنچه آینده بریکس را تعیین خواهد کرد، میزان توانایی آن در تبدیل ظرفیت‌های اقتصادی و جمعیتی تازه به نفوذ نهادی و سیاسی واقعی است؛ مسیری که مشخص خواهد کرد این گروه نهادی بازسازنده نظم جهانی خواهد شد یا بازیگری تطبیقی در همان چارچوب موجود خواهند ماند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا