محور ریاض-اسلامآباد؛ پیمان دفاعی که شرایط ژئوپولیتیک را تغییر میدهد
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «محور ریاض-اسلامآباد؛ پیمان دفاعی که شرایط ژئوپولیتیک را تغییر میدهد» به قلم سهریش قیوم (Sehrish Qayyum) و منتشرشده در مرکز پژوهشهای راهبردی و معاصر (Center for Strategic and Contemporary Research)، به بررسی این موضوع میپردازد که توافق دفاعی متقابل میان عربستان و پاکستان در ماه سپتامبر ۲۰۲۵، نه تنها روابط دیرینه دو کشور را رسمی میکند، بلکه بازتابی از تزلزل اعتماد ریاض به آمریکا و تلاشی برای ایجاد یک محور بازدارنده نوین در غرب آسیا و جنوب آسیاست. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در روز ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵، دیدار محمدبنسلمان، ولیعهد عربستان و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، به امضای توافق دفاعی متقابل راهبردی انجامید که تغییری بزرگ در معماری امنیتی غربآسیا و آسیای جنوبی را رقم زد. بند اصلی توافق با عبارت «هرگونه تجاوز به یکی از دو کشور، تجاوز به هر دو تلقی میشود» ماهیتی مشابه با ناتو دارد و یک رابطه غیررسمی پیشین را به سطحی نهادی ارتقا میدهد. این پیمان نتیجه سالها مذاکره معرفی شد، اما زمانبندی و پیامدهای آن نشان میدهد که واکنشی به دورانی تازه از بیثباتی منطقهای و کاهش اعتماد ریاض به آمریکا بهعنوان ضامن امنیتی اصلی است. برای عربستان، دوران تکیه صرف بر چتر امنیتی آمریکا که از جنگ جهانی دوم حاکم بود پایانیافته تلقی میشود؛ امری که حمله اسرائیل به رهبری حماس در دوحه در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ و عدم واکنش واشنگتن آن را برجستهتر کرد. ناکامی روند توافقنامههای ابراهیم و تداوم تهدید هستهای ایران نیز ریاض را به سمت متنوعسازی گزینههای امنیتی و بازیابی استقلال راهبردی سوق داده است.
عربستان با تکیه بر پاکستان، تنها قدرت هستهای جهان اسلام، به دنبال ایجاد محوری بازدارنده در برابر تهران و تلآویو است. برای پاکستان نیز این توافق همزمان فرصتی راهبردی و راهی برای مقابله با بحران اقتصادی به شمار میرود. این کشور که از دههها پیش به آموزش بیش از ۸۲۰۰ نیروی سعودی و حتی اعزام ۲۰ هزار سرباز به عربستان پرداخته، اکنون از یک شریک غیررسمی به متحدی حیاتی ارتقا یافته است. ارتش پاکستان با تجربه جنگی خود بازدارندگی معتبری فراهم میکند که نیروهای عربستان فاقد آن هستند. این ارزش نظامی ابزار اصلی چانهزنی اسلامآباد محسوب میشود و در قالب این توافق به رابطهای نهادی تبدیل شده که قدرت نظامی را در ازای حمایت مالی و سرمایهگذاری ارائه میکند.
بعد مهم و بحثبرانگیز این پیمان، بُعد هستهای آن است. هرچند وزیر دفاع پاکستان اعلام کرد سلاحهای هستهای «در دستور کار نیست»، اما مقام سعودی در گفتوگو با رویترز از «توافق دفاعی جامع با دربرگیری همه ابزارهای نظامی» سخن گفت. این ابهام حسابشده، بازدارندگی تازهای ایجاد میکند. عربستان که همواره هشدار داده در صورت هستهای شدن ایران به دنبال بمب خواهد رفت، اکنون یک سپر هستهای بالقوه از طریق پاکستان در اختیار دارد، بیآنکه هزینههای سیاسی و حقوقی توسعه برنامه بومی را بپردازد. تأکید بعدی وزیر دفاع پاکستان مبنی بر دسترسی عربستان به توان هستهای این کشور نشانگر تحولی اساسی در معادلات امنیتی منطقه است.
این پیمان نه فقط بُعد نظامی که حوزه اقتصادی را نیز دربرمیگیرد. بر اساس آن، شورای تسهیل سرمایهگذاری ویژه پاکستان (SIFC) که در ژوئن ۲۰۲۳ ایجاد شد، بستر اصلی همکاری اقتصادی خواهد بود. هیأت تجاری سطح بالای سعودی قرار است با هماهنگی این شورا فرصتهای سرمایهگذاری در حوزههای فناوری، کشاورزی و انرژی را بررسی کند. مدل «دفاع در برابر سرمایهگذاری» موتور محرک این شراکت است که هدف آن همزمان تقویت اقتصاد بحرانزده پاکستان و تضمین امنیت آینده عربستان است.
پیامدهای جهانی این پیمان چشمگیر است. برای آمریکا، نمادی از کاهش نفوذ در منطقهای است که زمانی در آن سلطه داشت. برای هند، که در ماه می ۲۰۲۵ درگیر درگیری نظامی کوتاهی با پاکستان شد، پیچیدگی تازهای ایجاد میشود زیرا اسلامآباد ممکن است با پشتوانه ریاض جسورتر شود. برای اسرائیل، این توافق متغیری غیرقابل پیشبینی در محاسبات امنیتی است، زیرا ابهام هستهای پاکستان اکنون رسماً وارد چارچوب امنیتی خلیج فارس شده است.
در نهایت، محور ریاض-اسلامآباد نقطه عطفی است که نظم امنیتی چندقطبی تازهای در غربآسیا ترسیم میکند. این اتحاد عملگرایانه و پرریسک، حاصل نیاز متقابل است و هر دو کشور خطر گرفتار شدن در بحرانهای منطقهای یکدیگر را میپذیرند. اما در شرایط کنونی، منافع بیش از هزینهها به نظر میرسد و موفقیت آن در گرو تبدیل همبستگی نمادین به شکوفایی اقتصادی و بازدارندگی واقعی خواهد بود؛ در حالی که جهان منتظر است ببیند این محور تازه وعده ثبات منطقهای را محقق میکند یا شکافهای تازهای میگشاید./ منبع


