آسیاآمریکااروپااقتصاد و تجارتخارجی

آیا جهانی‌سازی یک شکست بزرگ است؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا جهانی‌سازی یک شکست بزرگ است؟» به قلم کیت جانسون (Keith Johnson) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی سه دهه تجربه اقتصادی و سیاسی آمریکا نشان می‌دهد که جهانی‌سازی، اگرچه منافع گسترده‌ای برای اقتصادهای جهان به همراه داشته، اما نتوانسته است توزیع عادلانه‌ای از این منافع ارائه دهد و آسیب‌های جدی به برخی جوامع کارگری وارد کرد. تحلیل روندها و تصمیمات سیاست‌گذاران نشان می‌دهد که چالش‌های اقتصادی و امنیتی آینده نیازمند بازنگری در سیاست‌های تجارت و تولید است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


جهان پس از جنگ سرد با امید به جهانی‌سازی برای رشد، رفاه و صلح روبه‌رو شد، اما این فرآیند در عمل موجب جابه‌جایی، تفرقه و سیاست‌های قطبی شد. شروع شوک چین و افزایش صادرات ارزان‌قیمت در حدود دو دهه پیش، بسیاری از جوامع کارگری را دچار بحران کرد و فشار بر بهره‌وری و سودآوری شرکت‌ها، آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین جهانی، مالی‌سازی اقتصاد، بحران مالی سال ۲۰۰۸، همه‌گیری و جنگ‌ها به‌ویژه در شرق اروپا و غرب آسیا، جهانی‌سازی را از مسیر اصلی خود خارج کرد. نگرانی‌های اولیه درباره آسیب به کارگران آمریکا و تبدیل ادغام اقتصادی به بازی دو سر باخت، اکنون در بیشتر محافل واشنگتن به عقل سلیم تبدیل شده است و تفاوت زیادی بین سیاست اقتصادی دونالد ترامپ و جو بایدن دیده نمی‌شود، جز شدت بیشتر ترامپ در کنارگذاشتن آموزه‌های قدیمی.

کتاب مورد بحث در این یادداشت، تاریخچه‌ای از سه دهه اخیر اقتصاد و سیاست آمریکا ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه تلاش‌های کلینتون برای ادغام چین در نظام اقتصادی جهانی، عضویت این کشور در سازمان تجارت جهانی و اعتراضات گسترده، از جمله اعتراضات سیاتل، با اثرات مخرب بر جوامع کوچک صنعتی همراه شد. این روایت شامل حضور سیاست‌گذاران، قانون‌گذاران، فعالان، سرمایه‌گذاران و مدیران شرکت‌ها است تا نشان دهد جهانی‌سازی چگونه از مسیر خود خارج شد. شخصیت‌های برجسته‌ای مانند فعال تجارت منصفانه، لوری والاچ و سرمایه‌گذار باتجربه تیم دراپر، نمونه‌هایی از شک و تردید نسبت به جهانی‌سازی را نشان می‌دهند.

دهه ۱۹۹۰ با اعتقاد به منافع اقتصادی و سیاسی تجارت آزاد با چین، کانادا و مکزیک آغاز شد، اما این باور در سال‌های اخیر در واشنگتن به چالش کشیده شد. افزایش تولید صنعتی چین و بحران مالی جهانی باعث شد مزایای جهانی‌سازی نتواند به‌طور یکنواخت توزیع شود و بسیاری از مناطق صنعتی آمریکا و کشورهای توسعه‌یافته، به‌شدت آسیب دیدند. با این حال، میلیاردها نفر در سایر نقاط جهان، از جمله چین، از کاهش فقر و افزایش استاندارد زندگی بهره‌مند شدند و تجارت جهانی کالا، خدمات و جریان‌های مالی پس از جنگ سرد به رشد اقتصادی آن‌ها کمک کرد.

تحولات اخیر سیاسی آمریکا، از جمله روی کار آمدن ترامپ و گرایش بایدن به شک و تردید نسبت به تجارت، نشان می‌دهد که سیاست‌گذاران با چالش بازنگری در روند جهانی‌سازی مواجه هستند. سیاست‌های امنیتی ملی، از جمله حفاظت از فناوری‌های حیاتی و استفاده از تعرفه‌ها برای بازسازی صنایع مهم، در حال اولویت‌یابی بر کارایی اقتصادی هستند. با این حال، دلایل اصلی نارضایتی از جهانی‌سازی، توزیع نابرابر مزایا و فقدان توانایی دولت‌ها در حمایت از آسیب‌دیدگان بوده است.

با وجود بازتاب منفی در برخی مناطق، تجارت جهانی هنوز به سطح پیش از همه‌گیری رسیده و یا بالاتر است و اتحادیه اروپا همچنان به جهانی‌سازی گرایش دارد، هرچند مراقب سرمایه‌گذاری‌های چینی و ورود کالاهای ارزان‌قیمت است. تجربه متفاوت کشورهای مختلف، از شکست بخش‌های صنعتی در آمریکا تا بهبود شرایط اقتصادی میلیاردها نفر در سایر نقاط جهان، نشان می‌دهد که جهانی‌سازی کامل شکست نخورده است و بازنگری‌های آینده باید با در نظر گرفتن اثرات اجتماعی و اقتصادی و همچنین چالش‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی و گذار به اقتصاد کم‌کربن، انجام شود. ایمنی شبکه‌های حمایتی اجتماعی هنوز برای مواجهه با تکانه‌های آینده آماده نیست و نیازمند سیاست‌گذاری دقیق برای جلوگیری از تکرار آسیب‌های گذشته است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا