چین چگونه دارد مخاطرات «دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ»را به دنیایی از فرصت تبدیل میکند
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چین چگونه دارد مخاطرات دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ را به دنیایی از فرصت تبدیل میکند» که به قلم رابین هو (Robin Hu) در ساوت چاینا مورنینگ پست (SCMP) منتشر شده است، به تحلیل راهبرد چین برای تبدیل تهدیدات ناشی از سیاستهای دونالد ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش به فرصتهای جهانی میپردازد. نویسنده معتقد است که چین با کاهش وابستگی به غرب، تقویت روابط با جنوب جهانی و تمرکز بر فناوری و خودکفایی، بهدنبال ایجاد نظمی موازی مبتنی بر نفوذ، فناوری و استقلال راهبردی است. در ادامه بهره سخن این مقاله را میخوانید.
۶ ماه پس از آغاز دوره دوم دونالد ترامپ، نظم جهانی وارد دورهای از بیثباتی چندقطبی با اتحادهای بازتنظیمشده، زنجیرههای تامین شکسته و مدلهای توسعه در حال تغییر شده است. سیاست خارجی ترامپ، مبتنی بر «مبارزه و مذاکره»، روابط آمریکا-چین را پرتنش و غیرقابلپیشبینی نگه میدارد، اما چین این بیثباتی را به فرصتی برای تنوعبخشی به شراکتها، کاهش وابستگی به غرب و گسترش نفوذ در جنوب جهانی تبدیل کرده است.
چین خود را بهعنوان شریکی توسعهای در جنوب جهانی معرفی میکند که زیرساخت، بسترهای دیجیتال و تامین مالی را با شرایط بهتر و سرعت بیشتر ارائه میدهد. این رویکرد با اصل احترام متقابل و عدم مداخله، برای دولتهایی که از آزمونهای ایدئولوژیک غرب خستهاند، جذاب است. با این حال، نگرانیهایی درباره پایداری بدهیها و وابستگی بیش از حد به سرمایه چین وجود دارد. موفقیت چین به تاثیر محلی پروژهها و ارزش اقتصادی بلندمدت آنها بستگی دارد. در آسیای جنوب شرقی، چین با راهبرد ابهام آسهآن مواجه است که نیازمند دیپلماسی دقیقتر است.
شکاف روایی بین خودپندارگی چین (قدرتی تمدنی در حال احیا، شریک توسعه و نوآور فناوری) و دیدگاه غرب (قدرتی تجدیدنظرطلب، اقتدارگرا و باجگیر فناوری) مانعی برای تعامل جهانی است. چین برای پرکردن این شکاف به تعامل پایدار نیاز دارد. سه فشار ساختاری، مدل رشد جدید چین را شکل میدهند: ۱) جداسازی فناوری (محدودیتهای آمریکا بر نیمهرساناها، چین را بهسمت خودکفایی در تراشهها و هوش مصنوعی سوق داده است)، ۲) عقبنشینی سرمایه (ریسکهای ژئوپلیتیکی، مصرف داخلی و نوآوری را در اولویت قرار داده است) و ۳) کاهش جمعیت (تمرکز بر خدمات، مراقبت از سالمندان و اتوماسیون).
چین در حال تبدیل تسلط خود بر عناصر کمیاب (هفتاد درصد استخراج و ۹۰ درصد پالایش جهانی) به اهرمی راهبردی در تولید آهنربا، موتورهای خودروهای برقی و بستهبندی تراشههاست؛ مشابه مزیت غرب در تراشههای پیشرفته. چین همچنین در فناوریهای سخت مانند انرژی پایدار (هیدروژن، باتریها)، نوآوریهای بهداشتی (نظارت مبتنی بر هوش مصنوعی)، و دیجیتالیسازی اقتصاد (شهرهای هوشمند، زیرساخت ابری) سرمایهگذاری میکند. این بازتنظیم با نوآوری مالی مانند استار مارکت، سرمایهگذاری خطرپذیر داخلی و هماهنگی بریکس و ابتکار کمربند و جاده پشتیبانی میشود.
بازدید جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، از چین در جولای ۲۰۲۵ و اعلام ازسرگیری صادرات تراشه H20 و عرضه کارتهای گرافیک جدید RTX Pro برای کارخانههای هوشمند، نشاندهنده اهمیت چین در نقشه نوآوری جهانی است. ترامپ رقابت راهبردی را تشدید کرده، اما چین با ایجاد نظمی موازی نشاتگرفته از نفوذ، فناوری و خودمختاری، بهویژه در جنوب جهانی، پاسخ میدهد. برای سرمایهگذاران، آینده نه با ایدئولوژی، که با درک همسویی قدرت، تولید و سیاست تعیین میشود. چین با این رویکرد، نهتنها دوام میآورد، بلکه اهرم خود را در مذاکرات تقویت میکند./ منبع



