محاصره هرمز از سوی ایران، معادلات قدرت انرژی جهان را بازترسیم میکند
تنگه هرمز برای دنیا مهم است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «محاصره هرمز از سوی ایران، معادلات قدرت انرژی جهان را بازترسیم میکند» نوشته الا روزنبرگ (Ella Rosenberg) در مرکز امنیت و امور خارجه اورشلیم(Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs) منتشر شده است. با بررسی پیامدهای انسداد طولانیمدت تنگه هرمز، استدلال میشود که این بحران، آسیبپذیری ساختار انرژی و تجارت جهانی را آشکار کرده و موجب تغییر در مسیرهای انرژی، راهبردهای ژئوپلیتیکی و موازنه قدرت میان بازیگران اصلی اقتصاد جهانی، بهویژه چین و هند، شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
انسداد طولانیمدت تنگه هرمز، نظام جهانی انرژی را با اختلالی گسترده روبهرو کرده و شکنندگی مسیرهای دریایی وابسته به تجارت جهانی را آشکار ساخته است. بحرانی که پیشتر سناریویی کماحتمال تلقی میشد، اکنون به یکی از مهمترین عوامل بیثباتی ژئوپلیتیکی و اقتصادی تبدیل شده و پیامدهای آن فراتر از خلیج فارس، جریان تجارت، قیمت انرژی و آرایشهای راهبردی در مناطق مختلف جهان را تحت تأثیر قرار داده است. این وضعیت نشان داده که بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی جهان همچنان به تعداد محدودی گذرگاه دریایی آسیبپذیر وابسته است.
بیشترین و فوریترین آثار این بحران متوجه دو واردکننده بزرگ انرژی آسیا، یعنی چین و هند شده است. هر دو کشور وابستگی بالایی به نفت خلیج فارس دارند، اما نوع آسیبپذیری آنها متفاوت توصیف میشود. چین با وجود اقتصاد صنعتی گسترده و روابط خارجی متنوع، همچنان به واردات هیدروکربن برای حفظ تولید صنعتی و مصرف داخلی وابسته است. انسداد هرمز دسترسی پکن به نفت خام خلیج فارس را بهشدت کاهش داده، زنجیرههای تأمین را مختل کرده و پالایشگاههای چینی را ناچار ساخته بهدنبال منابع جایگزین باشند. کاهش تجارت انرژی با کشورهای خلیج فارس و محدودیت در واردات رسمی و غیررسمی نفت، فشار سنگینی بر بخش پالایش چین وارد کرده، بهویژه در مناطق صنعتی که به نفت ارزان و پایدار وابسته بودند.
این اختلال پیامدهای کلان اقتصادی نیز برای چین به همراه داشته است. افزایش هزینه انرژی بر تولید صنعتی و رقابتپذیری صادراتی اثر گذاشته و بر اقتصادی که پیشتر نیز با ضعفهای ساختاری روبهرو بود، فشار بیشتری وارد کرده است. همزمان، افزایش قیمت جهانی نفت فشارهای تورمی را تشدید کرده و واردات انرژی را به باری سنگین برای اقتصاد چین تبدیل ساخته است. در واکنش، پکن تلاش برای متنوعسازی زیرساختهای انرژی و کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی را سرعت بخشیده و بر خطوط لوله زمینی از آسیای مرکزی و واردات بیشتر انرژی از روسیه تمرکز کرده است. با این حال، این مسیرهای جایگزین هنوز توان جبران کامل ظرفیت و کارآمدی انتقال دریایی نفت خلیج فارس را ندارند.
وضعیت هند حتی بحرانیتر توصیف میشود، زیرا بیش از چهارپنجم نفت خام این کشور از خارج تأمین میشود و بخش عمده آن وابسته به مسیرهای دریایی است. انسداد هرمز مستقیماً امنیت انرژی هند را تهدید کرده و روابط سنتی این کشور با تولیدکنندگان خلیج فارس را مختل ساخته است. پالایشگاههای هندی اکنون به بازارهای پرنوسان جهانی روی آوردهاند؛ بازاری که رقابت در آن شدت گرفته و به افزایش کسری مالی، کاهش ارزش پول ملی و رشد هزینه سوخت و کود شیمیایی منجر شده است. این مسئله برای هند اهمیت ویژهای دارد، زیرا اقتصاد این کشور برای حفظ رشد کشاورزی، حملونقل و صنعت به انرژی ارزان متکی است.
در پاسخ، هند رویکردی عملگرایانه و انعطافپذیر در پیش گرفته و تلاش کرده منابع وارداتی خود را متنوع کند. افزایش واردات نفت روسیه به بخش مهمی از راهبرد انرژی دهلینو تبدیل شده و توافقهایی با تولیدکنندگان آفریقایی و آمریکای لاتین نیز دنبال شده است. با این حال، مسیرهای جدید هزینههای حملونقل و مشکلات لجستیکی بیشتری دارند و هند را همچنان در برابر نوسانات قیمت و اختلالات حملونقل جهانی آسیبپذیر نگه میدارند.
رقابت فزاینده چین و هند بر سر منابع محدود نفتی خارج از خلیج فارس است. دو کشور اکنون برای دسترسی به نفت آفریقای غربی و حوزه خزر با یکدیگر رقابت میکنند؛ موضوعی که قیمتها را افزایش داده و نوسانات بازار جهانی کالا را تشدید کرده است. این وضعیت همچنین نشاندهنده ضعف سازوکارهای هماهنگی میان اقتصادهای نوظهور، از جمله گروه بریکس و سازمان همکاری شانگهای، در مدیریت بحرانهای شدید انرژی است.
بحران هرمز شکنندگی فرضیات قدیمی درباره جهانیشدن انرژی را آشکار کرده است. مسیرهای دریایی که زمانی شریانهای باثبات تجارت جهانی محسوب میشدند، اکنون به نقاط آسیبپذیر راهبردی تبدیل شدهاند. با تداوم این وضعیت، بازارهای جهانی انرژی بهسمت ساختاری منطقهایتر و کمثباتتر حرکت میکنند؛ ساختاری که در آن امنیت انرژی بیش از گذشته به جایگاه ژئوپلیتیکی، زیرساختهای مقاوم و تنوع مسیرهای تأمین وابسته خواهد بود، نه صرفاً به کارایی بازارهای جهانی./ منبع



