وعدهها و محدودیتهای تعامل فزاینده آمریکا با آسیای مرکزی
رقابت واشنگتن با مسکو و پکن در آسیای مرکزی، میان وعدههای اقتصادی و واقعیتهای جغرافیایی گرفتار شده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای تحلیلی با عنوان «وعدهها و محدودیتهای تعامل فزاینده آمریکا با آسیای مرکزی» به قلم هیئت تحریریه اندیشکده استراتفور (Stratfor) منتشر شده است. این مقاله به تحلیل نشست اخیر سران C5+1 (آمریکا و پنج کشور آسیای مرکزی) در کاخ سفید میپردازد. نویسندگان استدلال میکنند که این تلاش مجدد آمریکا برای رقابت با روسیه و چین از طریق تجارت، مواد معدنی حیاتی و قراردادهای میلیارد دلاری، در کوتاهمدت نفوذ دیپلماتیک آمریکا را تقویت میکند، اما در بلندمدت، جغرافیا، حکمرانی استبدادی و وابستگی ساختاری کشورهای منطقه به زیرساختها و بازارهای روسیه و چین، تأثیر نفوذ آمریکا و استقلال راهبردی آسیای مرکزی را محدود خواهد کرد. موفقیت این راهبرد به توسعه کریدورهای تجاری جایگزین به سمت غرب و جنوب وابسته است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نشست اخیر C5+1 به میزبانی دونالد ترامپ در کاخ سفید (که تنها دومین نشست سطح رهبران آسیای مرکزی از سال ۲۰۱۵ و اولین نشست در واشنگتن بود)، نشاندهنده توجه مجدد آمریکا به آسیای مرکزی پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ است. آمریکا بهدنبال کاهش وابستگی به چین برای مواد معدنی حیاتی (مانند تنگستن و عناصر خاکی کمیاب) است، در حالی که کشورهای آسیای مرکزی (که تقریباً نیمی از خروجی جهانی اورانیوم و ذخایر بزرگ طلا، مس و تنگستن را دارند) بهدنبال متوازنسازی نفوذ فزاینده روسیه و چین هستند. این همپوشانی منافع، منجر به یک بسته سرمایهگذاری بیسابقه شد که شامل تعهد صد میلیارد دلاری ازبکستان برای سرمایهگذاری در آمریکا و قرارداد هفده میلیارد دلاری قزاقستان بود؛ از جمله یک توافق مهم برای سهام ۷۰ درصدی شرکت Cove Capital آمریکا در بزرگترین ذخایر تنگستن توسعهنیافته قزاقستان.
با این حال، نفوذ پایدار آمریکا با محدودیتهای ساختاری شدیدی مواجه است. وابستگی به روسیه عمیق است: قزاقستان ۸۰ درصد نفت خام خود را از خاک روسیه صادر میکند، و حوالههای مالی از روسیه حدود ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی تاجیکستان را تشکیل میدهد. بهطور مشابه، وابستگی اقتصادی به چین نیز افزایش یافته است: چین اکنون تقریباً یکچهارم کل تجارت منطقه را تشکیل میدهد و با سرمایهگذاری در حداقل ۲۵ طرح مواد معدنی حیاتی تحت پروژه «کمربند و جاده»، کنترل مؤثری بر ۷۰ درصد از صادرات مواد معدنی راهبردی منطقه در سال ۲۰۲۴ دارد. این وابستگی ساختاری بدین معناست که رهبران آسیای مرکزی در استقبال از سرمایهگذاری آمریکا، از اتخاذ هر گامی که ریسک تلافی از سوی مسکو یا پکن را داشته باشد، اجتناب میکنند.
علاوه بر این، چالشهای داخلی در منطقه، تحقق قراردادهای آمریکا را دشوار میسازد. عواملی چون جغرافیا (مانند کاهش سطح دریای خزر و فرسایش رودخانهها که ظرفیت بنادر و حمل و نقل را کاهش میدهد)، کمبود مزمن برق (بهویژه در جنوب منطقه که معدنکاری یک صنعت انرژیبر است) و حکمرانی استبدادی (مانند فقدان سازوکارهای شفاف جانشینی و سرکوب جامعه مدنی)، موانع مهمی برای سرمایهگذاری پایدار ایجاد میکنند. اگر آمریکا یک رویکرد صرفاً «معاملهمحور» را حفظ کند، این امر میتواند رقابت درونمنطقهای (بهویژه میان قزاقستان و ازبکستان) را تشدید کرده و مانع از ظهور یک بلوک اقتصادی منسجم منطقهای شود.
تنها راه برای کاهش وابستگی و تضمین موفقیت راهبردی آمریکا، توسعه کریدورهای اتصال مکمل است. این شامل مسیر غربی از طریق مسیر تجاری ترانس-خزر و اتصال آن به «دالان ترامپ» از طریق ارمنستان است، که یک جایگزین تدریجی برای زیرساختهای روسیه و چین فراهم میکند. همچنین، مسیر جنوبی از طریق افغانستان و پاکستان (شامل خطوط راهآهن ترانس-افغان و خط لوله گاز تاپی (TAPI) برای دسترسی به اقیانوس هند حیاتی است. این دالانهای موازی، با وجود چالشهای امنیتی و مالی، گزینههای بیشتری را در اختیار کشورهای آسیای مرکزی قرار داده و گامی ملموس برای یک نظم اوراسیایی متعادلتر برخواهند داشت./ منبع



