آفریقاامنیت و دفاعخارجی

راهبرد روسیه در لیبی؛ تهدیدی برای اروپا

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «راهبرد روسیه در لیبی؛ تهدیدی برای اروپا» نوشته طارق مگیریسی (Tarek Megerisi)، منتشرشده در پراجکت سیندیکت (Project Syndicate)، به بررسی حضور فزاینده روسیه در لیبی و تبدیل این کشور به پایگاهی راهبردی برای گسترش نفوذ در آفریقا و بی‌ثبات‌سازی اروپا می‌پردازد. این یادداشت بر تهدیدات نظامی، اقتصادی و مهاجرتی ناشی از همکاری روسیه با خلیفه حفتر (فرمانده نظامی لیبی) و ضرورت اقدام فوری اروپا تاکید دارد. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را می‌خوانید.


لیبی، در میان بی‌ثباتی گسترده غرب‌آسیا و شمال آفریقا، به موضوعی کلیدی در گفت‌وگوهای سطح بالای اروپا تبدیل شده است. جلسات اخیر شورای امور خارجی اتحادیه اروپا و دیدار امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، با جورجا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، نشان‌دهنده توجه دوباره به این کشور است که مدت‌ها به‌عنوان یکی از ناکامی‌های سیاست خارجی غرب، کنار عراق و افغانستان، به حاشیه رانده شده بود. اما حضور روزافزون روسیه در لیبی زنگ خطر را برای سیاست‌گذاران اروپایی به صدا درآورده است. ملونی هشدار داده که ممکن است به‌زودی موشک‌های روسی در چند صد مایلی سواحل جنوبی اروپا مستقر شوند و لیبی را به جبهه‌ای جدید در جنگ ولادیمیر پوتین علیه غرب تبدیل کنند.

از سال ۲۰۲۰، روسیه به‌طور منظم و سازمان‌یافته، شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی در لیبی ایجاد کرده و این کشور را به پایگاهی راهبردی برای گسترش نفوذ خود در آفریقا، ایجاد اتحادهای دیپلماتیک جدید و کنترل مسیرهای قاچاق برای بی‌ثبات‌سازی اروپا تبدیل نموده است. این عملیات، که تحلیل‌گران اطلاعاتی آن را مؤثرترین کارزار نفوذ خارجی پوتین می‌دانند، به روسیه امکان داده تا از پایگاه‌های هوایی لیبی برای حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع سودان در جنگ داخلی این کشور و تداوم سلطه وحشت‌آفرین خود در جمهوری آفریقای مرکزی استفاده کند. همچنین، حضور نظامی روسیه در لیبی نفوذ این کشور را در منطقه ساحل، شامل نیجر، مالی و بورکینافاسو، تقویت کرده است. این سه کشور، که از مجمع اقتصادی کشورهای غرب آفریقا (ECOWAS) جدا شده و اتحاد کشورهای ساحل را تشکیل داده‌اند، تحت تأثیر تبلیغات ضدغربی روسیه قرار گرفته‌اند. این تبلیغات با تحریک احساسات ضدغربی، خروج نیروهای فرانسوی و دیگر نیروهای اروپایی را تسریع نموده و روسیه را به‌عنوان جایگزین امنیتی معرفی کرده است.

با این حال، کمک‌های امنیتی روسیه در این مناطق اغلب ضعیف و زیان‌بار بوده و به افزایش خشونت‌های جهادی و فعالیت‌های تروریستی منجر شده که صدمات سنگینی به مزدوران روس وارد کرده است. علاوه بر این، روسیه از طریق شبکه‌های غیررسمی، به غارت منابع دولتی و قاچاق پرداخته و به نخبگان حاکم، به‌ویژه خانواده حفتر در لیبی، سودهای کلانی رسانده است. خلیفه حفتر، فرمانده خودخوانده ارتش ملی لیبی، بدون مشروعیت قانونی، با حمایت روسیه بر شرق و جنوب لیبی تسلط دارد. خانواده حفتر از پایگاه‌های روسی نه‌تنها برای ورود تسلیحات، بلکه جهت استخراج ثروت استفاده کرده‌اند. در سال ۲۰۲۲، پس از حمله روسیه به اوکراین، کرملین با هماهنگی حفتر، صنعت نفت لیبی را مختل کرد تا قیمت‌های جهانی نفت افزایش یابد. همچنین، بخش نفت لیبی به کانالی برای قاچاق سوخت تحریم‌شده روسیه به اروپا یا حمایت از دیگر متحدان آفریقایی این کشور تبدیل شد که زیان‌های مالی هنگفتی به دولت‌های اروپایی وارد کرد.

