بازگشت همه بهسوی آسیاست
قدرتهای جهانی مسیر آسیایی را تقویت میکنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بازگشت همه بهسوی آسیاست» به قلم سید مهدی طالبی و منتشرشده در فرهیختگان، روند فزاینده چرخش قدرت اقتصادی و سیاسی به شرق و نزدیکی تدریجی بازیگران آسیایی را در برابر فشارهای آمریکا توضیح میدهد و نشان میدهد چگونه همزمانی تحرکات چین، هند و دیگر بلوکهای منطقهای در حال تغییر توازن سنتی قدرت است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
همزمانی سفر امانوئل مکرون به چین و سفر ولادیمیر پوتین به هند بیانگر تلاش قدرتهای بزرگ برای تقویت روابط اقتصادی و افزایش ظرفیت مقاومت در برابر فشارهای آمریکا است. این تحرکات در شرایطی رخ میدهد که فرانسه متحد سنتی واشنگتن است و روسیه در دسته رقبای آمریکا قرار میگیرد. افزایش رفتوآمد مقامات اروپایی به چین، عقبنشینیهای نسبی آمریکا در برابر پکن و ناتوانی دولت دونالد ترامپ در مهار هند با وجود تهدیدات اقتصادی و حملات لفظی، مجموعاً نشان میدهد که پس از چرخش اقتصاد جهانی بهسوی آسیا، اکنون قدرت سیاسی نیز با سرعت بیشتری در همان مسیر حرکت میکند. رفتارهای شتابزده و نامتناسب واشنگتن، که در دوره ترامپ تشدید شده، نقش کاتالیزور داشته و روندهای جاری را تسریع کرده است؛ اقدامی که اگر هدف آن کاهش آهنگ افول نسبی آمریکا بود، در عمل به تقویت آن انجامیده است.
در این وضعیت جدید چند نکته اساسی قابل توجه است. نخست آنکه چین و هند بهعنوان بزرگترین کشورهای آسیایی در معرض فشارهای جدی از سوی واشنگتن قرار دارند اما برخلاف انتظار آمریکا در جهتی متفاوت حرکت میکنند. رژه نظامی گسترده چین با حضور متحدان، درگیری لفظی ترامپ با نارندرا مودی، نزدیکی دهلینو به پکن و استقبال هند از پوتین، همگی نشانه تغییر معادلات و فاصلهگیری این قدرتها از خواستههای آمریکا تلقی میشود. دوم آنکه مناطق مهمی همچون آسهآن، مجموعه ژاپن-کرهجنوبی-تایوان، شورای همکاری خلیج فارس و آسیای میانه نیز به کانون توجه تبدیل شدهاند. آمریکا با وجود نفوذ تاریخی در این مناطق تلاش دارد حضور خود را تعمیق کند، تلاشی که از نگرانی نسبت به تغییر موازنه قدرت ناشی میشود.
سوم آنکه نیمه شرقی آسیا به نقطه ثقل اقتصاد جهان تبدیل شده است. شرق آسیا شامل اقتصادهای قدرتمند چین، ژاپن و کره جنوبی است؛ جنوب شرق آسیا شامل اندونزی، مالزی و ویتنام و جنوب آسیا با محوریت هند در حال نقشآفرینی فزاینده است. ترکیب این مناطق، همراه با آسیای میانه و غرب آسیا، مجموعهای از قدرت اقتصادی بزرگ را شکل داده است. در سال ۲۰۲۲ اقتصاد آسیا به ۳۸ تریلیون دلار رسید، در حالی که اقتصاد آمریکای شمالی ۳۰ تریلیون دلار بود.
چهارم آنکه امید آمریکا برای مدیریت این روند، ایجاد شکاف میان کشورهای آسیایی است تا از شکلگیری یک بلوک واحد جلوگیری کند. واشنگتن بر اختلافات میان چین با هند، ژاپن و کره جنوبی حساب کرده و ائتلاف کواد را برای مهار پکن بنیان گذاشته است، اما همکاری اقتصادی گسترده اعضای این ائتلاف با چین سرعت اثرگذاری آن را کاهش داده است. آسهآن نیز مسیر میانهای در پیش گرفته و تأکید میکند که منافع او اجازه فاصلهگرفتن از پکن را نمیدهد.
پنجم آنکه همکاری میان قدرتهای آسیایی و اوراسیایی در حال افزایش است. چین، روسیه، ایران و کره شمالی در حوزههای اقتصادی، دفاعی و ساختاری همکاریهای خود را گسترش دادهاند. تقویت بریکس، سازمان همکاری شانگهای و توافقهای دوجانبه بخشی از این روند است.
در نهایت افزایش همکاریهای آسیایی پیامدهایی دارد که برای آمریکا زیانبار محسوب میشود. این روند هزینههای نظامی کشورهای منطقه را کاهش داده، امکان سرمایهگذاری بر فناوریهای جدید را افزایش میدهد و از طریق رشد اقتصادی و پروژههای زیرساختی، فاصله آنها را از سیاستهای تفرقهبرانگیز آمریکا بیشتر میکند. همزمان، این همکاریها توان ائتلافسازی واشنگتن را محدود کرده و نظم در حال شکلگیری در آسیا را تقویت میکند./ منبع



