فراتر از بازی بزرگ؛ معمای قدرتهای میانی و پارادوکس راهبردی آمریکا در آسیای میانه
قدرتهای میانی قواعد جدید آسیای میانه را بازمینویسند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فراتر از بازی بزرگ؛ معمای قدرتهای میانی و پارادوکس راهبردی آمریکا در آسیای میانه» نوشته حجت حدیدی در مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر شده است. این یادداشت با رویکردی ژئواستراتژیک استدلال میکند که الگوی سنتی «بازی بزرگ جدید» دیگر توان توضیح تحولات فعلی منطقه را ندارد و نقش قدرتهای میانی چون ترکیه، ایران و هند در حال بازتعریف نظم ژئواکونومیک آسیای میانه است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
چارچوب کلاسیک «بازی بزرگ جدید» که رقابت در آسیای میانه را میان سه قدرت آمریکا، روسیه و چین خلاصه میکرد، در برابر تحولات اخیر کارایی خود را از دست داده است. تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ موجب شد منابع مسکو درگیر جنگ شود و توان آن برای ایفای نقش امنیتی در آسیای میانه کاهش یابد. همزمان ابتکار کمربند و جاده چین با مشکلاتی مانند بدهیهای فزاینده، بازدهی پایین و مقاومتهای داخلی روبهرو شد. این دو عامل سبب ایجاد خلأ نفوذی شدند که نه آمریکا بلکه مجموعهای از قدرتهای میانی چون ترکیه، ایران و هند در حال پر کردن آن هستند. این کشورها، با توان تأثیرگذاری فراتر از محدودههای بلافصل خود، از طریق تمرکز بر حوزههایی مانند اتصال، انرژی و فرهنگ در پی گسترش نفوذند.
در چنین شرایطی، رقابت جدید در آسیای میانه بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، بر محور ژئواکونومیک و پیوندهای ترانزیتی شکل گرفته است. سه مسیر اصلی در این چارچوب نقش محوری دارند. نخست، ترکیه با تکیه بر سازمان کشورهای ترک و تمرکز بر «کریدور میانی»، مسیر اتصال چین به اروپا را از راه قزاقستان، آذربایجان و دریای خزر توسعه میدهد که روسیه و ایران را دور میزند. این طرح در ظاهر با منافع آمریکا همراستاست، اما به سبب غیرقابلپیشبینیبودن ترکیه، واشنگتن در حمایت از آن تردید دارد. دوم، ایران بهدلیل موقعیت ژئوگرافی ممتاز خود مستقیمترین مسیر برای انتقال کالا از آسیای میانه به آبهای آزاد بهشمار میرود. پروژههایی چون کریدور شمال-جنوب و بندر چابهار برای کشورهای محصور آسیای میانه حیاتیاند، اما تحریمهای آمریکا مانع اصلی اجرای این مسیرها محسوب میشوند و موجب تناقضی در سیاست واشنگتن میان مهار ایران و حمایت از «اتصال جنوب به شمال» شدهاند. سوم، هند در راستای مقابله با چین و پاکستان بر بندر چابهار و مسیرهای مرتبط با ایران تکیه کرده است که تضاد دیگری در سیاستهای آمریکا میآفریند، زیرا از یکسو هند را بهعنوان شریک کلیدی در راهبرد هند-اقیانوس آرام میخواهد و از سوی دیگر مسیر حیاتی نفوذ هند از طریق ایران تحریم شده است.
کشورهای آسیای میانه نیز ناظران منفعل این روند نیستند و از رقابت قدرتها برای سیاست خارجی چندوجهی خود بهره میبرند. آنها با استفاده از فرصتهای همکاری اقتصادی و امنیتی با قدرتهای میانی در پی کاهش وابستگی به روسیه و چین هستند. این وضعیت، برنامهریزی منسجم آمریکا را دشوار میکند، زیرا سیاست واشنگتن گرفتار تضاد میان اهداف منطقهای و جهانی است.
در جمعبندی، ساختار سهجانبه آمریکا-روسیه-چین دیگر پاسخی برای واقعیتهای جدید آسیای میانه نیست. چالش اصلی آمریکا، ناهماهنگی میان بخشهای مختلف سیاستگذاری خود است. در صورتی که واشنگتن خواهان مهار چین و روسیه باشد، ناگزیر باید انعطاف بیشتری نسبت به نقش ترکیه و ایران نشان دهد و حتی معافیتهایی برای پروژههایی مانند چابهار در نظر گیرد. اما در صورت تداوم سیاست فشار بر ایران، نفوذ ژئواکونومیک آینده منطقه به روسیه و چین واگذار خواهد شد. عصر «بازی بزرگ» پایان یافته و دوران جدیدی آغاز شده است که در آن قدرتهای میانی مسیرها و قواعد تازه اتصال در آسیای میانه را ترسیم میکنند./ منبع