روسیه از اتحاد با خانواده حفتر برای ایجاد زیرساخت‌های جنایی گسترده‌ای بهره برده که به قاچاقچیان مواد مخدر، اسلحه و انسان اجاره داده می‌شود. این شبکه‌ها به روسیه امکان داده تا مهاجرت را به‌عنوان سلاحی علیه اروپا به کار گیرد، در حالی که مشروعیت حفترها را تقویت و اختلافات سیاسی در اروپا را تشدید کرده است. حفترها، با هدف گسترش عملیات قاچاق خود به سطح منطقه‌ای، توافق‌هایی با کشورهای همسایه امضا کرده‌اند. این اتحاد با حفترها به محور راهبرد جدید سیاست خارجی روسیه، موسوم به «دکترین کاراگانف»، تبدیل شده است. این دکترین، روسیه را به‌عنوان یک نیروی ضداستعماری معرفی می‌کند که با بسیج کشورهای غیرغربی علیه غرب، به‌دنبال دموکراتیک‌کردن نظم جهانی است. با این حال، این پروژه به‌طور متناقضی بر جنایات جنگی، کودتاها و استخراج ثروت آفریقا برای منافع نخبگان روس استوار است.

در ماه فوریه گذشته، اعضای خانواده حفتر به مینسک سفر کردند و توافقی برای توسعه بندر طبرق امضا نمودند. این توافق، اگرچه ظاهراً با بلاروس بسته شده، اما در واقع به روسیه، کنترل یک بندر مدیترانه‌ای جدید و تقویت متحد وفادارش را می‌دهد. با توجه به موقعیت ژئواستراتژیک و منابع نفتی لیبی، تعجب‌آور نیست که روسیه از این فرصت بهره‌برداری کند، اما دولت‌های اروپایی باید سریعا اقدام نموده و این تهدید را مهار کنند.

اروپا گزینه‌های متعددی برای مقابله دارد. تحریم و مسدود کردن حساب‌های قاچاقچیان روس، هدف قرار دادن شرکت‌های صوری که پروازهای باری به پایگاه‌های روسیه انجام می‌دهند، اعمال صلاحیت جهانی و حمایت از پیگردهای قانونی در دیوان کیفری بین‌المللی، گام‌هایی ساده اما مؤثر برای تضعیف تلاش‌های روسیه در بی‌ثبات‌سازی اروپا هستند. اما اروپا نباید تنها به مهار نفوذ روسیه اکتفا کند و باید جایگزینی معتبر ارائه دهد. حفاظت از صنعت نفت لیبی در برابر بهره‌برداری جنایی، نقطه شروعی مناسب است. مهم‌تر از همه، دولت‌های اروپایی باید به وعده‌های مکرر خود برای تسهیل گذار دموکراتیک لیبی عمل کنند؛ تعهدی که بارها اعلام شده، اما هرگز محقق نشده است.

لیبی به‌عنوان پایگاه اصلی عملیات روسیه در آفریقا، نقشی محوری در راهبرد پوتین برای گسترش نفوذ جهانی و تضعیف اروپا ایفا می‌کند. پایگاه‌های نظامی روسیه در لیبی نه‌تنها از جنگ‌های منطقه‌ای مانند سودان و جمهوری آفریقای مرکزی حمایت می‌کنند، بلکه با تقویت رژیم‌های ناپایدار در ساحل، به اخراج نیروهای اروپایی از این منطقه کمک کرده‌اند. این حضور نظامی، همراه با شبکه‌های قاچاق و غارت منابع، به حفترها و نخبگان روس سودهای کلانی رسانده و در عین حال به بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی در اروپا دامن زده است. اقدامات روسیه در لیبی، از جمله استفاده از مهاجرت به‌عنوان ابزار فشار و قاچاق سوخت تحریم‌شده، هزینه‌های هنگفتی به اقتصادهای اروپایی تحمیل کرده است.

اروپا برای مقابله با این تهدید باید رویکردی دوگانه اتخاذ کند؛ نخست، اقدامات تنبیهی مانند تحریم‌ها و پیگردهای قانونی برای مختل کردن عملیات روسیه و دوم، ارائه جایگزین‌هایی عملی برای کاهش نفوذ کرملین. حمایت از دموکراسی در لیبی و حفاظت از منابع این کشور، به‌ویژه صنعت نفت، می‌تواند از سوءاستفاده بیشتر جلوگیری کند. بدون اقدام فوری، تهدید ناشی از حضور روسیه در لیبی، که در چند صد مایلی سواحل اروپا قرار دارد، تشدید خواهد شد و مهار آن دشوارتر می‌شود. اروپا باید با جدیت و سرعت عمل کند تا از تبدیل لیبی به جبهه‌ای جدید در تقابل با روسیه جلوگیری نماید./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا