پنجره بسته چین: فشردهسازی راهبردی و خطر بحران
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پنجره بسته چین: فشردهسازی راهبردی و خطر بحران» نوشته رایان ایگی (Ryan Agee) و منتشرشده در مؤسسه پژوهشهای سیاست خارجی (Foreign Policy Research Institute)، به بررسی فشارهای اقتصادی، جمعیتی و سیاسی در چین و تأثیر آن بر تصمیمگیریهای این کشور میپردازد. در این یادداشت هشدار داده میشود که فشارهای داخلی میتواند چین را به سمت بحرانسازی و حتی جنگ سوق دهد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در نشست ۲۰۲۵ شانگریلا دیالوگ، پکن، دریادار ناشناختهای را از دانشگاه ملی دفاع خود به این نشست فرستاد و وزیر دفاع خود را کنار گذاشت. این اقدام بیش از یک بیاحترامی به نشست امنیتی آسیا، سیگنالی از تغییر راهبرد چین بهسوی مقابله بهجای گفتوگو ارسال کرد. چین معمولاً از این اجلاس برای برقراری ارتباط با همسایگان و بیان اهداف راهبردی خود استفاده میکند، اما در این زمان حساس، حزب کمونیست چین ترجیح داد بهجای مدیریت رقابت، بحران ایجاد کند.
این تغییر موضع ناشی از آنچه که میتوان آن را فشردهسازی راهبردی نامید، است؛ وضعیتی که در آن یک کشور با کاهش فضای تصمیمگیری و تسریع در زمانبندی برای اقدام مواجه میشود. برای چین، فشردهسازی بهدلیل همگرایی افت جمعیت، رکود اقتصادی و سختیهای سیاسی به وجود آمده است. این فشارها باعث شده است که چین فرصت دستیابی بههدف «احیای ملی» و تصرف تایوان را در معرض خطر ببیند.
این موقعیت هم تهدیدی برای چین و هم فرصتی برای ایالات متحده بههمراه دارد. تهدید این است که فشردهسازی احتمالا چین را بهسمت تشدید بحران یا حتی جنگ سوق دهد تا مشروعیت نظام را حفظ کند. فرصت موجود این است که با استفاده از بازدارندگی، ایجاد اصطکاک راهبردی و معماری مسیرهای خروج، از هر دو جنگ اختیاری و جنگ ضروری جلوگیری کرد.
فشردهسازی راهبردی بهطور کلی بهفشارهایی اطلاق میشود که یک کشور در مواجهه با محدودیتهای ساختاری و جاهطلبیهای بلندمدت احساس میکند. چین امروز نمونهای از این وضعیت است. کاهش جمعیت، رکود اقتصادی و مشکلات سیاسی بهتدریج پتانسیل این کشور را کاهش میدهد. نرخ باروری چین کمتر از ۱.۱ است و نیروی کار آن بهسرعت کاهش مییابد. همچنین، رکود اقتصادی و بدهیهای فراوان باعث تضعیف جایگاه چین میشود. مشکلات اقتصادی باعث میشود که حزب کمونیست چین نتواند ادعای توانمندی فنی خود را بهاثبات برساند.
در شرایط فشردهسازی، چین با دو گزینه روبرو است: اصلاحات بهتعویق انداختن اقدامات، که مسیر پرخطری است، یا ریسک بحران یا جنگ بهعنوان تنها راه برای شکستن پنجره محدود. در این وضعیت، زمان، به دشمنی برای چین تبدیل میشود. در این دوران، چین بهطور خاص بر دو رکن مشروعیت خود، یعنی رشد اقتصادی و احیای ملی، تکیه کرده است، اما هر دو در حال افول هستند. کاهش جمعیت و رکود اقتصادی، فشارهای مالی و کمبود نیروی کار را بهدنبال دارد. همچنین، چین بهطور فزایندهای بحرانها را بهعنوان تهدیدات خارجی توجیه میکند.
در چنین شرایطی، فشار برای تشدید وضعیت بیشتر میشود. شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، که هیچ گزینه دیگری جز برخورد نهایی نمیبیند، ممکن است بهسمت اقداماتی پرخطر پیش برود تا از فروپاشی حکومت جلوگیری کند. برای مقابله با این وضعیت، ایالات متحده باید از طریق بازدارندگی، ایجاد اصطکاک راهبردی و ارائه مسیرهای خروج، فشار را بر چین وارد کند تا از جنگهای اختیاری و ضروری جلوگیری شود. بازدارندگی باید بهگونهای باشد که هر اقدام پیشدستانه از چین بهعنوان کاری پرهزینه و با احتمال شکست دیده شود. همچنین، با اعمال اصطکاک راهبردی، پیشرفتهای نظامی و اقتصادی چین کند خواهد شد.
در نهایت، ارائه مسیرهای خروج به چین میتواند فرصتی برای کاهش تنشها و حفظ وجهه سیاسی این کشور بدون مواجهه مستقیم فراهم نموده و از تشدید بحران جلوگیری کند./ منبع



