ابعاد توافق هستهای عربستان و پاکستان
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ابعاد توافق هستهای عربستان و پاکستان» به قلم تیم ویلازی (Tim Willasey) در اندیشکده روسی (Royal United Services Institute) منتشر شده است. بررسی ابعاد پنهان و آشکار توافق دفاع متقابل میان ریاض و اسلامآباد نشان میدهد که هرچند این پیمان بر سابقهای قدیمی استوار است، اما انگیزهها و پیامدهای کنونی آن برای دو طرف کاملاً متفاوت بوده و در عین حال مملو از محدودیتها و ملاحظات سیاسی است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
توافق دفاع متقابل میان عربستان و پاکستان در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما پیچیدگیهای بسیاری دارد. حمله اسرائیل به ساختمانی متعلق به حماس در دوحه در روز ۹ سپتامبر بهانهای مناسب برای دو کشور فراهم آورد تا توافق هستهای پیشتر پنهان خود را علنی کنند. سعودیها با معرفی این اقدام بهعنوان پاسخی به تجاوز اسرائیل توانستند حساسیت پاکستان نسبت به ایران را کاهش دهند، در حالیکه پاکستان که پس از عملیات «سندور» هند در ماه می در موقعیتی دشوار قرار گرفته بود، توانست با این توافق نوعی بازدارندگی در برابر حملات آتی دهلینو ایجاد کند. با وجود این، دلایلی جدی وجود دارد که نشان میدهد نباید اتکای بیش از حدی به این پیمان داشت.
این توافق در روز ۱۷ سپتامبر توسط محمد بن سلمان و شهباز شریف امضا شد و در حقیقت احیای یک توافق محرمانه قدیمی اما با انگیزههای کاملاً جدید است. سابقه این همکاری به دهه ۱۹۹۰ بازمیگردد؛ زمانی که عربستان از برنامه هستهای پاکستان حمایت مالی میکرد و اسلامآباد نیز در مقابل نیروهایی را برای دفاع از مکه و مدینه اعزام میکرد. این روابط باعث شد سعودیها از نواز شریف درخواست کنند در صورت نیاز به سلاحهای هستهای دسترسی یابند. هرچند توافق همواره در هالهای از ابهام بود، اما گزارشهایی از جمله یادداشت مارک اوربان در بیبیسی در سال ۲۰۱۳ حاکی از آن بود که در مواقع بحرانی هواپیماهای پاکستانی مجهز به سلاح هستهای در اختیار ریاض قرار میگیرد.
با وجود این، دغدغه اصلی پاکستان همواره احتمال استفاده عربستان از این توانایی علیه ایران بود؛ کشوری که هممذهب بخش بزرگی از جامعه شیعه پاکستان است. در سال ۲۰۱۵، زمانی که نواز شریف درخواست عربستان برای مشارکت در جنگ یمن علیه حوثیها را رد کرد، روابط دو کشور بهشدت سرد شد. سعودیها این تصمیم را نوعی بیوفایی تلقی کردند، بهویژه آنکه خود در دوران تبعید نواز از او حمایت کرده بودند. حتی زمانی که عمران خان پس از لغو ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند در سال ۲۰۱۹ از ریاض کمک خواست، پاسخی دریافت نکرد.
احیای توافق اخیر ناشی از بازگشت خاندان شریف به قدرت و همچنین حمله اسرائیل به قطر است. هرچند ریاض با حماس و اخوانالمسلمین همدلی ندارد و روابطی پرتنش با دوحه دارد، اما نگرانی اصلیاش همچنان ایران است. تجربه حمله پهپادی گسترده ایران به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ و حمله آمریکا به مراکز هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ نشان داد که سعودیها همچنان به برنامه هستهای تهران بدبیناند. از سوی دیگر، شکست دفاعی پاکستان در برابر حملات موشکی گسترده هند در ماه می ۲۰۲۵، اسلامآباد را به سمت بازنگری در ساختار امنیتیاش سوق داد و توافق با عربستان بخشی از این روند شد.
با وجود این، محدودیتها همچنان پابرجاست. عربستان روابط گستردهای با هند دارد و بهسادگی حاضر نیست آنها را قربانی کند. ارزش واقعی توافق بیشتر در ایجاد پیچیدگی محاسباتی برای هند است تا دهلینو در حملات بعدی جانب احتیاط را رعایت کند، نه در انتظار اعزام مستقیم نیرو یا تجهیزات سعودی. همچنین پاکستان به دلیل نگرانیهای داخلی و مذهبی خود بعید است اجازه استفاده عربستان از توان هستهای علیه ایران را بدهد. برای ریاض نیز این پیمان جایگزین توسعه برنامه مستقل هستهایاش نیست.
در نهایت، این توافق اسلامآباد را در معرض توجه و تهدیدهای اسرائیل قرار داده است. احتمال حملات سایبری و تلاش برای برهمزدن زنجیره تأمین هستهای پاکستان از سوی تلآویو جدی است. بنابراین، هرچند این توافق به ظاهر موقعیتی بازدارنده ایجاد کرده، اما شکنندگی و محدودیتهای آن، آیندهاش را مبهم و وابسته به تحولات منطقهای کرده است./ منبع


