آسیااقتصاد و تجارتخارجی

رؤیای آمریکایی ونس در آینه‌ چین

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «رؤیای آمریکایی ونس در آینه‌ چین» نوشته‌ی جیانلو بی (Jianlu Bi) در فارن پالیسی این فوکِس (Foreign Policy in Focus) منتشر شده است. این یادداشت با نگاهی تحلیلی به کتاب «مرثیه‌ی هیل‌بیلی» اثر جی. دی. ونس، نشان می‌دهد چگونه روایت او از فقر و صعود طبقاتی در آمریکا، بازتابی از تجربه‌ مشابه میلیون‌ها جوان چینی در مسیر پیشرفت اجتماعی است و بر اشتراک انسانی در مبارزه با نابرابری تأکید دارد. در ادامه، چکیده‌ این یادداشت آمده است.


قلب خاطرات جِی. دی. ونس در کتاب «مرثیه‌ی هیل‌بیلی» حقیقتی ژرف و شگفت در خود دارد؛ روایتی که در چین نیز طنین می‌افکند و در برابر نگاه خصمانه‌ای که نویسنده‌اش بعدها برگزیده، ایستاده است. این اثر، نه چون بیانیه‌ای سیاسی بلکه به‌عنوان تجربه‌ای انسانی، داستان مبارزه‌ای جهانی علیه نابرابری موروثی است؛ تلاشی که در همه‌جا، از کوه‌های آپالاشیا تا روستاهای چین، بیانگر خواست مشترک انسان برای رهایی از قید فقر و ناتوانی است. طنز تلخ اینجاست که خاطراتی که در اصل درباره‌ی پیروزی انسان بر سختی‌های مشترک‌اند، اکنون از سوی سیاستمداری ترویج می‌شود که سخنانش همان پیوند انسانی را می‌شکافد و کسانی را که همان مسیر صعود را می‌پیمایند، به‌عنوان تهدید معرفی می‌کند.

در «مرثیه‌ی هیل‌بیلی» زندگی آشفته و دردناک ونس بازتاب می‌یابد: مادر معتاد، پدر غایب، مادربزرگی نیرومند و محیطی پر از اضطراب طبقاتی. این تصویر، مبارزه‌ی اصلی را نشان می‌دهد؛ اینکه چگونه می‌توان چرخه‌ی موروثی فقر، اعتیاد و ناکامی را شکست. او فروپاشی طبقه‌ی صنعتی آمریکا را به‌روشنی ترسیم می‌کند؛ فروپاشی‌ای که نه‌تنها شغل‌ها، بلکه کرامت، انسجام اجتماعی و امید را نیز از بین برد. نتیجه، محیطی سرشار از ناامیدی و رفتارهای خودویرانگر بود. در برابر این هرج‌ومرج، ونس راهی برای نظم یافتن جست؛ ارتش برایش همان نظام منضبط و سختی بود که او را از چارچوب محدود زادگاهش بیرون کشید و مسیرش را به ییل و صعود اجتماعی گشود.

با این ‌حال، روایت ونس با انتقادهای جدی روبه‌رو شد. پژوهشگران و مردم آپالاشیا او را متهم کردند که واقعیت پیچیده‌ی فقر را ساده‌سازی و کلیشه‌هایی چون «تنبلی فقرا» را بازتولید کرده است. برخی نیز وضعیت اقتصادی خانواده‌اش را نه آن‌چنان فقیر دانستند که خود توصیف کرده بود. از دید آنان، خطر در آن است که کل منطقه‌ای متنوع را به تجربه‌ی یک فرد فروبکاهد.در چین، میلیون‌ها جوان، داستانی مشابه دارند. آنان، همانند مردم ونس، در شهرها و روستاهایی رشد کرده‌اند که در اثر گذار سریع اقتصادی، فقر و کم‌امیدی حاکم است. اما «ارتش» آن‌ها، آزمون ملی ورودی دانشگاه‌ها، یعنی «گائوکائو» است؛ نهادی که با انضباط، فداکاری و تلاش، مسیر صعود اجتماعی را تعیین می‌کند. سال‌ها تلاش طاقت‌فرسا، فقر، زندگی ساده و امید به تغییر سرنوشت خانواده، آنان را به نماد پایداری بدل کرده است. این جوانان چینی همانند ونس با اراده‌ی خستگی‌ناپذیر، تقدیر خود را از نو می‌نویسند.

با این ‌حال، در حالی که کتاب ونس همدلی می‌انگیزد، سخنان سیاسی اخیر او درباره‌ی چین، که مردم آن را «دهقانان» می‌خواند و کشورشان را تهدیدی اقتصادی می‌داند، مایه‌ی سردرگمی و تأسف است. او از اقتصاد جهانی شکایت دارد که کالاهای چینی می‌خرد، اما فراموش می‌کند که همان کارگران چینی نیز از طبقات فرودست برخاسته‌اند و با رنج خود آینده‌ای بهتر می‌سازند. درحالی‌که ونس از خوداتکایی و نفی قربانی‌بودن سخن می‌گوید، نادیده می‌گیرد که میلیون‌ها چینی با همین روحیه، بزرگ‌ترین تجربه‌ تاریخی صعود طبقاتی را رقم زده‌اند.

داستان ونس می‌توانست زمینه‌ی همبستگی میان ملت‌ها باشد، زیرا مبارزه برای کرامت انسانی، تجربه‌ای جهانی است. امید آن است که او روزی میان نارضایتی کارگران آمریکایی و تلاش مردم چین تمایز قائل شود و دریابد نیرویی که او در خود می‌ستاید، همان اراده‌ای است که در دل میلیون‌ها نفر در این سوی جهان می‌تپد. چالش حقیقی، یافتن دشمنی بیرونی نیست، بلکه شناخت نبرد مشترک برای عزت و امید در دو کرانه‌ی اقیانوس است؛ نبردی که شایسته‌ی جهانی است بر پایه‌ی تلاش، نظم و خواست انسانی برای صعود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا